سریال «با عرض معذرت» با رویکردی متفاوت به سراغ روایت موقعیتهای اجتماعی و طنز رفته و حضور بازیگرانی با تجربه در کنار چهرههای تازهتر، یکی از نکات مورد توجه این مجموعه است. یزدان فتوحی نیز از بازیگرانی است که در این سریال با ایفای نقشی متفاوت، بار دیگر توانایی خود را در بازی در فضای طنز به نمایش گذاشته است.
فتوحی که سابقه فعالیت در حوزه بازیگری و طنز را دارد، در سالهای اخیر در آثار مختلفی حضور داشته و تلاش کرده است میان ویژگیهای کمدی و جنبههای واقعی شخصیتهایش تعادل ایجاد کند. حضور او در «با عرض معذرت» بهانهای شد تا درباره چگونگی شکلگیری این نقش، ویژگیهای شخصیت، تجربه همکاری با عوامل سریال، مرزهای طنز و همچنین فعالیتهای اخیر و برنامههای آیندهاش با او گفتوگو کنیم.
فتوحی در گفتوگو با شهرآرانیوز، از علاقهاش به نقش جومونگ در با عرض معذرت، ظرفیت بالای هنرمندان مشهد، ضرورت تولید مستمر آثار آیتمی و دلیل فاصله گرفتنش از کمدی در پروژههای آینده میگوید.
در با عرض معذرت با یک فضای طنز آیتمی و اجتماعی روبهرو هستیم. چه چیزی در فیلمنامه و فضای این مجموعه برای شما جذاب بود که تصمیم گرفتید در آن بازی کنید؟
زمانی که فصل اول ساخته شد با من تماس گرفتند. پیش از آن آشنایی نزدیکی با این گروه نداشتم. وقتی تماس گرفتند، اولین چیزی که برایم جذاب بود این بود که قرار بود در مشهد و در جوار امام رضا(ع) کار کنیم.
وقتی به مشهد آمدم، با گروه بسیار خوبی روبهرو شدم. رضا حاتمیوفا از همان ابتدا رفیق صمیمی من شد و با جواد لیانی و دیگر عوامل هم رابطه خوبی شکل گرفت. با حاجی غلامی هم آشنا شدم و در نهایت گروهی صمیمی داشتیم و فصل اول برایمان تجربه خوبی بود.
برای فصل دوم هم وقتی تماس گرفتند، پذیرفتم. به نظرم متنهای فصل دوم نسبت به فصل اول بهتر شده بود. البته فصل اول هم متنهای خوبی داشت و حمید برزگر که سالها تجربه نویسندگی دارد، در نوشتن آیتمها بسیار توانمند است، اما سازندگان نخستین تجربه خود را در تولید آیتم پشت سر میگذاشتند.
در فصل دوم همه تجربه بیشتری پیدا کرده بودند و کار با تسلط بیشتری پیش رفت. آیتمسازی واقعاً دشوار است. ما سالها خنده بازار را کار کرده بودیم و میدانستم این شکل از برنامهسازی برخلاف ظاهر سادهاش، کار سختی است. بهخصوص ساخت آیتم کمدی گاهی از سریالسازی هم دشوارتر میشود.
تیم مشهدی هم با تجربه فصل قبل، این بار مسلطتر کار کرد. وقتی در مشهد مشغول کار بودم که جنگ ایران، اسرائیل و آمریکا شروع شد، پروژه متوقف شد و من هم به تهران برگشتم.

نقش جومونگ هم برای شما به یکی از بخشهای مورد توجه سریال تبدیل شده است. چقدر به این نقش علاقه دارید؟
من نقش جومونگ را دوست دارم و بچهها هم میگویند این نقش مال تو شده است. هر بار قرار است آیتم جدیدی ساخته شود، برای من مینویسند که بازی کنم. با بهراد خرازی هم مچ هستم و آیتم ما خوب از آب درآمده است.
ترجیح خودم این است که همین یک بخش را بازی کنم تا همان بخش جذابتر شود. در فصل قبل چند آیتم دیگر هم بازی کردم، اما دیدم وقتی روی یک بخش متمرکز هستم، بازخورد بهتری میگیرد. خوشبختانه این بخش بینندگان داخل و خارج از کشور و کاربران فضای مجازی را هم با خود همراه کرده است.
با عرض معذرت در کنار ایجاد موقعیتهای کمدی به مسائل روز جامعه هم میپردازد. از نگاه شما مرز طنز اجتماعی با شوخی صرف کجاست؟
اصولاً آیتمسازی از ابتدا در ایران بر همین مبنا شکل گرفت که به مسائل سیاسی و اجتماعی بپردازد و طنزی داشته باشد که علاوه بر خنداندن مخاطب، تلخی و تأملی هم در آن وجود داشته باشد.
متأسفانه امروز طنز واقعی کم داریم. منظورم با عرض معذرت نیست؛ دوستان در این مجموعه شریف کار کردهاند. اما در سینما شاهد شوخیهای تکراری و استفاده زیاد از رقص و شوخیهای جنسی هستیم و احساس میکنم از معنای واقعی کمدی و طنز فاصله گرفتهایم.
در تئاتر هم گاهی همین اتفاق افتاده است. زمانی تئاتر برای من مقدس بود، اما اینکه دو نفر روی صحنه بیایند، شوخی کنند و مخاطب را بخندانند، اگر بدون ایده تازه باشد، برای مردم هم تکراری میشود. در سینما هم نمونههای مشابهی وجود داشته، اما احساس میکنم این مدل در بسیاری از آثار بیش از اندازه تکرار شده است.
در شرایطی که بازگشت سرمایه در سینما دشوار شده، برخی معتقدند استفاده از چهرههای شناختهشده و فرمولهای امتحانشده کمدی برای جذب مخاطب، انتخابی اقتصادی است. شما این تحلیل را قبول دارید؟
درست میگویند. من به کسانی که به این فیلمها ایراد میگیرند، میگویم اگر دوست ندارید، آنها را نبینید. وقتی مردم میروند و فیلمی را میبینند و دوست دارند، سرمایهگذار هم همان مسیر را ادامه میدهد.
اما ما ایرانیها گاهی یک موضوع را آنقدر تکرار میکنیم که در نهایت خودمان هم خرابش میکنیم. اگر یک فرمول بیش از اندازه تکرار شود، مخاطب هم از آن خسته خواهد شد.
در این مجموعه بازیگران باتجربه در کنار چهرههای جوان و تازهنفس حضور دارند. همکاری با هنرمندان مشهدی را چطور دیدید؟
هنرمندان مشهد واقعاً خوب هستند. بدون اغراق، سال گذشته به آنها گفتم اگر در آینده سریال کمدی بسازم، از شما استفاده میکنم.
بچهها بسیار باادب، بااستعداد و باانگیزه بودند و نسبت به چهرههای شناختهشده احترام میگذاشتند. در جلسهای که از عوامل این سریال تقدیر میکردند هم به مسئولان گفتم قدر این هنرمندان را بدانند و شرایطی فراهم کنند که در مشهد سریال و آثار بیشتری ساخته شود.
درباره بازیگران مشهد هم باید بگویم که همگی بااستعداد هستند. حامد وکیلی بازیگر بسیار خوبی است و سالها در تئاتر فعالیت کرده، اما آنطور که باید دیده نشده بود. خوشبختانه در سریالم جورچین فرصت همکاری با او را داشتم.
چرا خودتان در مشهد سریال نمیسازید؟
برای ساخت سریال بودجه لازم است. وقتی اینهمه استعداد در مشهد وجود دارد، باید بیشتر به آنها فرصت داده شود، اما متأسفانه چنین اتفاقی به اندازه کافی رخ نمیدهد.
من برای برگزاری ورکشاپ به شهرهای مختلف کشور میروم و استعدادهای زیادی میبینم. خیلیها میگویند اگر از شهرستان به تهران بیاییم، به ما نقش میدهند، در حالی که به آنها میگویم خود تهرانیها هم امروز شرایط خوبی ندارند.
در سینما، تئاتر و تلویزیون، گروه محدودی از بازیگران مدام در آثار مختلف تکرار میشوند. در پلتفرمها هم گاهی همین چهرهها را در چند اثر پشت سر هم میبینیم و این تکرار میتواند مخاطب را خسته کند.
خود من هم پیشنهادهای زیادی دارم، اما تلاش میکنم انتخاب کنم و از حضور بیش از اندازه در آثار مختلف پرهیز کنم. زمانی در دوران خنده بازار آنقدر در تلویزیون حضور داشتم که خودم احساس کردم ممکن است مردم از دیدنم خسته شوند.
بازیگر نباید در هر برنامهای حضور داشته باشد. اگر قرار باشد در یک رئالیتیشو یا مسابقه شرکت کنم، ترجیح میدهم برنامهای باشد که برایم جذاب و باکیفیت باشد.
به همین دلیل از حضور در پانتولیگ محمدرضا گلزار لذت بردم. مسابقه بود، جدی گرفتم و تا فینال هم رسیدم. اخیراً در یک مسابقه تلویزیونی دیگر هم شرکت کردم و آنجا هم تجربه خوبی داشتم.

یکی از ویژگیهای با عرض معذرت توجه به اتفاقات روز است. به نظر شما طنز تلویزیونی امروز چقدر باید با مسائل روز جامعه همراه باشد؟
کاملاً باید بهروز باشد. ما چهار سال خنده بازار را بر اساس اتفاقات روز جلو بردیم. برنامههای آیتمی اگر قرار است اثرگذار باشند، باید با فاصله کوتاه نسبت به اتفاقات جامعه تولید شوند.
به نظرم باید برای این نوع برنامهها بودجه مشخص در نظر بگیرند تا در تمام طول سال ساخته شوند. ما ۵۰ قسمت خنده بازار را شروع میکردیم و مثلاً برای نوروز کار میکردیم. بعد از پایان آن، یکی دو ماه برای مناسبت بعدی پیشتولید داشتیم.
در چهار سالی که خنده بازار روی آنتن بود، فقط دو یا سه وقفه داشتیم. اتفاقی که یک روز میافتاد، گاهی همان شب در برنامه دیده میشد. معتقدم با عرض معذرت هم اگر مورد توجه قرار گرفته، باید امکان تولید مستمر داشته باشد.
در کنار با عرض معذرت، حضور شما در پانتولیگ هم مورد توجه قرار گرفت. تجربه حضور در یک مسابقه مبتنی بر پانتومیم چه تفاوتی با بازی در سریال دارد؟
خیلی متفاوت است. یکی از نکات مثبت پانتولیگ این است که محمدرضا گلزار در کنار اجرای مسابقه، درباره موضوعات مختلف هم صحبت میکند و بهویژه در زمینه زندگی مشترک و مسائل اجتماعی حرفهایی میزند که به نظرم مورد توجه قرار گرفته است.
پانتولیگ هم سرگرمی خودش را دارد و هم از نظر اجتماعی حرفهایی برای گفتن دارد. من هم چون در خندوانه تجربه چنین بازیهایی را داشتم، مسابقه را جدی گرفتم.
یکی از چیزهایی که در این برنامه مورد توجه قرار گرفت، هیجان و داد و فریادهای من سر همتیمیهایم بود. وقتی وارد مسابقه میشوم، واقعاً هیجان مسابقه من را میگیرد و برای برنده شدن تلاش میکنم. دوست ندارم کسی صرفاً برای دریافت پول به برنامهای برود و بدون مشارکت جدی حضور داشته باشد.
به نظرم زندگی هم شبیه یک مسابقه است و برای رسیدن به هدف باید تلاش کرد. بیتفاوت بودن و گوشهای نشستن، زندگی را جلو نمیبرد.
با توجه به فعالیت اخیرتان، آیا پیشنهاد تازهای برای بازی در سینما، تلویزیون یا نمایش خانگی دارید؟
فعلاً پیشنهادی از تلویزیون ندارم. درباره یکی دو سریال شبکه نمایش خانگی صحبت کرده بودم و قرار بود کار را شروع کنیم، اما با شروع جنگ پروژه متوقف شد.
صحبتهایی انجام دادهام و امیدوارم شرایط فراهم شود تا بتوانم برای یک پلتفرم سریال بسازم. سریالی که در ذهن دارم، کمدی نیست.
سالها طنز کار کردهام. پیش از خنده بازار هم فیلمهای کمدی میساختم، اما بعد از حضور طولانی در خنده بازار بیشتر وارد فضای کمدی شدم. با این حال دغدغه اجتماعی دارم و دوست دارم در پروژه بعدی به سراغ یک اثر اجتماعی بروم.
به نظرم ساخت اثر اجتماعی از کمدی راحتتر است. خنداندن بسیار سختتر از گریاندن است. این روزها هم به دلیل شرایط جامعه و مشکلات اقتصادی و حال نامساعد بسیاری از مردم، خودم حال و هوای کمدی ندارم و نمیتوانم کمدی بنویسم.
کمدی به ذهن باز و خلاق نیاز دارد. احساس نم یکی از دلایل ضعف برخی متنهای کمدی امروز همین است که شرایط روحی نویسندگان هم مناسب نیست. کمدی زمانی بهتر شکل میگیرد که مردم حال بهتری داشته باشند و فرصت و حوصله تماشای آن را پیدا کنند.
شما در رشته روانشناسی تحصیل کردهاید. چرا این رشته را انتخاب کردید؟
به خاطر سینما و نویسندگی روانشناسی خواندم. دوست داشتم دانش روانشناسی را یاد بگیرم تا بتوانم از آن در هنر استفاده کنم.
در پایان درباره با عرض معذرت و همکاری با عوامل این سریال چه نظری دارید؟
خدا را شکر با عرض معذرت به جایگاه خودش رسید. امیدوارم بیش از اندازه تکرار نشود، ادامه پیدا کند و بازیگرانش هم فرصت پیدا کنند نقشهای متفاوتی را تجربه کنند.
عوامل این سریال گروه درجهیکی هستند. هر زمان با من تماس بگیرند، با کمال میل با آنها کار میکنم. فضای کارشان صمیمی و دوستانه است و من آنها را دوست دارم. تلویزیون هم باید قدر چنین گروههایی را بداند و فرصت بیشتری برای فعالیت آنها فراهم کند.