هرودوت، والرین، کراسوس، ترامپ، روبیو، نتانیاهو و جهان غرب همیشه این را میدانسته که ایرانی جماعت همیشه برای گرفتن حقش جنگیده و زیر بار حرف زور نرفته است. در این نبرد تمدنی، انسان ایرانی برانداز باشد یا انقلابی، دستِ آخر ایرانی است و غرب با همین دشمن است. بله؛ ایرانی بودن سخت است، با هویتی به طول تاریخ، چشم انداز آقایی در عالم و رنجی که در این مسیر وجود دارد.
سخنرانی اخیر مارکو روبیو در آتن را همه شنیدیم. وزیر امور خارجه کشوری که ۲۵۰ سال قدمت دارد، از جنگهای تمدن باستانی ایران با رومیان سخن گفت؛ از ماجرای تصرف آتن به دست سپاهیان خشایارشاه در سال ۴۸۰ پیش از میلاد و روایتی که وزیر امورخارجه در آن، ایرانیان را غارتگر، وحشی و صاحب تمدنی شرارت بار خطاب کرد.
ماجرای سخنرانی روبیو، بیش از همه سیلی واقعیت به گوش همه آنهایی بود که ۴۷ سال است در پوسته برانداز به هر طریق ممکن در تلاشند تا غرب وحشی را دوست واقعی ملت ایران معرفی و این جنگ تمدنی را به یک تقابل سیاسی سطحی میان آمریکا و جمهوری اسلامی محدود کنند. حالا پس از ۴۷ سال، صورت بندی انسان غربی بیشتر برای مردم ما به نمایش درمی آید.
ذات اینها همین است. انسان غربی هیچوقت با دیگران نساخته است. این حقیقت را حتی آنهایی که در دانشگاههای آمریکا درس خواندهاند و همیشه بر طبل تعامل و سازش میکوبند، به خوبی میدانند. هرودوت در یونان باستان، ایرانیها را بربر میخواند. مالکوم ایکس هم در سخنرانی مشهور خود، تصریح میکند که سفیدپوستان، سیاه پوستان را برده خانگی خود میدانند. این هویت غرب است؛ زمانی منحصر در اسپانیایی ها، پرتغالی ها، فرانسویها و انگلیسیها بود و حالا قلب آن در ایالات متحده آمریکا میتپد.
در این تقابل تمدنی غرب با کل عالم، ایران هم جایگاه ویژهای دارد. همیشه همینطور بوده است. ایران جای مهمی است؛ جایی که درباره تاریخ دقیق اصالتش به اندازه یک هزاره میان مورخان اختلاف وجود دارد. جایی که دسترسی سریع چهارگوشه دنیا را به هم فراهم میکند. تاریخ ما هم با وجود همه فرازها و نشیب هایش، همیشه این را ثابت کرده که ایرانیها اگر از درگیریهای داخلی عبور کنند و حکومت مرکزی آنها بتواند ثبات ایجاد کند، رویکرد برون گرا در پیش گرفته است.
حالا حقیقت بیش از هر زمان دیگر عریان است. جهان میداند اگر ایران بتواند از این جنگ بیرون بیاید و درگیر اختلافات داخلی نشود، در سطح عالی تری در عرصه بین الملل عرض اندام خواهد کرد. این ناگزیر است. دلیل جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه هم همین بود؛ برای پیشگیری از تمدنی که اینجا درحال شکل گرفتن است. تنها راهکار عملیاتی هم این است که «ایرانی وجود نداشته باشد» و اینجاست که راهبرد تجزیه ایران به کلان استراتژی غرب تبدیل میشود.
هرودوت، والرین، کراسوس، ترامپ، روبیو، نتانیاهو و جهان غرب همیشه این را میدانسته که ایرانی جماعت همیشه برای گرفتن حقش جنگیده، زیر بار حرف زور نرفته و پرچمش را به هر قیمت ممکن برافراشته نگه داشته است. شمشیر، شرف، پرچم و وطن همیشه در این جغرافیا ارزش بوده است. هیچوقت هم نمیتوان با جغرافیا کشتی گرفت. این از آن هویتهایی است که شما هیچگاه نمیتوانید با آن بجنگید. برانداز یا انقلابی، دستِ آخر ایرانی هستید و غرب با همین دشمن است. بله؛ ایرانی بودن سخت است، با هویتی به طول تاریخ، چشم انداز آقایی در عالم و رنجی که در این مسیر وجود دارد.