در شخم این هفته ابتدا از آموزش و پرورش خواهیم نوشت که تصمیم دارد به دانش آموزانی که سالها قبل از شیر گرفته شدهاند، دوباره شیر بدهد، از خواستگاریهایی خواهیم گفت که به خاطر یک جعبه شیرینی به هم خورده است و در پایان به سامانهای خواهیم پرداخت که قطع آن سامانه، خود باعث وصل یارانه شده است.
طبق اعلام مسئولان آموزش و پرورش خراسان رضوی، برای توزیع سی نوبت شیر در مدارس، تاکنون سه جلسه کارگروه بسیار فشرده و نفس گیر برگزار شده و طبق گفته خودشان شاید بتوانند تا آخر مهرماه به نتیجه برسند! احتمالا در این نشستهای کاملا استراتژیک، بر سر این موضوع حیاتی که شیر را با نی پلاستیکی بدهند، یا اصلا بدون نی، ساعتها بحث عمیق علمی و آکادمیک صورت گرفته که همین موضوع باعث تعویق در توزیع شیر شده است.
با توجه به زحمات شبانه روزی، بی شائبه و جان فشانانه آموزش و پرورش، پیشنهاد میشود اولیای محترم قبل از اینکه دانش آموز دیپلم بگیرد، به صورت خودجوش مبلغی هم تحت عنوان شیربها به حساب اداره کل واریز و تقدیم نمایند!
شاید با خود بگویید با توجه به حجم ۲۰۰ سی سیِ این پاکتها که قرار است در سی نوبت توزیع شود، کل سهمیه دانش آموز از این خوان گسترده و لاکچری دولت، در طول یک سال تحصیلی دقیقا شش لیتر شیر است؛ یعنی حجمی که حتی برای رشد و تقویت یک بند انگشت از مجموع ۲۰۶ استخوان بدنش هم کم است، چه برسد به ساختن تمام اسکلت بندی، دندان و رشد قد نسل آینده!
ولی به یاد داشته باشید شاعر فرموده: «اگه نباشه دریا، به قطره اکتفا کن!» امیدواریم دانش آموزان عزیز قدر تک تکِ قطرات و هر سی سی از این ۲۰۰سی سی شیرِ دوونیم درصد چربی را بدانند و از ریخت و پاش بی مورد آن جدا بپرهیزند!
مدیرکل دفتر برنامه ریزی وزارت ورزش و جوانان اعلام کرد: حدود ۱۸میلیون دختر و پسر مجرد در کشور داریم که هنوز ازدواج نکردهاند!
کارشناسان، سناریوهای پیچیدهای را برای توضیح این پدیده مطرح میکنند: مثلا شاید خانواده پسرها هنوز گیر کردهاند و نمیدانند برای خواستگاری باید گل رز قرمز بخرند یا مریم! یا شاید اصلا ندانند شیرینی خواستگاری را باید از کجا خریداری کنند؟
شاید هم تقصیر خانواده دختر است که در خانه را روی خواستگار میبندند؛ چون هنوز نمیدانند دقیقه و ثانیه دقیق چرخاندن سینی چای جلوی خواستگار چه زمانی است و میترسند مثلا چای را دقیقه۱۵ خواستگاری بچرخانند، در حالی که طبق شیوه نامههای جهانی و استانداردهای بین المللی خواستگاری، چای باید دقیقا هجده دقیقه وسی ثانیه پس از به صدا درآمدن زنگ خانه، سرو میشد!
البته در این میان یک احتمال بسیار ضعیف و مضحک هم وجود دارد؛ اینکه شاید، فقط شاید، مجردها از هزینههای «کمرشکن» و «فضایی» زندگی مشترک، اجاره خانههای نجومی و پرواز لحظهای قیمتها میترسند! که البته این یکی دیگر رسما باورناپذیر و خنده دار است! آخر مگر جای نگرانی هم باقی میماند؟
وقتی دولت محترم با سخاوت تمام، هم وام چند میلیاردی مقبولی برای ازدواج میدهد، هم یارانه میدهد، هم کالابرگ و تازگیها هم اضافه کالابرگ، دیگر کدام مجردی میتواند نداشتن تمکن مالی را علت عدم ازدواج خود معرفی کند؟
با توجه به اختلال همیشگی سامانه «دولت من» و نبود امکان ثبت خوداظهاری برای افزایش رقم کالابرگ، مقرر شد افزایش ۵۰۰هزار تومانی مبلغ کالابرگ مهر ماه برای چهل میلیون نفر، بدون نیاز به آویزان شدن از پنجره ملی خدمات دولت هوشمند واریز شود! دیدید؟ شما همواره فکر میکردید جمله تاریخی «عه! سیستم قطعه!» یک تهدید است، ولی این ماه همین باگ نازنین تبدیل به تنها ویژگی مثبت و نجات بخش سامانه شد!
در تمام دنیا وقتی سرورها از کار میافتند همه چیز قفل میشود؛ اما در پنجره ملی خدمات دولت هوشمند، این ناتوانی فنی باعث شد چهل میلیون شهروند بدون طی کردن هفت خان طاقت فرسای خوداظهاری، اعتبارسنجیهای طولانی، پیامکهای تأیید که خیلی دیر میرسند و دیدن عبارات اعصاب خردکنی مانند «لطفا مجددا تلاش فرمایید» و «کد وارد شده اشتباه است»، چند هزار تومان کالابرگ معادل قیمت بیش از نصف شانه تخم مرغ گیرشان بیاید!
البته سؤال حیاتی و مهمی که پیش میآید این است که شما مسئولان عزیز که چهار پنج ماه تمام داشتید با کلمات «افزایش» و «کالابرگ» جمله سازی میکردید، چرا حداقل یک فوت کوچولو هم به این سیستمهای زبان بسته نکردید تا در لحظه موعود این طور ضربه فنی نشوند و مجبور نشوید این مبلغ نجومی را بدون کاغذبازیهای محبوب و مورد علاقه تان واریز کنید؟