به گزارش شهرآرانیوز؛ یکی از تجربههای متفاوت شبکه خانگی در ماههای اخیر به دست نیما حسنی نسب و همکارانش، در قالب مجموعه «اعتراف میکنم»، روی خروجی فیلمنت رقم خورد. فصل اول این مجموعه که از میانههای مردادماه پخش خود را آغاز کرده بود، هفته گذشته، با پخش دهمین اپیزود، به پایان رسید.
اکنون میتوان درباره «اعتراف میکنم» به جمع بندی دقیق تری رسید و آن را اتفاقی مثبت در شبکه خانگی توصیف کرد؛ اثری کم هزینه با میدان دادن به سینماگران جوان و استفاده مقتصدانه از بازیگران برجسته سینما و شبکه خانگی که توانست در روزهای نه چندان پررونق سریالهای پلتفرمی، آبروداری کند.
«اعتراف میکنم» یک مجموعه نمایشی پلتفرمی در ژانر جنایی و معمایی بود که داستان آن بر محور پروندههای مختلف (هر قسمت یک پرونده) و تلاش برای کشف حقیقت شکل میگرفت. ساختار اپیزودیک این سریال، در هر قسمت با یک پرونده جدید و یکی دو شخصیت، موقعیتهایی تازه را پیش روی مخاطب قرار میداد. گروه بازجویی، شامل یک پلیس بازنشسته، دو پلیس میان سال، یک روان شناس و یک کارشناس خبره سایبری، شخصیتهای ثابتی بودند که در روند تحقیقات و رسیدگی به پروندهها نقش آفرینی میکردند.
تهیه کنندگی این مجموعه را رضا فتح اللهی پور و نیما حسنی نسب بر عهده داشتند که حسنی نسب در مقام پدیدآورنده و مجری طرح نیز نقش آفرینی کرده است. سرپرستی نویسندگان قسمتهای مختلف «اعتراف میکنم» را هم پویا سعیدی بر عهده داشت که مخاطبان شبکه خانگی او را به واسطه عضویت در تیم نویسندگی سریال «می خواهم زنده بمانم» میشناسند و تئاتریها نمایش منحصربهفرد «لانچر ۵» را از سعیدی در ذهن دارند.
یکی از مزیتهای برجسته «اعتراف میکنم» به ایجاد فرصت برای نویسندگان و کارگردانهای گمنام مربوط میشد. اپیزودهای مختلف این مجموعه را چهرههایی نوشته و کارگردانی کردند که حتی مخاطبان جدی سینما و شبکه خانگی هم عموما آنها را نمیشناختند؛ اما فرصت تولید یک قسمت از سریالی که بازیگران کارکشته و حرفهای دارد، به لطف این طرح خلاقانه فراهم شده تا بیننده با نامهایی از جمله امیررضا رشتی، اسما ابراهیم زادگان، بهداد امینی، نفیسه زارع و عماد خدابخش آشنا شود.
پویا سعیدی هم به خوبی توانست یکدستی و انسجام متن قسمتهای مختلف را مدیریت کند؛ اما مشکل بزرگ ساختار «اعتراف میکنم» به همین نکته بازمی گشت که اپیزودهای مختلفش از قالبی مشابه پیروی میکردند که پس از سه چهار قسمت، حدس زدن ادامه کار برای مخاطب بسیار ساده میشد و دیگر خبری از غافل گیری نبود.
این ایده که پروندههای جدی و سنگین جنایی قرار است ظرف فقط یک جلسه به سرانجام برسند، به اندازه کافی خاص و محدودکننده هست و حسابی دست طراحان مجموعه را میبندند. اعضای اتاق فکر «اعتراف میکنم» که طراحی آن از سریال بین المللی «جنایی» الگو گرفته، حتی این امکان را نداشتند که روایت را به روز بعد بکشانند یا دوربین را، ولو برای یک سکانس، از لوکیشن خارج کنند.
در این شابلون که متهم غالبا در نیم ساعت ابتدایی بی تقصیر به نظر میرسید، اما ناگهان در نیمه دوم مجرم بودنش محرز شده و لب به اعتراف میگشود، قسمتهای پایانی کاملا ملال انگیز و پیش بینی پذیر جلوه کردند. پرش از نیمه اول به نیمه دوم هر قسمت، عموما فاقد منطق دراماتیک پذیرفتنی به نظر میرسید و فروپاشی متهم (به عنوان لحظه اوج درام) و شروع کردن به اعتراف، برای مخاطب قانع کننده نبود.
مشخصا در قسمت پایانی، این ضعف به نقطه اوج خود رسید و متهم باهوشی که در آستانه خلاصی بود، به شکلی عجیب، خودش را به تله وضعیتی انداخت که در نهایت باعث شد به جنایاتی اقرار کند که حتی پلیسها به او منتسب نمیکردند.
از منظر اجرایی، «اعتراف میکنم» یک سریال پرجزئیات و باریک بین لقب گرفت؛ اثری که با دقت نظر و وسواسی درخور یک تئاتر پرظرافت، در رخوت محیط بسته فیلم برداری گرفتار نشد و توانست با دیالوگهای به اندازه، پاس کاریهای مناسب و توجه به مختصات بصری، از قاب بندی گرفته تا طراحی صحنه و استفاده دقیق از نور و رنگ، شمایل یک فیلم خوب سینمایی یا یک نمایش موفق صحنهای را به خود بگیرد.
از دیگر ویژگیهای قابل توجه «اعتراف میکنم»، حضور مجموعهای از بازیگران شناخته شده بود که حضورشان در این سریال، کوتاه، ولی پخته و اثرگذار بود؛ از حامد بهداد که با مونولوگ ویژه و بیان هنرمندانه اش بار دیگر تواناییهای خود را به رخ کشید و مریم سعادت که تنها اپیزود این مجموعه با ردی از طنز ملایم را به خوبی رنگ آمیزی کرد گرفته تا بابک حمیدیان که با ایفای دو نقش در یک اپیزود به استقبال چالشی جدید رفت و آزاده صمدی که شمایل یک سلبریتی عصبی مزاج را به شکلی استاندارد مقابل دوربین برد.
در میان بازیگران ثابت این مجموعه، نبود توازن مشکل ساز بود. مهدی هاشمی و بهار کاتوزی بازیهایی متوسط و قابل انتظار ارائه کردند. پوریا پورسرخ نتوانست، زیر گریم سنگین و تضاد مؤلفههای دراماتیک نقش با فیزیک بدنی اش، کارنامه خود را احیا کند و روژان رضوانیان که با این اثر به مخاطب معرفی شده بود هم استعداد منحصربه فردی را به نمایش نگذاشت.
علیرضا ثانی فر اما، در نقش سروان احمد سیاح، بار دیگر ثابت کرد در زمره بهترین و قدرنادیدهترین بازیگران شبکه خانگی و سینمای ایران است؛ کسی که چشمهای از حدقه بیرون زده و تسلطش بر فراز و فرود صدا، به همراه بیان مقتدرانهای که قبلا شمهای از آن را در نقش یک پلیس بازنشسته در سریال «شریک جرم» رو کرده بود، به اتاق بازجویی وزن میداد و لحظاتی دیدنی را در «اعتراف میکنم» رقم زد.