در جست وجوی آرامش و کیفیت زندگی با مهاجرت معکوس به روستا‌ها

  • کد خبر: ۴۴۹۰۷۸
  • ۰۸ مهر ۱۴۰۵ - ۱۷:۰۳
در جست وجوی آرامش و کیفیت زندگی با مهاجرت معکوس به روستا‌ها
برخی از شهروندانی با نقل مکان از مشهد به روستا‌ها و مناطق اطراف شهر، به دنبال ارتقای کیفیت زندگی هستند.

ریحانه موسوی | شهرآرانیوز؛ هر روز صبح، پیش از آنکه خیابان‌ها قفل شوند و آلودگی هوا روی شهر بنشیند، «مهدی» از خانه‌ای در یکی از مناطق خارج از مشهد، راهی محل کارش به داخل شهر می‌شود. او می‌گوید دیگر حاضر نبوده در ازای چند ساعت رفت‌وآمد کمتر، هزینه سنگین مسکن، ترافیک و شلوغی را تحمل کند.

چندکیلومتر آن‌سوتر، خانواده‌ای دیگر پس از سال‌ها زندگی در کلان‌شهر، خانه پدری در روستای اجدادی‌شان را بازسازی کرده‌اند و حالا بخش زیادی از سال را آنجا می‌گذرانند. در سال‌های اخیر، زندگی در شهر‌های بزرگ برای بخشی از شهروندان آن‌قدر پرهزینه و فرساینده شده است که ترجیح می‌دهند از مرکز شهر فاصله بگیرند؛ خواه با بازگشت به روستا، خواه با سکونت در شهر‌های کوچک‌تر یا مناطق اطراف شهر. 

اما آیا این جابه‌جایی‌ها صرفا یک انتخاب برای داشتن زندگی آرام‌تر است یا نشانه‌ای از کاهش کیفیت زندگی در کلان‌شهرها؟ چه عواملی بیش از همه، شهروندان را به ترک شهر یا فاصله گرفتن از آن سوق می‌دهد؟ این گزارش با بررسی تجربه شهروندان و دیدگاه کارشناسان، به‌دنبال پاسخ دادن به این پرسش‌هاست.

از هیاهوی مشهد تا آرامش شاندیز

زهره حمیدی، پنجاه و هشت ساله، کارمند سابق آموزش وپرورش و متأهل است. او فشار فزاینده زندگی شهری، آلودگی صوتی و بصری و هزینه‌های سنگین زندگی و اجاره بها را از عوامل اصلی خروج خود و خانواده اش از مشهد برمی شمارد و‌ می‌گوید: زمانی که از شلوغی و آلودگی مشهد به ستوه آمدم، صدای بوق خودرو‌ها آزارم می‌داد و دود آن‌ها تنفسم را دشوار می‌کرد، تصمیم گرفتم به شاندیز نقل مکان کنم. اکنون با راه اندازی خانه‌های بوم گردی، ماهانه بین ۶۰ تا ۸۰میلیون تومان درآمد داریم و درآمدمان نسبت به گذشته به طور چشمگیری افزایش یافته است.

حمیدی، بزرگ‌ترین مزیت خروج از شهر را بازپس گیری «زمان» می‌داند و توضیح می‌دهد: در مشهد، زندگی‌ام تحت تأثیر ترافیک و زمان بندی‌های فشرده بود، اما اینجا زمان برایم آرام‌تر و باکیفیت‌تر می‌گذرد. احساس می‌کنم ریه هایم دوباره پاک شده است. فشارخونم کاهش یافته و شب‌ها با آرامشی می‌خوابم که در هیچ آپارتمانی در مرکز شهر، تجربه نکرده بودم.

در شهر، همسایه‌ام را‌ نمی‌شناختم، اما اینجا در شاندیز، روابط ما با مردم محلی و همسایه ها، صمیمانه‌تر و انسانی‌تر است. وی درباره معایب این مهاجرت نیز می‌گوید: دشوارترین بخش، دسترسی نداشتن به خدمات بهداشتی و آموزشی در سطح شهر است. زمانی که فرزندم بیمار می‌شود یا به خدمات تخصصی پزشکی نیاز دارم، فاصله با مراکز تخصصی مشهد، گاهی نگران کننده می‌شود.

مهاجرت به روستا، به امید خانه دار شدن

شهروند دیگری که چند سالی است از مشهد به یکی از روستا‌های جاده کلات نقل مکان کرده است، می‌گوید: در شهر توان خرید خانه را نداشتیم و هزینه اجاره نیز زیاد بود. با شیوع ویروس کرونا، فعالیت شغلی مان تقریبا نیمه تعطیل شد. به همین دلیل تصمیم گرفتیم در روستا، زمینی بخریم و به تدریج خانه‌ای در آن بسازیم. حالا به لطف خدا صاحب خانه شده‌ایم.

وی اضافه می‌کند: از سروصدای خودرو‌ها و آلودگی شهر دور هستیم و دیگر با چالش‌های زندگی در خانه‌های آپارتمانی، دست وپنجه نرم نمی‌کنیم. او که همسرش مدیر یک مجموعه پذیرایی و خود نیز شاغل است، بیان می‌کند: درآمد ما نسبت به گذشته افزایش یافته است، اما باتوجه به شرایط نامناسب اقتصادی و تورم، همچنان با کمبود هزینه مواجه می‌شویم.

مشکل اصلی ما رفت وآمد است؛ زیرا این روستا از شهر فاصله دارد، اتوبوس رانی هم خدمات‌ نمی‌دهد. چالش دیگر، کمبود آب است؛ در اینجا روزانه فقط یک ساعت آب داریم. وی اظهار می‌کند: زندگی در روستا، زمانی مناسب است که خانه‌ای بزرگ، زمین کشاورزی یا سرمایه‌ای برای دامداری و فعالیت‌های مشابه داشته باشید.

فرار از گرانی، شلوغی و آلودگی شهر

مریم مزروعی، سی وشش ساله، متأهل و شاغل است. او دو سال پیش از بولوارطبرسی مشهد به یکی از روستا‌های جاده شاندیز، نقل مکان کرده است. این شهروند، افزایش هزینه‌های زندگی، زیاد شدن مبلغ رهن و اجاره مسکن، شرایط آب وهوایی، شلوغی و ترافیک شهری را از عوامل مؤثر بر خروج افراد از شهر‌ها می‌داند.

او درباره وضعیت مالی خود و همسرش پس از نقل مکان به روستا می‌گوید: از زمانی که به منطقه جدید آمده‌ایم، درآمدمان افزایش نیافته است که البته عامل اصلی این وضعیت، تورم است؛ مزروعی به گفته خودش به طور کلی، تصورش از زندگی در روستا با آنچه در واقعیت رخ داده، متفاوت بوده است. وی بیان می‌کند: بااین حال، این جابه جایی برای خانواده‌ام مناسب‌تر بوده است.

این شهروند، مشکلات رفت وآمد، دوری از ایستگاه اتوبوس، کمبود یا گاه نبود آب، محدودیت فرصت‌های شغلی و رسیدگی ناکافی به این مناطق را، از معایب زندگی در روستا‌های اطراف مشهد، برمی شمرد و اظهار می‌کند: کمبود بوستان و مراکز تفریحی و درمانی، از دیگر مشکلات موجود است. برخی افراد ابتدا از سکونت در این مناطق رضایت دارند، اما پس از گذشت یک یا دو سال، دوباره به شهر بازمی گردند. با همه این ها، مزروعی می‌گوید که اگر به گذشته بازمی گشت، زودتر به این روستا نقل مکان می‌کرد.

بهای مهاجرت به روستا

محمد علیزاده، اقتصاددان و کارشناس حوزه مسکن، هزینه‌های زندگی را یکی از دلایل تمایل شهرنشینان به مهاجرت به روستا‌ها و مناطق اطراف شهر‌ها می‌داند و توضیح می‌دهد: بسیاری از افراد، توان ادامه زندگی با چنین شرایطی را ندارند، اما تمایل چندانی به سکونت در روستا‌ها هم ندارند؛ زیرا برای حفظ سبک زندگی پیشین خود، باید از بسیاری از امکاناتی که دراختیار داشتند، صرف نظر کنند.

این کارشناس یادآوری می‌کند: اگر وضعیت اقتصادی به همین شکل ادامه یابد، زندگی در شهر‌های کوچک و روستا‌ها نیز ممکن است دشوارتر شود. این شرایط، همه اقشار جامعه، اعم از مرفه و کم برخوردار، را تحت تأثیر قرار داده است. نکته مثبت این است که با وجود محدودیت‌های صادراتی کشور در وضعیت جنگی، همچنان امکاناتی مانند آذوقه فراهم است؛ زیرا خودمان تولیدکننده هستیم. دولت باید با برنامه ریزی صحیح، زمینه توزیع کالا‌های اساسی را در سطح جامعه و برای اقشار مختلف، به ویژه طبقه متوسط روبه پایین، فراهم کند.

ریشه‌های فرار از شهر‌ها

سیدسعید حسینی، جامعه شناس و استاد بازنشسته دانشگاه، نیز تغییر ساختار بازار و کسب وکار را، یکی از عوامل اجتماعی خروج مردم از شهر‌های بزرگ می‌داند و‌ می‌گوید: امروزه برخی مشاغل به صورت دورکاری و اینترنتی انجام می‌شود و بخش قابل توجهی از ارتباطات نیز از طریق تلفن همراه صورت می‌گیرد، بنابراین افراد الزاما به ارتباطات فیزیکی نیاز چندانی ندارند. کمتر بودن هزینه‌های زندگی و تولید و همچنین هزینه نیروی کار، از دیگر دلایل بازگشت بسیاری از مردم به شهر‌های کوچک و روستاهاست.

وی آلودگی و شلوغی شهر‌های بزرگ را از دیگر عوامل این انتخاب برمی شمارد و بیان می‌کند: این دو عامل، زمان بر و زیان آور هستند. افراد در محیط‌های کوچک‌تر از آسایش روانی بیشتری برخوردارند و از نظر اجتماعی در بستر خانواده جای می‌گیرند و ارتباطات اجتماعی و خانوادگی آنان حفظ می‌شود؛ امری که در شهر‌های بزرگ، کمتر مشاهده می‌شود. 

این جامعه شناس، پیامد‌های مثبت خروج از شهر‌های بزرگ را بیشتر از پیامد‌های منفی آن می‌داند و اظهار می‌کند: یکی از مشکلات ساختار‌های اقتصادی و اجتماعی، تمرکزگرایی است. این رویکرد کنترل را افزایش می‌دهد، اما معمولا در مناطق پیرامونی اختلال ایجاد می‌کند و امکان مشارکت فعال و خلاقانه افراد را کاهش می‌دهد. تمرکززدایی، اقدامی مثبت است؛ زیرا امکان استفاده از ظرفیت‌های مناطق مختلف جغرافیایی را افزایش می‌دهد، از آلودگی شهر‌های بزرگ می‌کاهد، هزینه‌های تولید را کاهش می‌دهد و زمینه رقابت را تقویت می‌کند. 

حسینی بر این باور است که دو گروه، بیشتر از شهر‌های بزرگ مهاجرت می‌کنند: «گروه نخست، افرادی هستند که در شهر‌های بزرگ دیگر امکانات و درآمد کافی ندارند و از سر اجبار این تصمیم را‌ می‌گیرند. گروه دوم، افرادی هستند که تاحدی در کسب وکار خود موفق بوده‌اند و امکان بازگشت به شهر خود و ادامه فعالیت را دارند. این گروه همچنان به مراکز شهر‌ها و پایتخت رفت وآمد می‌کنند و به طور کامل شهر‌های بزرگ را ترک نکرده‌اند.»

مهاجرت معکوس، پیامد مهاجرت مستقیم است

غلامعلی حسامی، پژوهشگر و کارشناس برنامه ریزی شهری، مهاجرت معکوس را پیامد مهاجرت مستقیم می‌داند و‌ می‌گوید: وقتی افراد با امید یافتن شغل و رهایی از اقتصاد محدود روستا وارد شهر می‌شوند، غالبا در حاشیه شهر‌ها سکونت می‌کنند. با توجه به وجود حدود پانزده هسته جمعیتی با گرایش‌های مختلف در حاشیه شهر، افرادی که وارد این مناطق می‌شوند، در معرض شبکه‌های بزهکار شهری قرار می‌گیرند و در مدت کوتاهی با جریان‌های نابهنجار شهری درگیر می‌شوند.

فقط تعداد اندکی می‌توانند از این وضعیت خارج شوند و به شهر یا روستای خود بازگردند. وی توضیح می‌دهد: مناطق۵ و ۶، مهاجرفرست و مناطق۹ و ۱۱ مهاجرپذیر هستند. ازآنجاکه زیرساخت‌ها متناسب با جابه جایی جمعیت در شهر تغییر نمی‌کنند، با پدیده‌ای نابهنجار مواجه می‌شویم که نمود آن، توزیع نامتوازن زیرساخت‌ها در محله‌های مختلف است. 

حسامی یادآوری می‌کند: شهرستان گلبهار طی چند دهه با هدف جذب جمعیت مشهد، طراحی شده است و تقریبا تمام امکاناتی که به مرکز استان اختصاص می‌یابد، برای گلبهار نیز پیش بینی شده است، با این حال اگر گلبهار امروز برای مردم جذابیت دارد، دلیل اصلی آن، فقر حاکم بر جامعه است که مردم را از هسته‌های جمعیتی داخلی به سمت حاشیه می‌راند، نه امکاناتی که برای این شهر فراهم شده است. متأسفانه فرهنگ شهرک‌نشینی در مشهد آن گونه که باید، نهادینه نشده است و نتوانسته‌ایم از گلبهار انتظار داشته باشیم که نقشی مشابه نقش کرج برای تهران ایفا کند.

وی دلیل مهم مشکلات حمل ونقل در مشهد را، ناشی از ضعف فرهنگی می‌داند و اضافه می‌کند: پیامد این ضعف فرهنگی و رفت وآمد‌های غیرضروری و خودرو‌های تک سرنشین، آلودگی هوا و تراکم شدید ترافیکی است. ما همچنان با گرهی پیچیده در حمل ونقل درون شهری مواجهیم که شهروندان را مستأصل می‌کند و شاید در مهاجرت معکوس نیز نقش داشته باشد. 

این کارشناس معتقد است تا زمانی که درک دقیقی از ریشه‌های مشکلات شهری در حوزه حمل ونقل نداشته باشیم، نمی‌توانیم راهکار معقول و اثربخشی پیشنهاد دهیم: اگر مدیریت شهری با هدف محرومیت زدایی، رفاه و زیرساخت‌های لازم را در حاشیه شهر گسترش دهد، مهاجرت به درون شهر تشدید خواهد شد. نمی‌توان به طور مداوم حریم شهر را توسعه داد و انتظار داشت مهاجرت گسترده از روستا‌ها و شهر‌های کوچک به شهر‌های بزرگ، اقتصاد خانواده‌ها را شکوفا کند. اگر به حاشیه شهر‌ها رسیدگی نشود و ساکنان این مناطق با مشکلات بی شمار تنها بمانند، مسائل فراوانی برای آنان ایجاد و بخش قابل توجهی از این مشکلات به مرکز کلان شهر منتقل خواهد شد.

ریشه‌های مهاجرت معکوس

  • جهش هزینه مسکن
  • تورم، کاهش قدرت خرید و از بین رفتن صرفه زندگی در شهر
  • آلودگی، شلوغی، تراکم و ترافیک شهری
  • فقر و کاهش توان اقتصادی خانوار‌ها
  • امکان برخورداری از آرامش، آسایش و حفظ پیوند‌های خانوادگی و اجتماعی
  • تغییر ساختار بازار کار و امکان دورکاری و کاهش وابستگی به شهر

راهکار‌هایی برای کاهش فشار زندگی شهری

  • تمرکززدایی و تقویت شهر‌های کوچک و روستا‌ها
  • توزیع متوازن زیرساخت و خدمات
  • ایجاد شغل و تقویت تولید در مناطق پیرامونی
  • کاهش فشار هزینه مسکن و زندگی
  • توسعه حمل ونقل عمومی و اتصال مناطق پیرامونی
  • اصلاح الگوی ترافیک
گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.