شهرآرانیوز

داستان کوتاه

| شهرآرانیوز
داستان کوتاه | دنیای خوب من
ما می‌توانیم با حرف‌های خوب دنیا را زیبا و رنگارنگ‌ کنیم. حرف‌های خوب، زندگی را شیرین می‌کند.
کد خبر: ۲۳۷۶۴۶   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۴/۲۰

هرگز به تماشای فیلمی درباره نویسندگان نمی‌روم
گزینشی از گفت وگوی مفصل «پاریس ریویو» را با توبیاس ولف بخوانید.
کد خبر: ۲۳۴۶۲۷   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۳/۳۱

داستان کوتاه | کوه بزرگ
کوه‌ها خیلی قدیمی و بزرگ‌اند. خیلی قشنگ‌اند. همیشه یک عالمه جانور مختلف توی کوه‌ها زندگی می‌کنند.
کد خبر: ۲۳۲۶۰۶   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۳/۲۱

داستان کودک | زمین تَر و هوا تَر!
وقتی باران می‌بارد، همه‌جا را تر می‌کند، زمین و آسمان و هر جای دیگری را، حتی سرسره‌ها را. 
کد خبر: ۲۲۶۳۸۱   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۲/۲۲

داستان کودک | پرستار نمونه
وقتی مریض می‌شوی، خوب است یک پرستار مواظبت باشد تا زود خوب شوی، یک پرستار مهربان و نمونه. خاله‌قزی هم مریض بود.
کد خبر: ۲۲۴۶۲۲   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۴/۰۹

کتاب داستان‌های نوشتا منتشر شد
کتاب داستان‌های نوشتا منتخبی از نویسندگان معاصر ایران منتشر شد.
کد خبر: ۲۱۰۹۴۰   تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۱۱/۲۰

جزئیات برگزاری ششمین دوره جایزه ادبی ارغوان
موسسه ارغوان هفت رنگ، ششمین دوره‌ی مسابقه‌ی داستان کوتاه نویسی را با موضوع «تردید» برگزار می‌کند.
کد خبر: ۲۰۳۴۵۲   تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۱۰/۱۱

داستان کوتاه | به فکر هم باشیم
تا پس‌فردا تعطیل بودیم‌‌. مانند همیشه می‌خواستم یک ساعت دیرتر بیدار شوم؛ اما وقتی صدای دختر‌عمه‌هایم را شنیدم که از مامان، سراغم را می‌گرفتند، بیدار شدم.
کد خبر: ۱۹۵۴۷۲   تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۱۰/۲۵

برگزاری مراسم پایانی جایزه «داستان تهران»
آیین اختتامیه پنجمین جایزه «داستان تهران» روز پنجشنبه، ۲۵ آبان برگزار می‌شود.
کد خبر: ۱۹۴۰۴۱   تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۸/۲۱

داستان کودک | شلغم ریزه
شلغم‌ها برای سرماخوردگی خیلی مفیدند اما خیلی از بچه‌ها شلغم‌ها را دوست ندارند. از مزه و بوی شلغم خوششان نمی‌آید. شلغم کوچولو از این موضوع ناراحت بود.
کد خبر: ۱۸۷۵۴۰   تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۸/۰۳

یادداشت کودک | نان، برکت خداست
از ترس اینکه مامان ناراحت شود که چرا لقمه‌ام را نخورده‌ام، سریع داخل جیب کاپشنم قایمش کردم. کتاب‌ها را مرتب کردم و می‌خواستم کاپشنم را سر جالباسی بگذارم که مامان از آشپزخانه صدایم زد و گفت بروم نانوایی.
کد خبر: ۱۸۷۵۳۳   تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۱۰/۱۸

داستان نوجوان | دستکش‌های بوکس چرمی
وارد خــانـــه کــه شدم، از خوشحالی دویدم سمت آشپزخانه. بوی غذای مامان غوغا کرده بود. بالای سر اجاق ایستادم و در قابلمه را برداشتم. نگاه خریدارانه‌ای به محتویاتش انداختم.
کد خبر: ۱۸۵۰۹۱   تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۸/۰۹

داستان کودک | نوکم پر از حرف است!
بعضی‌ها همیشه عادت دارند سر و صدا کنند و با این کارشان همسایه‌ها را کلافه کنند. گنجشکی هم این‌طور بود. از بس جیک‌جیک می‌کرد.
کد خبر: ۱۸۵۰۸۰   تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۸/۱۴

داستان کودک | می‌شود کمکم کنی؟
ممکن است برای همه‌ی ما اتفاق بیفتد که با مشکلی روبه‌رو شویم و نتوانیم خودمان آن را حل کنیم. این‌طور وقت‌ها سعی می‌کنیم از دیگران کمک بگیریم.
کد خبر: ۱۸۵۰۷۳   تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۸/۱۶

داستان نوجوان | عجیب و پراضطراب
از هر کسی که می‌پرسم، یک مدل امتحان میان‌ترم داده است: عده‌ای تستی، عده‌ای تشریحی. خوش‌شانس‌ترها اما بر اساس نمره‌ی ارزشیابی دو ماه اول امتیاز گرفتند و استرس امتحان از بیخ گوششان گذشت.
کد خبر: ۱۸۵۰۶۳   تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۸/۱۷

داستان کودک | مورچه‌زرده زرنگ می‌شود
مورچه‌زرده خیلی خسته بود. حتی دست و پاهای بلوری‌اش مثل ننه‌مورچه درد می‌کرد. هیچ‌وقت فکرش را نمی‌کرد کارهایی که مامان‌مورچه و بابامورچه همیشه انجام می‌دهند این‌قدر سخت باشد.
کد خبر: ۱۸۵۰۵۴   تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۸/۰۱

داستان نوجوان | دوست زمستانی ما
سلامتی ما به هم ارتباط دارد. اگر یک نفر به بیماری‌های ویروسی مانند سرماخوردگی یا آنفلوانزا مبتلا شود، با رعایت نکردن نکات بهداشتی و فاصله از دیگران، ممکن است به‌سرعت بقیه را نیز دچار مشکل کند.
کد خبر: ۱۸۵۰۵۱   تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۱۰/۰۶

داستان کودک | چه هسته‌های قشنگی!
همه ترشی‌های خوش‌مزه و رنگارنگ را دوست دارند. نبات خانم هم این‌طور بود. دلش می‌خواست کلی ترشی درست کند.
کد خبر: ۱۸۵۰۰۷   تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۸/۰۷

داستان کوتاه | دوستان خوب
هوا ابری بود و باد سردی می‌وزید. زنگ خانه‌ها را که زدند، بچه‌ها با شور و هیجان از کلاس‌ها بیرون آمدند. صدای رعد و برق به گوش رسید و پس از چند دقیقه باران نرمی باریدن گرفت.
کد خبر: ۱۷۷۴۷۷   تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۹/۱۴

یک ماجرای کودکانه شیرین | نرمش، ورزش، سلامتی
باد پاییزی برگ‌های درخت را توی هوا می‌چرخاند. انگار برگ‌ها هم داشتند دسته‌جمعی حرکات ورزشی انجام می‌دادند. یک عده گنجشک هم روی زمین بپربپر می‌کردند.
کد خبر: ۱۷۷۴۵۶   تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۷/۲۶

پربازدید
{*Start Google Analytics Code*} <-- End Google Analytics Code -->