«تا حقیقت کفشهایش را بپوشد، دروغ نیمی از جهان را دور زده است.»
این جمله، حکایت دیروز نیست؛ روایت هر روز ماست. روزگاری دروغ برای پیمودن راه خود به زمان و زبان نیاز داشت؛ اما امروز، گاهی با یک تیتر هیجانانگیز، تصویری بیتاریخ، فایل صوتی ناشناس یا پیامی با عنوان «فوری و مهم»، راه میافتد و پیش از آنکه حقیقت مجال آشکار شدن پیدا کند، هزاران بار بازنشر میشود.
اما ماجرا فقط به دروغسازان و شایعهپردازان محدود نیست. گاهی دروغ، نه با دست سازندهاش، بلکه با انگشتان کسانی منتشر میشود که آن را باور کردهاند؛ کسانی که شاید قصد فریب نداشته باشند، اما از سر دلسوزی، نگرانی، هیجان یا احساس مسئولیت، خبری را بیآنکه از صحت آن مطمئن باشند، برای دیگران میفرستند.
اینجاست که مرز میان قربانی شایعه بودن و ناخواسته به حلقه انتشار آن تبدیل شدن، باریک میشود.
در جهان رسانهای امروز، سرعت انتشار خبر لزوماً نشانه اهمیت آن نیست؛ همانطور که بازنشر چندباره یک خبر، دلیلی بر صحت آن نیست. گاهی تکرار، جای سند را میگیرد و آنچه بارها در گروهها و کانالهای مختلف دیدهایم، بهاشتباه حقیقت میپنداریم.
آسیب شایعه نیز به باور یک خبر نادرست ختم نمیشود. شایعه میتواند اعتماد عمومی را فرسوده کند، آبروی افراد را ببرد، گروههای اجتماعی را مقابل یکدیگر قرار دهد و در شرایط بحران، بر نگرانی و التهاب جامعه بیفزاید. گاه تکذیب یک خبر، هرگز به اندازه انتشار اولیه آن دیده نمیشود و حتی پس از آشکار شدن حقیقت، ردّ آن در ذهنها باقی میماند.
در چنین فضایی، سواد رسانهای ضرورتی برای زندگی مسئولانه در جهان امروز است. یعنی پیش از پذیرفتن هر پیام، اندکی مکث کنیم؛ میان واقعیت و تفسیر، خبر و شایعه، سند و ادعا تفاوت بگذاریم و از خود بپرسیم: این خبر نخستین بار کجا منتشر شده است؟ منبع آن کیست؟ آیا سندی برای تأییدش وجود دارد؟ آیا منابع معتبر و مستقل دیگری نیز آن را تأیید کردهاند؟
گاهی کافی است بهجای اعتماد به تصویر بریدهشده، ویدئوی بدون تاریخ یا نقلقولی نامشخص، سراغ منبع اصلی برویم؛ متن کامل و زمینه انتشار را بررسی کنیم و خبر را با اسناد و گزارشهای معتبر بسنجیم. اگر به پاسخ روشنی نرسیدیم، لازم نیست حتماً موضعی بگیریم یا پیامی را بازنشر کنیم.
گاهی مسئولانهترین کار، بازنشر نکردن خبری است که هنوز از صحت آن مطمئن نیستیم.
بصیرت رسانهای نیز از همینجا آغاز میشود؛ از اینکه اسیر نخستین برداشت خود نشویم، اجازه ندهیم خشم، ترس و هیجان بهجای عقل و داوری ما تصمیم بگیرند و حتی خبری را که با باورهای خودمان سازگار است، بینیاز از بررسی ندانیم. حقیقت، فقط آن چیزی نیست که دوست داریم درست باشد.
البته مسئولیت اصلی تولید و انتشار آگاهانه اطلاعات جعلی بر عهده کسانی است که عامدانه به تحریف واقعیت میپردازند؛ اما مسئولیت ما در برابر آنچه میخوانیم، باور میکنیم و به دیگران میرسانیم، انکارشدنی نیست. رسانههای حرفهای نیز با راستیآزمایی، شفافیت در معرفی منابع، اصلاح خطاها و پایبندی به اخلاق حرفهای، در حفظ مرز میان خبر و شایعه نقش تعیینکننده دارند.
شاید نتوانیم مانع حرکت دروغ شویم، اما میتوانیم با هر بازنشر نسنجیده، مسیرش را هموار نکنیم.
پیش از آنکه خبری را بفرستیم، لحظهای درنگ کنیم؛ شاید حقیقت هنوز در راه باشد.