نخستین نکته در پیام رهبر معظم انقلاب به مناسبت هفته دفاع مقدس و سالروز شهادت سیدحسن نصرالله را میتوان بیش از هر چیز روایت قدرت ایران اسلامی دانست؛ روایتی که صرفا بر ادعا استوار نیست، بلکه تلاش میکند با بازخوانی تحولات تاریخی معاصر، فاصله میان ایران پیش از انقلاب و ایران مقتدر امروز را برای مخاطب ترسیم کند.
نقطه عزیمت این روایت بازخوانی مناسبات ایران در دوران پهلوی است؛ دورانی که در آن کشور درمعرض نفوذ و مداخله قدرتهای خارجی قرار داشت و منافع ملی به ویژه در حوزه منابع و نفت، تحتتأثیر مناسبات قدرت میان ایران و غرب تعریف میشد. کودتای ۲۸مرداد۱۳۳۲ و نقش آمریکا و انگلیس در آن یکی از مهمترین نقاط این بازخوانی تاریخی است، رویدادی که نمونهای روشن از مداخله مستقیم قدرتهای خارجی در تعیین سرنوشت سیاسی ایران به شمار میآید.
ازاینمنظر انقلاب اسلامی صرفا یک تحول سیاسی داخلی نبود بلکه نقطه پایانبخشِ مناسباتی بود که طی آن قدرتهای خارجی امکان اعمال نفوذ گسترده در ایران را داشتند و طبیعی بود که تغییر این معادله، واکنش قدرتهای استعماری را به دنبال داشته باشد که منافع خود را در ساختار پیشین تعریف کرده بودند و جنگ تحمیلی هشتساله اساسا در همین چارچوب باید تحلیل شود. جنگی که در شرایطی بر ایران تحمیل شد که کشور تازه از یک انقلاب بزرگ عبور کرده بود و از نظر نظامی، اقتصادی و زیرساختی با محدودیتهای جدی مواجه بود. اما اهمیت این مقطع صرفا در خود جنگ نیست بلکه در مقایسه میان نقطه آغاز و وضعیت امروز است.
ایران در آغاز جنگ با انبوهی از محدودیتها و کمبودها مواجه بود، اما در طول دهههای بعد مسیر توسعه ظرفیتهای دفاعی، علمی، فناوری و راهبردی خود را طی کرد و به همین دلیل، دفاع مقدس در این روایت نه فقط یک واقعه تاریخی، بلکه نقطهای برای سنجش روند شکلگیری قدرت ملی ایران است، از دستهای خالی در برابر تهاجم خارجی تا دستیابی به مجموعهای از ظرفیتها و اهرمهای قدرت که امروز در محاسبات منطقهای و بینالمللی ایران نقش دارند.
دومین نکته، اگر برخی تحلیلگران، ایران را در چارچوب مناسبات مادی قدرت و بر اساس مؤلفههای متعارف، در زمره قدرتهای بزرگ یا حتی ابرقدرت چهارم ارزیابی میکنند، در نگاه مطرحشده از سوی رهبر معظم انقلاب در پیام، مؤلفه قدرت ایران صرفا در تجهیزات، اقتصاد یا توان نظامی خلاصه نمیشود. اینجا پای یک مؤلفه متفاوت به میان میآید، مؤلفهای که میتوان آن را «قدرت اجتماعی و معنوی» نامید. قدرت اجتماعی در این چارچوب، همان سرمایهای است که در مقاطع حساس خود را در میدان نشان میدهد.
حضور مردم، مشارکت اجتماعی، آمادگی نیروهای داوطلب و جانفدا و نقشآفرینی اقشار مختلف، از جمله بانوان، بخشی از این پشتوانه مردمی تلقی میشود. در ادبیات جدید قدرت نیز سرمایه اجتماعی و میزان همراهی جامعه با ساختار سیاسی، یکی از مؤلفههای مهم قدرت ملی محسوب میشود؛ بنابراین تأکید بر «عقبه اجتماعی نظام» را میتوان بخشی از همین بازتعریف قدرت دانست، قدرتی که تنها در محاسبات سختافزاری قابل اندازهگیری نیست.
در واقع این پیام تلاش میکند یک معادله متفاوت از قدرت ارائه دهد، معادلهای که در آن قدرت نظامی در کنار سرمایه اجتماعی، استقلال سیاسی، روحیه مقاومت و نقشآفرینی مردم قرار میگیرد. نقش رهبریِ امام خمینی (ره) و پس از ایشان، رهبریِ آقای شهید بهعنوان عامل هدایتکننده این روند مورد تأکید قرار میگیرد و آنچه طی دهههای گذشته شکل گرفته، حاصل ترکیب رهبری، حضور مردم و انباشت تجربههای تاریخی دانسته میشود، تجربهای که جنگ هشتساله یکی از مهمترین مراحل شکلگیری آن به شمار میرود.
سومین نکته، بخش دیگری از پیام رهبر معظم انقلاب نیز به لبنان و سالگرد شهادت سیدحسن نصرالله، رهبر مقاومت اسلامی لبنان، اختصاص دارد؛ شخصیتی که در این پیام صرفا بهعنوان یک فرمانده نظامی یا رهبر سیاسی معرفی نمیشود، بلکه جایگاه او در تاریخ و منظومه مقاومت اسلامی مورد تأکید قرار میگیرد.
در این چارچوب، آینده لبنان نیز به مسئله مقاومت و نسبت آن با تحولات سیاسی این کشور گره میخورد. تأکید بر ماندگاری نام و نقش چهرههای مقاومت در تاریخ، در کنار هشدار نسبت به کسانی که برای حل مسائل لبنان به قدرتهای خارجی چشم دوختهاند بخش دیگری از همین نگاه است.
در واقع پیام رهبر معظم انقلاب در این بخش نیز تلاش میکند یک دوگانه تاریخی را ترسیم کند، یک سوی آن جریان مقاومت و ایستادگی در برابر فشار خارجی قرار دارد و سوی دیگر جریانی که راهحل مسائل را در اتکا به قدرتهای بیرونی و مشخصا اعتماد به آمریکا جستوجو میکند.
چهارمین نکته و در نهایت، میتوان گفت محور مشترک دو بخش اصلی پیام رهبر معظم انقلاب «روایت قدرت ایران اسلامی» است، قدرتی که در بخش نخست در تجربه ایران اسلامی و مسیر عبور از وابستگی به استقلال و اقتدار روایت میشود و در بخش دوم، در تجربه مقاومت لبنان و نقش شخصیتهایی مانند سید حسن نصرا... بازتاب پیدا میکند.
از این منظر، پیام را میتوان بازخوانی یک مسیر تاریخی دانست، مسیری که از وابستگی و مداخله خارجی آغاز میشود، از جنگ و آزمونهای سخت عبور میکند و به تکیه بر ظرفیتهای داخلی، سرمایه اجتماعی و مؤلفههای قدرت ملی میرسد. در این روایت، دفاع مقدس تنها یک خاطره تاریخی نیست، بلکه بخشی از فرایند شکلگیری قدرتی است که امروز جمهوری اسلامی ایران بر پایه آن خود را در معادلات منطقهای و بینالمللی تعریف و تثبیت میکند.