به گزارش شهرآرانیوز؛ «اسباب زحمت»، جدیدترین تجربه سریال سازی سعید آقاخانی در تلویزیون است که با تکیه بر موقعیتهای کمدی به ظاهر عادی و ترکیب سه بازیگر شناخته شده و کاربلد در این عرصه، تلاش میکند طنز را از دل ماجراهای یک گروه کارگری بیرون بکشد. این مجموعه در بهمن سال گذشته پخش خود را به عنوان سریال مناسبتی ماه رمضان آغاز کرد، اما با وقوع جنگ متوقف شد و از آنتن کنار رفت. پس از حدود شش ماه، این مجموعه دوباره روی آنتن شبکه یک سیما رفته است و در حالی که قسمتهای پایانی فصل نخست آن پخش میشود، فصل دومش هم وارد مرحله تولید شد.
با این حال، در فاصله چند قسمت مانده به پایان فصل نخست، شکاف میان ظرفیتهای ناشکفته این سریال و انسجامی که جایش در فیلم نامه خالی است، به خوبی به چشم میآید.
«اسباب زحمت» در قالب کمدی اجتماعی و خانوادگی، قصه چند کارگر باربری را محور قرار داده است که شغلشان، مواجهه با اقشار مختلف مردم و قرار گرفتن در معرض قصهها و موقعیتهای تازه را ایجاب میکند. ایده اسباب کشی، به عنوان پس زمینه داستان، بهانهای است برای ورود شخصیتهای اصلی به ماجراهای متفاوتی که قرار است از دل آنها لحظات بامزه استخراج شود.
طرح اصلی سریال از ابوالفضل کاهانی است؛ نویسندهای که نگارش فیلم «زیر نظر» به کارگردانی مجید صالحی و سریال نمایش خانگی «رقص روی شیشه» ساخته مهدی گلستانه را در کارنامه دارد. تهیه کنندگی «اسباب زحمت» نیز بر عهده سعید آقاخانی و حسام آقابابایی پور است. آقاخانی هم زمان کارگردانی مجموعه و ایفای نقش اصلی را بر عهده دارد.
سعید آقاخانی که سابقه بیش از سه دهه فعالیت در عرصه کمدیهای تلویزیونی را در کارنامه دارد، اساسا سریال سازی خوش قریحه و بی ادعاست که تقریبا همیشه در جلب نظر مخاطب عام تلویزیون موفق ظاهر شده است؛ کارگردانی که در سالهای اخیر، هم با «راز بقا» در شبکه نمایش خانگی تجربه موفقی را پشت سر گذاشته و هم با مجموعه چندفصلی و محبوب «نون خ» یکی از شناخته شدهترین برندهای کمدی تاریخ تلویزیون را خلق کرده است.
بر همین اساس، طبیعی است که اثر تازه او، به خصوص وقتی تلویزیونی باشد، با «نون خ» مقایسه شود؛ مجموعهای که به واسطه شخصیت پردازی روان، فضای بومی و طنز دل نشینش، توانست هویت مستقلی برای خود دست وپا کند. در مقام مقایسه، «اسباب زحمت» از نظر کیفیت تولید و ترکیب بازیگران، به مراتب بهتر از «نون خ» است، اما برآیند کیفی آن، در گرمی و یکدستی، به پای اثر پیشین آقاخانی نمیرسد.
یکی از دلایل اصلی این تفاوت، غیبت امیر وفایی، نویسنده خوش ذوق و باریک بین «نون خ»، است که در این تجربه آقاخانی را همراهی نکرده است؛ فیلم نامه نویس تخصصی کمدی که در شکل دادن به لحن، شخصیت پردازی و جنس شوخیهای دو ساخته قبلی آقاخانی نقش مهمی داشت و جای خالی اش در «اسباب زحمت» محسوس است.
با وجود غیبت وفایی، «اسباب زحمت» کاملا از جهان کمدیهای سعید آقاخانی جدا نشده است و با جای گذاری متناوب همان شوخیهای کوتاه و مینی مالی که در «نون خ» و «راز بقا» کار میکردند، لحظات بامزهای میسازد. در این لحظات، سازندگان سریال نشان میدهند که شناخت خوبی از فضای کمدی تلویزیونی دارند، اما مشکل زمانی پدیدار میشود که این شوخیها با جنس دیگری از طنز درمی آمیزند.
بدین ترتیب، فیلم نامه «اسباب زحمت» که قسمت هایش را نویسندگان مختلف نوشتهاند، از پرشهای لحنی و روایی رنج میبرد. گاهی موقعیتی با ظرافت و بدون اغراق شکل میگیرد، اما چند دقیقه بعد، همان فضای مهارشده و شوخیهای حساب شده، جای خود را به شوخیهایی درشت میدهند که بیش از اندازه پرحرف و کش دار از آب درآمدهاند. در نتیجه، تداوم لحن سریال مخدوش میشود و اثری که گاهی یک کمدی موقعیت مهندسی شده است، ناگهان به کمدی بزن وبکوب و شخصیت محور تبدیل میشود که برای خنده گرفتن از مخاطب، کارش به اغراق و حتی لودگی میرسد.
انسجام نداشتن متن در ساختمان روایت و برخی خرده داستان ها، آسیب دیگری را هم در پی دارد که همان رهاشدگی بعضی خطوط فرعی، بدون جمع بندی روشن و منطق روایی است. مشخصا شخصیت «صادق» بیش از دیگران در معرض چنین آسیبی قرار میگیرد؛ شخصیتی که در بسیاری از لحظات، به مثابه موتور محرک کمدی عمل میکند، اما بارها از مرز شوخ طبعی عبور میکند و با پرحرفی و فریاد، از خط بیرون میزند.
مجموع این نکات نشان میدهد مهمترین مسئله «اسباب زحمت»، نه ضعف در ایده یا فقر بازیگر کارکشته طنز، بلکه نبود انسجام کافی در طراحی قصه و نگارش متن است. عناصر روایی این اثر اغلب به شکل هماهنگ کنار یکدیگر قرار نمیگیرند و همین ناهماهنگی باعث شده برخی سکانسها تماشایی و گیرا، و برخی دیگر سطحی و حتی آزاردهنده جلوه کنند.
نقطه قوت اصلی «اسباب زحمت»، بدون تردید، مثلث محوری این سریال، متشکل از سعید آقاخانی، حسن معجونی و عباس جمشیدی فر است؛ سه هنرپیشهای که به ترتیب در نقشهای احمدآقا، ناصرخان و صادق، ترکیبی همگون و بامزه را شکل دادهاند و بعضا خلاقیتهای فردی و قدرت بداهه پردازی آنها از متن پیشی میگیرد.
آنچه میان این سه نفر جریان دارد، فراتر از نتیجه کنار هم قرار گرفتن سه بازیگر کمدی شناخته شده است. تفاوت جنس بازی آنها باعث شده است پاسکاریهای کلامی و واکنشهای متقابلشان در بسیاری از سکانسها طبیعی و پرکشش باشد. آقاخانی با بازی کنترل شده و بدون اغراقش، معجونی با نگاهها و بیان منحصربه فردش و جمشیدی فر با انرژی و شلوغ کاریهای خود، سه ضلع متفاوت مثلثی را تشکیل میدهند که به خوبی تضاد ایجاد میکنند و مکمل یکدیگر هستند.