به گزارش شهرآرانیوز؛ شاید برای صدها هزار آوارهای که در اردوگاه جنگ زدگان خان یونس زندگی میکردند، ۲۹ اکتبر ۱۹۶۲ هم یک روز تلخ و سخت و دور از خانه همچون روزهای دیگر بود، اما هیچکس فکرش را نمیکرد پسری که سحرگاه آن روز در خانه سنوارها به دنیا آمد و نامش را «یحیی» گذاشتند، ۶۱ سال بعد واقعاً به آرمان فلسطین زندگی میبخشد و آن را جاودانه و جهانی میکند. این، روایتی متفاوت از زندگی فرمانده افسانهای حماس شهید یحیی السنوار است.
یحیی در اردوگاه آوارگان فلسطینی خانیونس در جنوب نوار غزه متولد شد. پدرش از نسل شیخ احمد یاسین، قهرمان سرشناس ملت فلسطین و اصالتاً اهل مَجدَل (با نام صهیونیستی اشکلون) بود. پس از پایان دوره متوسطه، تحصیلات خود را در رشته ادبیات عرب در دانشگاه اسلامی غزه آغاز کرد. از همان جا بود که با اخوان المسلمین و فعالیتهای سیاسی و تشکیلاتی آشنا شد و سرانجام در سال ۱۹۸۰ به حلقه بنیان گذاران حماس پیوست.
در طول دوران تحصیلش در دانشگاه به دلیل فعالیتهای تشکیلاتی و سیاسی سه بار بازداشت شد. یک نوبت ۴ ماه، یک نوبت ۶ ماه و یک بار ۸ ماه در زندانهای اسرائیل بود. با این حال از همان سال ۱۹۸۷ که حماس تأسیس شد، یحیی در ساختارهای امنیتی آن فعالیتش را آغاز کرد. زیرک و قاطع بود. ۲۵ سال بیشتر نداشت، اما نامش خیلی زود بر سر زبانها افتاد. به همین دلیل هم بود که فقط یک سال بعد توسط اشغالگران قدس دستگیر شد. این بار فرق میکرد. دادگاه نظامی رژیم صهیونیستی به اتهام فعالیت در حلقه اول حماس او را به چهار بار حبس ابد محکوم کرد. همه چیز برای یحیی تمام شده بود. او قرار بود باقی عمرش را در تاریکی زندان دشمنان ملتش بگذراند.
شاید بهترین مثال برای اثبات عظمت شخصیت یحیی سنوار نه دوران افسانهای فرماندهی اش بر حماس بلکه همین دوره ۲۲ ساله اسارتش در زندانهای اسرائیل باشد. شگفت انگیز است که سنوار زندگی اش را پایان یافته تلقی نکرد. او عبری آموخت و جامعه، سیاست و دستگاه امنیتی رژیم صهیونیستی را مطالعه کرد. حتی دست به قلم شد و رمان مشهورش یعنی «خار و میخک» را در این دوران نوشت. همین فرآیند او را به یکی از محبوبترین چهرهها نزد زندانیان فلسطینی تبدیل کرد. سرانجام در سال ۲۰۱۱ و در جریان فرآیند تبادل اسرا میان حماس و اسرائیل از زندان آزاد شد.
یحیی به محض آزادشدن از زندان به آغوش همرزمان سابق خود در حماس بازگشت. شش سال بعد، مردم غزه گزینهای بهتر از او برای ریاست دفتر حماس در این منطقه نداشتند و به همین دلیل، او را در مقام مهمترین جایگاه تصمیم گیری نظامی و سیاسی در مقابل اسرائیل نشاندند. دقیقاً از همان زمان بود که شخصیت کاریزماتیک سنوار به الگوی نوجوانان فلسطینی تبدیل شد و اندکی بعد پس از شهادت اسماعیل هنیه در تهران، فرماندهی کل حماس را به دست گرفت.
به اذعان همرزمان و نیروهایش، انضباط، رازداری، تحمل فشار و تسلط بر جزئیات امنیتی جزو اصلیترین ارکان شیوه مدیریتی یحیی سنوار بود. ویژگی منحصربهفرد شخصیتش این بود که جزئیات ساختارهای سیاسی، نظامی و امنیتی اسرائیل را هم میشناخت و همین موضوع باعث شد تا مقاومت اسلامی فلسطین را به چابکترین نسخه تاریخ خود از نظر نظامی و امنیتی برساند. این آمادگی در سحرگاه هفتم اکتبر ۲۰۲۳ به جهان ثابت شد.
پس از سالها تمرین و برنامه ریزی، یحیی السنوار بزرگترین عملیات ضدصهیونیستی تاریخ را در هفتم اکتبر ۲۰۲۳ اجرا کرد. طوفان الاقصی نتیجه ۷۶ سال اشغالگری صهیونیستها در فلسطین بود. ۷۶ سال اعتراض مسالمت آمیز و حتی تلاش برای مذاکره، تفاهم و سازش که هربار به شدیدترین شکل ممکن شکست میخورد و سرکوب میشد. این گونه بود که سنوار تصمیم گرفت در دوراهی زندگی زیر سایه ترور یا مرگ باعزت، شرافتمندانهترین گزینه را پیش پای خودش، نیروهایش و ملتش قرار دهد.
دقت عمل در حفظ محرمانگی و رعایت اصول حفاظتی امضای شخصیتی سنوار بود و به همین ترتیب توانست «طوفان الاقصی» را در هفتمین روز از اکتبر ۲۰۲۳ اجرا کند. نیروهای او فقط در ۱۱ ساعت، ۱۲۰۰ سرباز و شهرک نشین را به هلاکت رساندند و ۲۵۰ سرباز صهیونیست را اسیر کرده، با خود به نوار غزه آوردند. عملیات سنوار، قیامی شد که صدایش به چهارگوشه عالم رسید و توحشی که صهیونیستها در پاسخ به او به خرج دادند، نماد گویایی شد که آرمان فلسطین را حتی در دانشگاههای آمریکا محبوب کرد.
سرانجام در ۱۷ اکتبر ۲۰۲۴ یعنی یک سال و ۱۰ روز بعد از طوفان الاقصی، یحیی سنوار به همراه دو تن از یارانش در شهر رفح در جنوب نوار غزه به شکلی غریبانه، اما شجاعانه به شهادت رسید. صهیونیستها که تشنه خون او بودند، تصاویر لحظه شهادتش را به شکلی تحقیرآمیز منتشر کردند، اما اراده الهی برای رسوایی باطل باعث شد تا سند سه روز گرسنگی تا لحظه شهادت، تصویر انگشت بریده اش، اسلحه فرسوده اش، لبهای خشکیده اش و ویدئوی ایستادگی اش تا آخرین نفس حتی با دست قطع شده به نمادی از پایمردی و رشادت افسانهای یک قهرمان تبدیل شود. حالا پس از دو سال میتوان نام این مجاهد صادق را در فهرست مهمترین چهرههای تاریخ مقاومت ثبت کرد. او واقعاً یحیی بود؛ مردی که به آرمان فلسطین زندگی بخشید و تاریخ را بیدار کرد.