وحدت اسلامی با صندلی‌های خالی ساخته نمی‌شود

  • کد خبر: ۴۵۳۵۰۵
  • ۲۷ مهر ۱۴۰۵ - ۱۰:۲۱
سیاسی
سازمان همکاری اسلامی برای چنین مأموریتی شکل گرفته است؛ نهادی که قرار بود کشور‌های مسلمان را، با وجود تفاوت در ساختار‌های سیاسی، منافع ملی و جهت‌گیری‌های منطقه‌ای، حول مسائل مشترک گرد هم آورد. اما گذشت دهه‌ها از تأسیس این سازمان نشان داده است که همبستگی اسلامی، بدون اراده سیاسی دولت‌ها، به‌سادگی در سطح مواضع اعلامی باقی می‌ماند.

اجلاس بغداد آزمونی برای دیپلماسی جهان اسلام بود؛ آزمونی که در آن، حضور فعال ایران در کنار غیبت شماری از وزیران خارجه کشور‌های عربی، فاصله میان ضرورت همگرایی منطقه‌ای و ملاحظات سیاسی دولت‌ها را آشکار کرد.

جهان اسلام امروز بیش از آنکه با کمبود نشست‌های سیاسی و بیانیه‌های مشترک مواجه باشد، با مسئله‌ای بنیادی‌تر دست‌وپنجه نرم می‌کند: چگونه می‌توان اشتراکات گسترده تاریخی، جغرافیایی، فرهنگی و دینی را به اراده‌ای سیاسی برای حل بحران‌ها و دفاع از منافع مشترک تبدیل کرد؟ پنجاه‌ودومین اجلاس شورای وزیران امور خارجه سازمان همکاری اسلامی در بغداد، از همین منظر اهمیت پیدا می‌کند. مسئله اصلی، صرفاً آنچه در سخنرانی‌ها گفته شد یا در حاشیه نشست‌ها گذشت نیست؛ مسئله این است که کشور‌های عضو تا چه اندازه برای حضور مؤثر در میدان دیپلماسی، پذیرش مسئولیت مشترک و عبور از اختلافات فرسایشی آمادگی دارند.

سازمان همکاری اسلامی برای چنین مأموریتی شکل گرفته است؛ نهادی که قرار بود کشور‌های مسلمان را، با وجود تفاوت در ساختار‌های سیاسی، منافع ملی و جهت‌گیری‌های منطقه‌ای، حول مسائل مشترک گرد هم آورد. اما گذشت دهه‌ها از تأسیس این سازمان نشان داده است که همبستگی اسلامی، بدون اراده سیاسی دولت‌ها، به‌سادگی در سطح مواضع اعلامی باقی می‌ماند. مسئله فلسطین همچنان در صدر نگرانی‌های جهان اسلام قرار دارد، بحران‌های منطقه‌ای ادامه پیدا می‌کنند و اختلاف میان دولت‌های مسلمان گاه به عاملی برای کاهش ظرفیت جمعی آنها تبدیل می‌شود. بغداد بار دیگر این پرسش را پیش روی اعضا گذاشت که آیا سازمان همکاری اسلامی صرفاً محل بیان مواضع است یا می‌تواند به عرصه‌ای برای شکل‌گیری ابتکار‌های مؤثر سیاسی تبدیل شود؟

ایران و ضرورت تبدیل حضور دیپلماتیک به قدرت اثرگذاری

حضور سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، در اجلاس بغداد را باید در متن همین مسئله ارزیابی کرد. برای ایران، شرکت فعال در مجامع چندجانبه نه یک برنامه تشریفاتی، بلکه فرصتی برای تبیین مواضع رسمی، حفظ ارتباط با دولت‌های مختلف و پیگیری منافع ملی در محیطی پیچیده و رقابتی است. کشوری که در معرض تحولات امنیتی منطقه قرار دارد، نمی‌تواند میدان دیپلماسی را به رقبای خود واگذار کند یا ارتباط با بازیگران مختلف را صرفاً به دلیل اختلاف دیدگاه به حاشیه براند.

دیدار‌های وزیر امور خارجه ایران با همتایان خود، از جمله مقام‌های ارشد دیپلماسی ترکیه و مصر، در همین چارچوب معنا پیدا می‌کند. اهمیت این رایزنی‌ها لزوماً در دستیابی فوری به توافقی تازه خلاصه نمی‌شود؛ گاهی حفظ ارتباط مستقیم، انتقال بی‌واسطه دیدگاه‌ها و ایجاد امکان گفت‌و‌گو درباره مسائل مورد اختلاف، خود بخشی از سرمایه دیپلماتیک یک کشور است. در منطقه‌ای که تحولات آن با سرعت بر امنیت، اقتصاد و روابط سیاسی کشور‌ها تأثیر می‌گذارد، قطع یا تضعیف کانال‌های ارتباطی می‌تواند هزینه‌هایی به‌مراتب بیشتر از دشواری گفت‌و‌گو با طرف‌های دارای دیدگاه متفاوت ایجاد کند.

با این همه، دیپلماسی فعال را نباید تنها با حضور در نشست‌ها یا شمار دیدار‌های دوجانبه سنجید. آزمون اصلی سیاست خارجی، توانایی تبدیل این فرصت‌ها به روند‌های پایدار و دستاورد‌های قابل ارزیابی است. ایران برای تثبیت جایگاه خود در معادلات منطقه‌ای، به تداوم رایزنی‌ها، پیگیری توافق‌های احتمالی و تعریف روشن اولویت‌های همکاری با همسایگان نیاز دارد. دفاع از مواضع اصولی جمهوری اسلامی و استفاده از ظرفیت‌های دیپلماتیک، دو مسیر جداگانه نیستند؛ زمانی بیشترین اثر را خواهند داشت که در یک راهبرد منسجم به یکدیگر متصل شوند.

این مسئولیت در قبال جهان اسلام نیز ابعاد گسترده‌تری پیدا می‌کند. ایران نمی‌تواند انتظار داشته باشد که همگرایی اسلامی صرفاً با تکرار مواضع مشترک شکل بگیرد. تقویت این همگرایی به استمرار گفت‌و‌گو، ارائه پیشنهاد‌های عملی، استفاده از ظرفیت سازمان‌های منطقه‌ای و تلاش برای کاهش زمینه‌های سوءتفاهم نیاز دارد. هر ابتکار دیپلماتیکی که بتواند اختلافات را از مسیر تقابل به عرصه مذاکره منتقل کند، در صورت برخورداری از پشتوانه سیاسی لازم، می‌تواند به تقویت ثبات منطقه کمک کند.

غیبت وزیران خارجه؛ اعتراض سیاسی یا از دست دادن فرصت؟

در سوی دیگر اجلاس بغداد، سطح نمایندگی شماری از کشور‌های عربی خلیج فارس قرار داشت؛ موضوعی که نمی‌توان آن را صرفاً یک جزئیات تشریفاتی تلقی کرد. حضور نداشتن وزیران خارجه برخی از این کشورها، در کنار مشارکت نمایندگان در سطوح پایین‌تر، پرسشی جدی درباره میزان اولویت‌دادن آنها به رایزنی‌های مستقیم در یکی از مهم‌ترین نهاد‌های جهان اسلام ایجاد می‌کند.

بدون اعلام رسمی دلایل این تصمیم‌ها، نمی‌توان غیبت هر کشور را به انگیزه‌ای مشخص نسبت داد یا آن را قطعاً ناشی از مخالفت با ایران و مواضع منطقه‌ای تهران دانست. بااین‌حال، مستقل از علت این انتخاب‌ها، یک واقعیت سیاسی پابرجاست: حضور در سطح وزیر خارجه، امکان مشارکت مستقیم در رایزنی‌های عالی، انتقال پیام‌های سیاسی و اثرگذاری بر مسیر گفت‌و‌گو‌ها را افزایش می‌دهد. پایین آوردن سطح نمایندگی ممکن است از نظر تشریفاتی به معنای حفظ عضویت و مشارکت باشد، اما از ظرفیت سیاسی کشور برای اثرگذاری مستقیم می‌کاهد.

این موضوع درباره عربستان سعودی حساسیت بیشتری دارد. استقرار دبیرخانه عمومی سازمان همکاری اسلامی در جده، برای ریاض جایگاهی ویژه در این نهاد ایجاد کرده است. از کشوری که میزبان دبیرخانه عمومی سازمان است، انتظار می‌رود در تقویت اعتبار سیاسی و کارآمدی آن نیز نقش فعالی ایفا کند. این انتظار به معنای نادیده گرفتن اختلافات تهران و ریاض نیست؛ اتفاقاً وجود اختلافات، ضرورت گفت‌وگوی مستقیم را افزایش می‌دهد. اگر سازمان همکاری اسلامی قرار است بستری برای نزدیک کردن دیدگاه‌های متفاوت باشد، مشارکت فعال کشور‌های بانفوذ آن باید بخشی از تعهد سیاسی آنها به این نهاد تلقی شود.

اختلافات بر سر یمن، امنیت منطقه‌ای و نقش بازیگران مختلف، از جمله موضوعاتی است که می‌تواند بر محاسبات کشور‌های عربی خلیج فارس تأثیر بگذارد. اما اگر اختلاف سیاسی به عاملی برای دوری از مجامعی تبدیل شود که امکان گفت‌و‌گو در آنها وجود دارد، نتیجه الزاماً تقویت موضع هیچ‌یک از طرف‌ها نخواهد بود. مخالفت با سیاست یک کشور، با کنار گذاشتن فرصت گفت‌و‌گو درباره آن سیاست تفاوت دارد. دیپلماسی دقیقاً برای شرایطی ضرورت پیدا می‌کند که توافق از پیش موجود نیست و طرف‌ها باید برای مدیریت اختلافات راهی پیدا کنند.

همسایگان ایران؛ امنیت مشترک با رقابت فرسایشی تأمین نمی‌شود

ایران و کشور‌های عربی خلیج فارس در جغرافیایی مشترک قرار دارند و پیامد‌های تحولات این منطقه، خواه در حوزه امنیت دریایی و انرژی و خواه در عرصه تجارت و ثبات سیاسی، به‌سادگی از مرز‌های ملی جدا نمی‌شود. این واقعیت، همکاری با ایران را به معنای پذیرش همه مواضع تهران نمی‌کند؛ همان‌طور که گفت‌وگوی ایران با ترکیه و مصر نیز به معنای توافق کامل در همه پرونده‌ها نیست. آنچه اهمیت دارد، پذیرش این اصل است که منافع ملی کشور‌ها در بسیاری از حوزه‌ها با یکدیگر تلاقی می‌کند و مدیریت این تلاقی، به ارتباط سیاسی مستمر نیاز دارد.

کشور‌های عربی منطقه اگر خواهان کاهش هزینه‌های امنیتی و گسترش فرصت‌های اقتصادی هستند، باید میان اختلافات سیاسی و ضرورت‌های پایدار همسایگی تمایز قائل شوند. تداوم رقابت‌های فرسایشی، نه زمینه‌ای مطمئن برای توسعه اقتصادی فراهم می‌کند و نه تضمینی برای ثبات درازمدت به وجود می‌آورد. در مقابل، گفت‌وگوی منظم و مشارکت در سازوکار‌های چندجانبه می‌تواند امکان شناخت بهتر نگرانی‌های متقابل و بررسی راه‌حل‌های مشترک را افزایش دهد.

این مسئولیت متقابل است. ایران نیز برای تقویت جایگاه دیپلماتیک خود باید ارتباط با همسایگان را به‌صورت مستمر دنبال کند، ظرفیت‌های همکاری را به‌طور مشخص تعریف کند و اجازه ندهد اختلافات موجود، امکان استفاده از فرصت‌های مشترک را از میان ببرد. سیاست همسایگی زمانی به نتیجه می‌رسد که از سطح تأکید بر جغرافیا فراتر برود و در قالب گفت‌و‌گو‌های پیوسته، ابتکار‌های عملی و پیگیری منافع مشترک تجلی پیدا کند.

آزمون واقعی وحدت اسلامی پس از بغداد آغاز می‌شود

مسئله فلسطین، بحران‌های منطقه‌ای و ضرورت تقویت همکاری میان کشور‌های مسلمان، موضوعاتی نیستند که با پایان یک اجلاس از دستور کار خارج شوند. اعتبار سازمان همکاری اسلامی به این بستگی دارد که اعضای آن تا چه اندازه بتوانند از فرصت نشست‌ها برای ایجاد هماهنگی سیاسی و پیگیری مسئولیت‌های مشترک استفاده کنند. وحدت اسلامی، اگر قرار است از یک مفهوم هویتی به یک ظرفیت سیاسی تبدیل شود، باید در رفتار دولت‌ها، سطح مشارکت آنها و آمادگی برای گفت‌و‌گو درباره اختلافات نیز دیده شود.

اجلاس بغداد برای ایران فرصتی بود تا حضور دیپلماتیک خود را در چارچوبی چندجانبه ادامه دهد و با شماری از بازیگران منطقه‌ای در ارتباط مستقیم باشد. اما ارزش این حضور در ادامه مسیر مشخص خواهد شد؛ در تداوم تماس‌ها، پیگیری مسائل مطرح‌شده و تلاش برای تبدیل ارتباطات سیاسی به نتایج ملموس‌تر. در سوی دیگر، کشور‌های عربی خلیج فارس نیز باید دریابند که حضور در میدان گفت‌و‌گو، به معنای عقب‌نشینی از مواضع ملی نیست، بلکه بخشی از تلاش برای دفاع مؤثرتر از همان منافع است.

جهان اسلام برای عبور از بحران‌های جاری، بیش از بیانیه‌های تازه به اراده سیاسی و همکاری عملی نیاز دارد. ایران باید دیپلماسی فعال را با ابتکار‌های قابل پیگیری و سیاست همسایگی مستمر همراه کند؛ کشور‌های عربی نیز باید میان اختلافات موجود و ضرورت‌های همکاری منطقه‌ای توازن برقرار سازند. سازمان همکاری اسلامی تنها زمانی می‌تواند به وزن سیاسی واقعی خود نزدیک شود که اعضایش، به‌ویژه دولت‌های برخوردار از نفوذ و امکانات بیشتر، مسئولیت خود را در قبال آن جدی بگیرند. وحدت اسلامی را نمی‌توان با نادیده گرفتن اختلافات ساخت، اما نمی‌توان آن را با خالی گذاشتن صندلی گفت‌و‌گو نیز به دست آورد.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.