به گزارش شهرآرانیوز؛ شاید زمانی که آدمها بیمار هستند و درد میکشند، یکی از اوقاتی باشد که بدون هیچ نقابی، خود واقعی شان هستند، خود واقعی که ممکن است مضطرب شود، خشمگین شود، بی حال و کلافه شود یا...؛ پرستاران کسانی هستند که هر روز با بیمارانی سر و کار دارند که با همین چهره بی نقاب در بیمارستان بستری شدهاند.
آنها بدون داشتن هیچ نسبت خونی و عاطفی با بیمار تمام تلاششان را برای بهبود حال بیمار میکنند؛ حتی اگر در گوشهای از ذهنشان به دغدغه مالی یا خستگی ناشی از کار فکر کنند، با لبخند بیماری که حالش بهتر شده است، آن افکار را از یاد میبرند.
آنها شغل خود را انتخاب کردهاند و شاید علاقه به همین مراقبت از آدم هاست که موجب میشود به کارشان ادامه دهند؛ اما پشت این انتخاب، خستگیها و دغدغههایی هم پنهان است که پررنگترین آنها مطالبات پرستاران در خصوص وضعیت پرداختیهای مالی آن هاست.
مهدی اکبری، پرستار بیمارستانهای ولایت و جوادالائمه (ع) مشهد، میگوید: پرستاری را از روی علاقه انتخاب کرده و با وجود کمبودها و دشواریهای این شغل، همچنان از انتخاب خود پشیمان نیست. او از سال ۱۳۹۳ تا ۱۳۹۷ در رشته پرستاری تحصیل کرده، پس از آن دو سال خدمت سربازی را پشت سر گذاشته و از سال ۱۳۹۹ کار پرستاری را آغاز کرده است.
بخش عمده سابقه کاری اش به بخش مراقبتهای ویژه به خصوص آی سی یوی قلب باز مربوط میشود؛ یعنی بخشی که بیش از هر جای دیگری باید عشق به پرستاری را در عملکردش نشان بدهد، زیرا آنجا خبری از حضور همراه بر بالین بیمار نیست و پرستار، تنها مراقب حال بیمار است؛ بنابراین همه چیز به ارتباط عمیق انسانی پرستار با بیمار برمی گردد.
او همیشه آینده خودش را در شغل پرستاری یا معلمی میدیده است که هر دوی آنها به نوعی خدمت رسانی و کمک به اعضای جامعه است و در نهایت پرستاری را برمی گزیند. اکبری پرستاری را شغلی چندبعدی میداند که در آن پرستار باید هم از دانش علمی برای بهبود وضعیت بیمار استفاده کند و هم از نظر روحی و روانی حامی او باشد. به گفته او، پرستار باید بیمار را از همه نظر تحت کنترل داشته باشد و به گونهای از او حمایت کند که در زمان بستری، احساس تنهایی نکند و دلگرم باشد.
شاید تصور عامه مردم این باشد که مردان عاطفه کمتری در روابط انسانی به خرج میدهند، اما دیدگاه اکبری نشان میدهد که دست کم او به عنوان یک مرد که در جایگاه پرستاری قرار دارد، عواطف هم نوع خود را با اهمیت میداند؛ «تأثیری که شغل پرستاری بر دیدگاه من نسبت به زندگی داشته، این است که نگاهم به مشکلات مردم عمیقتر شده و حس همدلی و کمک به دیگران در من افزایش پیدا کرده است. در بیمارستان با بیمارانی روبه رو میشوم که حتی توان خرید دارو ندارند و همین تجربه، همدردیام را با مردم بیشتر کرده است.»
او معتقد است تصور بخشی از جامعه درباره پرستاری با واقعیت این شغل فاصله دارد. به گفته اکبری، برخی مردم پرستار را فردی میدانند که فقط تزریق انجام میدهد، در حالی که وقتی از نزدیک با حجم و تخصصی بودن کار پرستاران و عشق آنها نسبت به کار، به ویژه در مراقبت از بیماران بدحال، روبه رو میشوند، متوجه میشوند پرستاری به تزریق آمپول محدود نمیشود. او میگوید: در بسیاری از ساعات شبانه روز، پزشک بر بالین بیمار حضور ندارد و این پرستار است که به صورت مداوم کنار بیمار میماند.
یکی از خاطراتی که اکبری از دوران کاری خود به یاد دارد، مربوط به بیمار سالمندی است که به دستگاه تهویه مصنوعی وصل بود و برای تحمل بهتر شرایط، داروهای خواب آور دریافت میکرد؛ «پس از بهبود وضعیت بیمار و جداشدن او از دستگاه، بیمار به من گفت که در تمام آن روزها متوجه تلاش هایت بودم و از مراقبت هایم تشکر کرد. همین موضوع خیلی حس خوبی برایم داشت، اینکه بیمار حتی در زمانی که به زعم ما هوشیار نبوده، نسبت به اتفاق اطرافش آگاه بوده است.»
او همچنین از بیماران هوشیار، به ویژه کودکان و نوجوانانی که پس از تصادف در آی سی یو بستری میشوند، یاد میکند. به گفته اکبری، این بیماران گاهی به دلیل نبودن پدر و مادر در کنارشان یا اضطراب بستری شدن، احساس تنهایی و ترس دارند. او ادامه میدهد: پرستاران در چنین شرایطی با آنها صحبت میکنند، به آنها اطمینان میدهند که در کنارشان هستند و نیازهایشان را پیگیری میکنند. او معتقد است کاهش اضطراب بیمار میتواند به بهبود وضعیت او و ادامه روند درمان کمک کند.
این پرستار توضیح میدهد که در آی سی یو، بیمار به صورت مداوم و لحظه به لحظه پایش میشود و چیزی به نام استراحت در جریان مراقبت از بیمار وجود ندارد. پرستار باید وضعیت تغذیه بیمار، شرایط بیمارانی را که به دستگاه تنفس متصل هستند، هماهنگی بیمار با دستگاه و علائم حیاتی را کنترل
کند. گلایه پرستاران نشانه دوست داشتن کارشان است؛ میخواهند اوضاع بهتر شود. اکبری میگوید شیفتهای در گردش، ساعت کاری نامنظم و شب کاریهای متعدد، بدن پرستار را فرسوده میکند. تعداد زیاد بیماران و کمبود نیرو هم فشار کاری را بیشتر کرده؛ طوری که گاهی یک پرستار باید هم زمان از دو یا سه بیمار بدحال مراقبت کند. با این حال، پرستاران آی سی یو با وجود کار تخصصیتر و دشوارتر، مزیت خاصی نسبت به سایر بخشها ندارند. او از پرداخت دیرهنگام و با فاصله چند ماهه تعرفه پرستاری نیز گلایه دارد.
آقای اکبری مهمترین مطالبه پرستاران را پرداخت بموقع مطالبات و کاهش فشار کاری میداند؛ «افزایش جذب نیروی پرستاری میتواند فشار کاری و شیفتهای پشت سرهم را کاهش دهد و برای فارغ التحصیلان جدید نیز جذابیت این رشته را بیشتر کنند. مطالبات پرستاران هر سال تکرار میشود، اما بسیاری از این خواستهها همچنان شنیده نشده است.»
فشار کاری و شرایط سخت اقتصادی میتواند هر کسی را از کارش دلسرد کند، اما اکبری همچنان عاشق شغلش است. شرایط دشوار اقتصادی برخی از پرستاران را به کار در چند مرکز درمانی واداشته است. خود او هم در درمانگاه و بیمارستان دیگری کار میکند و میگوید: زندگی با یک حقوق برای بسیاری از پرستاران دشوار است.
نجمه تقی نژاد، پرستار بخش آی سی یوی قلب باز بیمارستان جوادالائمه (ع) مشهد، نیز حدود ۱۰ سال است که در حرفه پرستاری فعالیت میکند و نزدیک به هشت سال از این سابقه را در آی سی یوی قلب باز این بیمارستان گذرانده است. او پرستاری را شغلی میداند که ادامه دادنش بیش از هر چیز به علاقه و عشق به کار وابسته است؛ زیرا فشار کاری و وضعیت مالی پرستاران با مسئولیت و دشواریهای شغلشان تناسب ندارد.
اما با وجود این فشار کاری، روحیه و انرژی مثبت خوبی دارد؛ زیرا معتقد است بیمار در شرایطی است که باید از نظر روحی حمایت شود و همین موضوع موجب میشود که حتی وقتی از نظر روحی حال خوشی ندارد، بازهم به روی بیماران لبخند بزند و با آنها پرانرژی صحبت کند؛ «با این حال گاهی بعضی از بیماران متوجه حالم میشوند و میگویند امروز چشمانت نمیخندد.»
تقی نژاد میگوید: در آی سی یوی قلب باز، بیماران معمولا با شرایط بحرانی و پس از عمل جراحی به بخش منتقل میشوند و مراقبت از آنها پراسترس و سنگین است. با این حال، وقتی بیماری با وضعیت نامناسب از اتاق عمل تحویل گرفته میشود و با حال بهتر از بخش خارج میشود، خستگی پرستاران از بین میرود. او لبخند بیمار پس از بهبود را یکی از دلایل مهمی میداند که پرستاران را به ادامه کار ترغیب میکند. تقی نژاد دوران همه گیری کرونا را نیز درحالی سپری کرده که باردار بوده است.
او میگوید: با وجود قرارگرفتن در گروه مادران پرخطر، در آن دوره به کار ادامه دادم و با رعایت پروتکلها در بیمارستان فعالیت میکردم. در بیمارستان تخصصی قلب در هر شیفت دست کم یک بیمار مبتلا به کووید وجود داشت. ازآنجاکه بیماران قلبی حساس بودند و بیمار مبتلا به کووید به پرستار جداگانه نیاز داشت، گاهی حجم کار سایر پرستاران بیشتر میشد.
شرایط کرونا سبب شد که خانواده از او بخواهند کار پرستاری را کنار بگذارد؛ «همسرم که از مشوقان اصلی من برای ادامه کار بوده، در دوره کرونا میخواست به دلیل بارداری و شرایط خطرناک شیوع بیماری در خانه بمانم. با این حال علاقه من به شغل پرستاری و وجدان کاریام اجازه نمیداد زمانی که به حضور من نیاز است، در خانه بمانم یا اینکه فشار کاری همکارانم بیشتر شود.»
او از خاطرات شیرین بسیاری در دوران کاری اش یاد میکند؛ «بیمارانی هستند که با وضعیت بسیار نامناسب، پس از احیای قلبی یا دوره طولانی بستری، با حال خوب از بیمارستان خارج شدهاند. یکی از بیماران پس از سه ماه بستری که ما از او قطع امید کرده بودیم، با پای خود بیمارستان را ترک کرد و همچنان برای دیدن ما به بیمارستان میآید.»
در مقابل، تقی نژاد خاطره تلخی از خانم جوانی دارد که دو فرزند خردسال داشت. او پیش از عمل با بیمار صحبت کرده و به او اطمینان داده بود که اوضاع خوب خواهد شد، اما بیمار پس از عمل، جان خود را از دست میدهد؛ «این بیمار را بعد از عمل به بخش آورده بودند و هنوز جانش را از دست نداده بود، من میخواستم به همسر بیمار دلداری بدهم، اما در میانه صحبت هایم خودم شروع به گریه کردم و همراه بیمار داشت من را دلداری میداد؛ بیماران و خانواده هایشان در طول بستری به تدریج مانند اعضای خانواده پرستاران میشوند و بیماران برای آنها جایگاه پدر، مادر، خواهر، برادر یا فرزند را پیدا میکنند.»
تنگناهای مالی سبب شده بارها از انتخاب شغل پرستاری پشیمان شود؛ به ویژه زمانی که میبیند برخی افراد با تحصیلات مشابه، درآمد بیشتری دارند. با این حال، او معتقد است دیدن حال خوب و لبخند بیماران سبب میشود این ناراحتیها از یادش برود و به همین دلیل، با وجود دشواریهای کار، از پرستاری جدا نشده است.
شیفتهای این بخش، شش ساعته است و تقی نژاد به دلیل داشتن فرزند خردسال، بیشتر در شیفتهای روز و گاهی عصر کار میکند. او میگوید مراقبت از دخترش را که چهار سال و نیم دارد، مادرش به عهده میگیرد و اگر کمک مادرش نباشد، ادامه کار برایش بسیار دشوار میشود.
به گفته تقی نژاد، در سالهای اخیر نه تنها وضعیت مالی پرستاران بهتر نشده، بلکه برخی پرداختهای ویژهای هم که پیشتر به دلیل سنگینی کار در آی سی یوی قلب باز انجام میشد، حذف شده است.
او میگوید با وجود اینکه میتواند به بخشهای دیگر منتقل شود، اما سالهای زیادی در این بخش کار کرده است و همکاران خوبی دارد؛ به همین دلیل آرامش روانی برایش اهمیت دارد. با این حال، خیلی از نیروها به دلیل نبود مزایا و فشار بالای کار، این بخش را ترک کردهاند؛ چون آی سی یو قلب باز محیطی بسیار پراسترس است و پرستار باید پیوسته برای بیرون آوردن بیمار از وضعیت بحرانی تلاش کند.
در این بخش، فشار خون، ضربان قلب و وضعیت بیمار ممکن است در هر لحظه تغییر کند و پرستار حتی چند لحظه هم نمیتواند از بیمار غافل شود. به گفته او، استراحت واقعی در این بخش وجود ندارد و تنها پرستاران شیفت شب میتوانند به صورت نوبتی و آن هم درحالی که تعداد بیماران کمتر باشد، حدود یک ساعت استراحت کنند.
تقی نژاد علاوه بر کار در آی سی یو، عضو تیم آنکال دیالیز بیمارستان نیز هست. یکی از دلایلش این است که این کار میتواند در کنار حقوق پرستاری، از نظر مالی کمکش کند. او توضیح میدهد که بیمارستان دو دستگاه دیالیز دارد و یک تیم هفت نفره، بسته به برنامه آنکال، دیالیز بیماران بخشهای مختلف را انجام میدهند.
تقی نژاد مهمترین خواسته خود و همکارانش را توجه بیشتر به وضعیت معیشتی پرستاران میداند. به گفته او، کار کردن در دو مرکز برای یک پرستار، به ویژه پرستاران خانمی که فرزند خردسال دارند، بسیار دشوار است؛ حتی با وجود اینکه همسرش شغل خوبی دارد، تأمین هزینههای زندگی واقعا سخت است.
او شرایط پرداختی را در شأن پرستاران نمیداند و میگوید وقتی قرار است پرستار از نظر روحی هم بیمار را حمایت کند، نباید خودش دغدغهای داشته باشد؛ اما اکنون برخی همکاران در چهار مرکز کار میکنند و بعد از ۳۶ ساعت شیفت، بر بالین بیمار حاضر میشوند. به باور او، این شرایط توان ارائه مراقبت مطلوب را از پرستار میگیرد؛ بنابراین اگر دغدغههای مالی پرستاران کاهش یابد، میتوانند با تمرکز و آرامش بیشتری از بیماران حمایت کنند.