وقتی پرستاران قهرمان قصه‌های سینمای ایران می‌شوند

  • کد خبر: ۴۵۲۶۳۳
  • ۲۳ مهر ۱۴۰۵ - ۱۲:۲۵
وقتی پرستاران قهرمان قصه‌های سینمای ایران می‌شوند
سینمای ایران نیز در سال‌های گذشته، پرستاران متفاوتی را به تصویر کشیده است؛ از زنانی که در روز‌های جنگ برای نجات مجروحان جان خود را به خطر می‌اندازند تا پرستارانی که در سکوت بیمارستان، با رنج بیماران و پیچیدگی‌های زندگی خود دست وپنجه نرم می‌کنند.

شکیبا افخمی راد | شهرآرانیوز؛ پرستاری از آن حرفه‌هایی است که معنایش به مراقبت از بیمار و انجام وظایف درمانی محدود نمی‌شود. پرستار در لحظه‌های ترس، درد و انتظار، همراه بیمار و خانواده اوست و گاهی با مهربانی و حضورش، مرهمی بر رنجی می‌شود که درمان به تنهایی از پس آن برنمی آید. همین وجه انسانی، پرستاری را به ظرفیتی قابل توجه برای روایت سینمایی تبدیل کرده است.

سینمای ایران نیز در سال‌های گذشته، پرستاران متفاوتی را به تصویر کشیده است؛ از زنانی که در روز‌های جنگ برای نجات مجروحان جان خود را به خطر می‌اندازند تا پرستارانی که در سکوت بیمارستان، با رنج بیماران و پیچیدگی‌های زندگی خود دست وپنجه نرم می‌کنند. به مناسبت ولادت حضرت زینب (س) و روز پرستار، مروری داریم بر چند نقش ماندگار که بازیگران ایرانی با آن ها، تصویر‌های متفاوتی از مراقبت، مسئولیت و زندگی پرستاران را به نمایش گذاشته‌اند.

زنی که برای نجات ۴ نوزاد در شهر ماند

گلچهره سجادیه در فیلم «سرزمین خورشید» ساخته احمدرضا درویش، نقش هانیه، امدادگر و پرستاری را بازی می‌کند که در روز‌های اشغال خرمشهر، میان ترک شهر و ماندن برای نجات مجروحان، دومی را انتخاب می‌کند. او که ابتدا قصد دارد همراه دو فرزندش شهر را ترک کند، در ادامه مسئولیت نجات چهار نوزاد را برعهده می‌گیرد و باید در میان حملات دشمن، آن‌ها را به مقصد برساند.

آنچه بازی سجادیه را ماندگار می‌کند، ترکیب صلابت و عطوفت در شخصیت هانیه است. او زنی را به تصویر می‌کشد که با وجود ترس و خطر، از مسئولیت خود دست نمی‌کشد و در موقعیتی بحرانی، هم زمان مراقب کودکان و مجروحان است. سجادیه برای این نقش، سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن جشنواره پانزدهم فیلم فجر و تندیس نخستین جشن خانه سینما را دریافت کرد.

وقتی پرستاران قهرمان قصه‌های سینمای ایران می‌شوند

روایت عشق در بیمارستان جنگی

در فیلم «شیدا» ساخته کمال تبریزی، لیلا حاتمی نقش پرستاری به نام شیدا را بازی می‌کند که در روز‌های دفاع مقدس از فرهاد، رزمنده‌ای مجروح از ناحیه چشم، مراقبت می‌کند. شیدا به توصیه یکی از نزدیکان فرهاد برای او قرآن می‌خواند، کاری که به تدریج به شکل گیری رابطه‌ای عاطفی میان آن دو می‌انجامد. فرهاد نیز پیش از آنکه چهره شیدا را ببیند، به صدای او و توجهی که به وضعیتش دارد دل می‌بندد.

این روایت، در عین شرح دلدادگی شیدا و فرهاد، روایتگر تلاش و ایثار پرستاران در دوران دفاع مقدس هم هست. حاتمی نیز با بازی آرام و کنترل شده خود، مهربانی پرستار و تردید‌های عاطفی او را باورپذیر می‌کند. «شیدا» از نقش آفرینی‌های تحسین شده این بازیگر است و برای او نامزدی سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن جشنواره هفدهم فیلم فجر را به همراه داشت.

وقتی پرستاران قهرمان قصه‌های سینمای ایران می‌شوند

در میان پرستاری و مادری

گلشیفته فراهانی در فیلم «میم مثل مادر» ساخته رسول ملاقلی‌پور، نقش سپیده را بازی می‌کند، پرستاری که در دوران جنگ، هنگام کمک به یک زن باردار در بمباران شیمیایی سردشت، در معرض مواد شیمیایی قرار می‌گیرد. سال‌ها بعد، وقتی متوجه می‌شود فرزندش با معلولیت به دنیا خواهد آمد، با مخالفت همسرش برای نگه‌داشتن کودک روبه‌رو می‌شود، اما تصمیم می‌گیرد او را به دنیا بیاورد و بزرگ کند. سپیده در کنار مراقبت از فرزندش، باید با غیبت همسر و بیماری مادرش نیز کنار بیاید.

فراهانی در این نقش، رنج و استقامت زنی را به نمایش می‌گذارد که مسئولیت مراقبت از دیگران بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی او شده است. ملاقلی‌پور ضمن نمایش گوشه‌ای از رنج پرستاران با پیوند زدن تجربه پرستاری و مادری، یادآوری می‌کند که پیامد‌های جنگ با پایان درگیری‌ها تمام نمی‌شود و گاه تا سال‌ها در جسم و زندگی بازماندگان باقی می‌ماند. بازی فراهانی نیز برای این فیلم تحسین منتقدان را به همراه داشت.

وقتی پرستاران قهرمان قصه‌های سینمای ایران می‌شوند

وقتی آتش بس هم به بیمارستان امان نداد

در فیلم «روز‌های زندگی» ساخته پرویز شیخ طادی، هنگامه قاضیانی نقش لیلا را بازی می‌کند که در کنار همسرش، دکتر امیرعلی علوی، در بیمارستانی صحرایی به مجروحان رسیدگی می‌کند. داستان در روز‌های پایانی جنگ می‌گذرد.

زمانی که پذیرش قطعنامه امید به پایان درگیری‌ها را زنده می‌کند، اما حملات دوباره دشمن، کارکنان بیمارستان و مجروحان را در موقعیتی بحرانی قرار می‌دهد. شیخ طادی در این فیلم تلاش کرده بخشی از جان فشانی‌های پزشکان و پرستاران را روی پرده آورد.

قاضیانی نیز با ترکیب عواطف شخصی و مسئولیت حرفه‌ای، به خوبی توانسته شمایل زنی را به تصویر بکشد که عشق و تعهدش به نجات بیماران درهم تنیده است. بازی او برگ برنده فیلم به شمار می‌رود و برایش سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن جشنواره سی‌ام فیلم فجر و تندیس جشن خانه سینما را به همراه داشت.

وقتی پرستاران قهرمان قصه‌های سینمای ایران می‌شوند

پرستاری که فراتر از وظیفه اش رفت

رضا میرکریمی در فیلم «امروز»، شبنم مقدمی را در نقش شبنم مجد، پرستاری دقیق و مسئولیت پذیر، مقابل دوربین برده است. داستان با یونس، راننده تاکسی‌ای که زنی باردار را به بیمارستان می‌رساند، آغاز می‌شود و در ادامه، رفتار پرستار، بخشی از بار عاطفی روایت را بر دوش می‌کشد.

شبنم مجد در عین سخت گیری و پایبندی به وظایف حرفه‌ای، نسبت به وضعیت بیمار دلسوز است. مقدمی با بازی متعادل خود، اقتدار و مهربانی را در کنار هم قرار می‌دهد و از ساختن تصویری صرفا احساساتی از پرستار فاصله می‌گیرد.

شخصیت او به واسطه همین ویژگی‌ها باورپذیر است، زنی که مراقبت از بیمار را جدی می‌گیرد و در موقعیت‌های حساس، فراتر از انجام وظایف اداری عمل می‌کند. این نقش برای مقدمی سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن جشنواره سی ودوم فیلم فجر را به همراه داشت.

وقتی پرستاران قهرمان قصه‌های سینمای ایران می‌شوند

حضور در خط مقدم

عاطفه رضوی در فیلم «نجات یافتگان» ساخته رسول ملاقلی پور، نقش مریم، پرستاری را ایفا می‌کند که در میدان جنگ برای نجات یک مجروح قطع نخاعی تلاش می‌کند. برخلاف بسیاری از فیلم‌های جنگی که پرستاران را در پشت خط مقدم نشان می‌دهند، این اثر آن‌ها را مستقیما در دل خطر قرار می‌دهد. مریم در مسیری دشوار، مجروح را همراهی می‌کند و در شرایطی که امکان کمک گرفتن محدود است، از تلاش برای نجات او دست نمی‌کشد.

تصویر او که برانکارد مجروح را در موقعیتی خطرناک به دنبال خود می‌کشد، جلوه‌ای از استقامت و مسئولیت پذیری شخصیتی است که وظیفه اش را حتی در سخت‌ترین شرایط رها نمی‌کند. رضوی در این نقش، پرستاری را به تصویر می‌کشد که مراقبت از بیمار برایش تنها یک وظیفه شغلی نیست، بلکه تعهدی انسانی است که تا آخرین توان به آن پایبند می‌ماند. او در این فیلم یکی از متفاوت‌ترین تصویر‌های زنان در سینمای دفاع مقدس را ثبت کرده است.

وقتی پرستاران قهرمان قصه‌های سینمای ایران می‌شوند

مراقبت از یک مجروح جنگی

در فیلم «پرستار شب» ساخته محمدعلی نجفی، مهناز افضلی نقش ماری، زن جوان مسیحی‌ای را بازی می‌کند که مسئولیت مراقبت از یک رزمنده زخمی را برعهده می‌گیرد. ماری احساس می‌کند چهره مجروح برایش آشناست و در طول مراقبت از او، می‌کوشد راز این آشنایی را کشف کند. نامه‌هایی که همراه رزمنده است نیز او را به درک تازه‌ای از زندگی می‌رساند. با مرگ مجروح، ماری درمی یابد که او حامل پیامی از سوی یکی از آشنایانش بوده که در جبهه کشته شده است.

درواقع رویارویی ماری با رنج و سرنوشت بیمار، نگاه او را به زندگی تغییر می‌دهد. «پرستار شب» از نمونه‌های سینمایی است که پیوند میان مراقبت از بیمار و تجربه‌های عاطفی و معنوی پرستار را در بستر جنگ روایت می‌کند. در این فیلم، پرستار قهرمان اصلی یک روایت جنگی نیست، اما حضورش مسیر داستان را شکل می‌دهد. مهناز افضلی نیز بازی پذیرفته شده‌ای در فیلم «پرستار شب» دارد و توانسته حالات مختلف یک انسان را در موقعیت‌های متضاد به خوبی به تصویر بکشد.

وقتی پرستاران قهرمان قصه‌های سینمای ایران می‌شوند

به دنبال تحقق آرزو‌های کودکان بیمار

در فیلم «کاپیتان» ساخته محمد حمزه‌ای، پانته آ پناهی‌ها نقش پرستاری در بخش کودکان مبتلا به سرطان را بازی می‌کند که تلاش دارد به بیماران کمک کند آرزوهایشان را تجربه کنند.

او فرزندش را بر اثر سرطان از دست داده و اکنون حسرت می‌خورد که چرا در روز‌های زندگی او، تمام تمرکز بر روی بیماری فرزندش بوده و فرصت چندانی برای تحقق آرزوهایش فراهم نکرده است. این تجربه تلخ، نگاه او به کودکان بیمار را تغییر داده است.

پرستار «کاپیتان» می‌خواهد کودکان در کنار روند درمان، فرصت خندیدن، خیال پردازی و تجربه لحظه‌های معمول کودکی را نیز داشته باشند. پناهی‌ها با شوخی، صمیمیت و رفتاری متناسب با دنیای کودکان، شخصیتی مهربان و باورپذیر می‌سازد. در این فیلم، مراقبت از بیمار تنها به درمان جسم محدود نیست، توجه به آرزو‌ها و نیاز‌های عاطفی کودکان نیز بخشی از مسئولیت پرستار است.

وقتی پرستاران قهرمان قصه‌های سینمای ایران می‌شوند

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.