به گزارش شهرآرانیوز، امروز ۱۴ مهر، سومین سالگرد درگذشت آتیلا پسیانی است؛ هنرمندی که عصر یکی از روزهای نخست پاییز ۱۴۰۲ در فرانسه از دنیا رفت. او برای ادامه درمان در این کشور حضور داشت و با وجود شرایط جسمی نامناسب، تصاویری که در واپسین روزهای زندگیاش از او منتشر شد، همچنان نشانی از همان خندهها و روحیه سرزنده همیشگی را در خود داشت.
سه سال از آن روز گذشته و حالا پسیانی در قطعه هنرمندان بهشت زهرا آرام گرفته است؛ اما نام و شیوه کاری او همچنان در تئاتر ایران زنده است.
کودکی که روی صحنه بزرگ شد
آتیلا پسیانی از همان کودکی با تئاتر و پشت صحنه آن آشنا بود. مادرش، جمیله شیخی، بازیگر بود و همین موضوع باعث شد فضای نمایش بخش جداییناپذیر سالهای کودکی او باشد.
او در ۱۰ سالگی و به شکلی اتفاقی نخستین تجربه بازیگری خود را پشت سر گذاشت. بازیگر نمایش حکومت زمان خان در صحنه حاضر نشد و رکنالدین خسروی، کارگردان اثر، از پسیانی ۱۰ ساله برای اجرای دو نقش احمدشاه قاجار و شاگرد دلاک استفاده کرد.
یک سال بعد، مسیر آیندهاش برای خودش روشن شده بود؛ قرار بود زندگیاش با هنر و بهویژه تئاتر گره بخورد.
وفاداری به تئاتر تجربی
پسیانی در ۱۶ سالگی به کارگاه نمایش رفت؛ مجموعهای که فعالیتش بر آثار تجربی و آوانگارد متمرکز بود. نگاه متفاوتی که او در این دوره پیدا کرد، تا پایان زندگی همراهش ماند.
پس از انقلاب و با مهاجرت یا تغییر مسیر تعدادی از اعضای کارگاه نمایش، پسیانی این مسیر را ادامه داد و بعدها از او به عنوان یکی از چهرههای اثرگذار و بنیانگذاران تئاتر تجربی ایران یاد شد.
او در اواخر دهه ۶۰ همراه با همسرش فاطمه نقوی گروه تئاتر بازی را راهاندازی کرد؛ گروهی که سالها محل فعالیت خانواده پسیانی و شماری از هنرمندان تئاتر بود و در سالهای پایانی زندگی او، سرپرستی آن به دخترش ستاره پسیانی سپرده شد.
از خانواده پسیانی تا نسل تازه تئاتر
گروه تئاتر بازی تنها به اعضای خانواده پسیانی محدود نبود و هنرمندانی همچون محمد چرمشیر و حمید جبلی و در سالهای بعد اصغر پیران و روحالله حقگوی لسان نیز با آن همکاری داشتند.
پسیانی در مقام کارگردان سختگیر بود و در بازیگری نیز کارنامهای بسیار متنوع داشت. او در کنار فعالیت تصویری، در تئاتر حساسیت بیشتری نسبت به انتخاب آثار و شیوه اجرا نشان میداد.
با این حال، یکی از ویژگیهای مهم او حمایت از هنرمندان جوان بود. بسیاری از بازیگران و کارگردانان نسلهای بعد، پسیانی را نه فقط به عنوان یک همکار، بلکه به عنوان دوستی قابل اعتماد و حامی خود میشناختند.
از کوارتت تا قهوه قجری
پسیانی در سالهای فعالیتش در آثار کارگردانان مختلفی روی صحنه رفت؛ از کوارتت امیررضا کوهستانی و جنگ و صلح رضا ثروتی تا آنتیگونه و کالیگولا به کارگردانی همایون غنیزاده، نامبرده علیاصغر دشتی، طناب نصیر ملکیجو، نمیتونیم راجع بهش حرف بزنیم جابر رمضان و باغبان مرگ آروند دشتآرای.
فعالیت او به بازیگری محدود نمیشد و در برخی پروژهها مسئولیتهایی مانند طراحی نور، مشاوره کارگردانی یا هماهنگی برای حضور بازیگران را نیز برعهده داشت.
پسیانی همچنین علاقه ویژهای به بازخوانی و بازآفرینی متون کلاسیک داشت. قهوه قجری بر اساس هملت، تبار خون با نگاهی به لیرشاه، بحرالغرایب با نگاهی به طوفان، دیابولیک رومئو ژولیت، کشتی شیطان با نگاهی به زن دریایی هنریک ایبسن و عرق خورشید اشک ماه از جمله آثاری بودند که این رویکرد را در کارنامه او نشان میدهند.
آخرین صحنهای که ناتمام ماند
آخرین حضور پسیانی در تئاتر با قهوه قجری رقم خورد؛ نمایشی که حدود ۲۰ سال پس از اجرای نخست، این بار با حضور گروهی از بازیگران جوان روی صحنه رفت.
نوید محمدزاده، هوتن شکیبا، اصغر پیران، روحالله حقگوی لسان و نوید جهانزاده در این اجرا حضور داشتند. نمایش ابتدا در سیوهشتمین جشنواره تئاتر فجر اجرا شد و سپس در زمستان ۱۳۹۸ به تالار اصلی مجموعه تئاترشهر رسید.
اما تنها چند شب از اجرای عمومی آن گذشته بود که شیوع کرونا سالنهای تئاتر را تعطیل کرد و اجرای قهوه قجری ناتمام ماند؛ یکی از کارهای ناتمام آتیلا پسیانی.
رویای سالنی برای گروه بازی
یکی از آرزوهای پسیانی داشتن سالنی برای تمرین و اجرای آثار گروه تئاتر بازی بود؛ رویایی که مانند بسیاری از هنرمندان تئاتر هیچگاه برای او محقق نشد.
با این حال، علاقه او به صحنه و گروهش تا سالهای پایانی زندگی ادامه داشت و حتی در دوران بیماری نیز ارتباطش با فضای هنر و تئاتر قطع نشد.
آخرین بزرگداشت و جملهای که معنای دیگری پیدا کرد
در بهار ۱۴۰۲ و همزمان با زادروز پسیانی، مراسم بزرگداشتی برای او در خانه هنرمندان ایران برگزار شد. او در حالی که بیماری جسمش را نحیف کرده بود، همچنان همان شیطنت و نگاه سرشار از زندگی را حفظ کرده بود.
پسیانی در آن مراسم با همان طنازی همیشگی، درباره برگزاری این بزرگداشت با تردید شوخیآمیزی سخن گفت و از تجربههای مشترکش با محمد چرمشیر یاد کرد؛ اینکه هرگاه همهچیز بیش از اندازه طبق روال پیش میرفت، احساس میکردند یک جای کار میلنگد.
چند ماه بعد، این جمله معنای تلختری پیدا کرد. آتیلا پسیانی در میانه مهر ۱۴۰۲ از دنیا رفت؛ هنرمندی که مرگ با تصویر همیشگی او از زندگی چندان سازگار نبود.
سه سال پس از رفتنش، آنچه از پسیانی باقی مانده فقط مجموعهای از نقشها و نمایشها نیست؛ میراث او را باید در تئاتری جستوجو کرد که برای تجربه کردن، نسل تازهای که از آنها حمایت کرد و جهانی هنری که تا آخرین روزهای زندگی برای گسترش آن تلاش داشت.