احد مطبوعی| شهرآرانیوز؛ در نشست تخصصی نقد و بررسی نمایش «شربت زعفران، آویشن، پونه و چند قطره روغن گل مغربی»، سیدجواد اشکذری به عنوان منتقد، مصطفی یوسف زاده به عنوان مجری، کارشناس به بررسی متن، ساختار، بازیها و کارگردانی اثر پرداختند و سارا پاکدل، نویسنده و کارگردان نمایش، درباره شکل گیری ایده، روند تولید و جهان نشانه شناختی اثر توضیح داد.
سیدجواد اشکذری، نمایش را فراتر از عنوان «نمایش زنانه» ارزیابی کرد و گفت که اثر، نمایشی با رویکردی اجتماعی از منظر یک زن است. به اعتقاد او، جنسیت در این نمایش به یک محدودیت موضوعی تبدیل نشده و نگاه زنانه اثر بیشتر در نحوه مواجهه با «درد و رنج» قابل مشاهده است.
عضو کانون ملی منتقدان تئاتر کشور با بررسی نمایش از منظر نویسندگی، «تم» را یکی از نخستین مسائلی دانست که نویسنده باید در شکل گیری اثر نسبت به آن آگاهی داشته باشد و «درد و رنج» تم شکل گیری روایت داستانی نمایش است.
اشکذری نمایشنامه را دارای تضادهای بسیاری در رفتارهای شخصیت و موقعیتهای نمایشی دانست و گفت: نمایش مخاطب را در سه موقعیت «مرگ پدربزرگ»، «بارداری دختر» و «سقط جنین» قرار میدهد و در تضادهای شادی و غم، خنده و گریه، روایتی از رنجها و دردهای یک خانواده در دهه ۸۰ به نمایش میگذارد. نمایش به خوبی میتواند مخاطب را در شرایط زندگی و بحرانهای آن خانواده قرار بدهد؛ بنابراین تضادهای موجود در متن توانستهاند به عناصر مؤثر در شکل گیری درام تبدیل شوند.
او همچنین استفاده از ساختار رئالیستی را از نقاط قابل توجه نمایش بیان کرد و گفت در شرایطی که تولید آثار رئالیستی کمتر شده است، این نمایش توانسته ارتباط میان چهار نسل را به یکی از محورهای خود تبدیل کند؛ رویکردی که به گفته او، با بسیاری از نمایشهایی که صرفا بر تقابل نسلها استوارند، تفاوت دارد.
این منتقد در ادامه، مهمترین نقطه قوت نمایش را متن دانست و گفت قدرت متن از اجرا بیشتر است. او بازگشتهای روایی به اتفاقات زندگی خانواده نمایش در دهه ۸۰ را از نقاط مثبت ارزیابی کرد، اما در عین حال معتقد بود در برخی موقعیت ها، روایت با سرعت زیادی از جزئیات عبور میکند.
اشکذری همچنین به بازیها و میزانسن نمایش اشاره کرد و گفت: برخی اغراقها در بازی بازیگران، تعادل کلی اجرا را تحت تأثیر قرار داده است. از نظر او، اجرای یک نمایش واقع گرا به تجربه و دقت زیادی در کارگردانی نیاز دارد و در این اثر نیز میتوانست میزانسنها با دقت بیشتری طراحی شود.
این هنرمند «ریتم» را از ویژگیهای اصلی نمایش دانست و تأکید کرد که ریتم اثر در طول اجرا دچار افت نمیشود.
مصطفی یوسف زاده، کارشناس تئاتر، اثر را نمایشی واقع گرا دانست که داستان آن در اواخر دهه ۸۰ میگذرد. او شخصیتهای نمایش را متعلق به طبقه متوسط جامعه دانست و جزئیات موجود در متن و اجرا را از نقاط قابل تحسین اثر بیان کرد. به گفته وی، این جزئیات به شکلی فکرشده و بر پایه تضاد شکل گرفتهاند و همین مسئله در بده بستان دیالوگها و شکل گیری موقعیتهای کمیک نیز خود را نشان میدهد.
یوسف زاده همچنین معتقد بود نمایش در عین حرکت در مسیر واقع گرایی، در دام افراط در بازنمایی واقعیت گرفتار نشده است. از نظر او، بازآفرینی فضای دهه ۸۰ و رعایت حد و اندازه در نمایش دادن رخدادهای تلخ، از نقاط قوت متن است.
او بازیهای بازیگران را نیز یکی از امتیازهای نمایش دانست و گفت امضاهای شخصی بازیگران توانسته مفهوم درام را به مخاطب منتقل کند.
سارا پاکدل، نویسنده و کارگردان نمایش، در بخش پایانی نشست درباره روند شکل گیری اثر توضیح داد و از دشواریهای فرایند رسیدن نمایش به مرحله اجرا گفت.
او با اشاره به اینکه در سال ۱۳۸۸ هفت سال داشته، این مقطع تاریخی را بخشی پررنگ از خاطرات و تجربه زیسته خود دانست. پاکدل همچنین تأکید کرد که در طراحی جهان نمایش، طبقه فرودست جامعه هدف اصلی بوده و این مسئله از طریق جزئیاتی مانند شغل خیاطی مادر، در بخشهای مختلف اثر بازنمایی شده است.
پاکدل درباره نقش گروه طراحی و بازیگران در شکل گیری فضای نمایش نیز توضیح داد و گفت طراح لباس و گریم از ابتدای پروژه در کنار گروه حضور داشتهاند و بازیگران نیز در فرایند تولید به ایجاد جزئیات دقیقتر از فضای دهه ۸۰ کمک کردهاند.
او همچنین از پیشینه خانوادگی خود و آشنایی با آداب و رسوم خانوادههای سنتی به عنوان یکی از منابع شکل گیری جهان نمایش یاد کرد و گفت علاقه شخصی اش به اسطوره شناسی را نیز وارد اثر کرده است.
به گفته پاکدل، نمادگرایی در نمایش با هدف نشان دادن ماندگاری برخی سنتها در طول نسلها به کار گرفته شده است. او شخصیت اصلی را در مسیر یک «سفر قهرمان ناکام» توصیف کرد و گفت در طراحی برخی عناصر داستان، از بازنمایی دیوها در روایتهای ایرانی نیز استفاده شده است.
پاکدل در همین باره به حضور نماد «آل» در یکی از شخصیتهای داستان اشاره کرد؛ عنصری که به گفته او بخشی از لایه اسطورهای و نمادین نمایش را شکل میدهد.
آنچه از مجموع بحثهای این نشست به دست میآید، مواجهه اثری است که در سطح نخست، روایتی اجتماعی و واقع گرا از خانواده و زندگی در اواخر دهه ۸۰ ارائه میدهد، اما در لایههای زیرین خود تلاش میکند از طریق اسطوره و نماد، به مفاهیمی، چون رنج، سنت، خاطره و انتقال تجربه میان نسلها نزدیک شود.