داستان کوتاه - صفحه 3

داستان کوتاه
| شهرآرانیوز
یادداشت کودک | مهربانی خوب است مهربانی زیباست
سه روز پیش وقتی جلو در مدرسه منتظر سرویسمان بودیم تا ما را به خانه برگرداند، متوجه پسرکی شدیم که کنار در مدرسه‌ی روشندلان منتظر ایستاده بود.
کد خبر: ۱۷۷۴۱۶    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۹/۲۸

داستان کوتاه | دوستان خوب
هوا ابری بود و باد سردی می‌وزید. زنگ خانه‌ها را که زدند، بچه‌ها با شور و هیجان از کلاس‌ها بیرون آمدند. صدای رعد و برق به گوش رسید و پس از چند دقیقه باران نرمی باریدن گرفت.
کد خبر: ۱۷۷۴۷۷    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۹/۱۴

برگزاری مراسم پایانی جایزه «داستان تهران»
آیین اختتامیه پنجمین جایزه «داستان تهران» روز پنجشنبه، ۲۵ آبان برگزار می‌شود.
کد خبر: ۱۹۴۰۴۱    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۸/۲۱

داستان نوجوان | عجیب و پراضطراب
از هر کسی که می‌پرسم، یک مدل امتحان میان‌ترم داده است: عده‌ای تستی، عده‌ای تشریحی. خوش‌شانس‌ترها اما بر اساس نمره‌ی ارزشیابی دو ماه اول امتیاز گرفتند و استرس امتحان از بیخ گوششان گذشت.
کد خبر: ۱۸۵۰۶۳    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۸/۱۷

داستان کودک | می‌شود کمکم کنی؟
ممکن است برای همه‌ی ما اتفاق بیفتد که با مشکلی روبه‌رو شویم و نتوانیم خودمان آن را حل کنیم. این‌طور وقت‌ها سعی می‌کنیم از دیگران کمک بگیریم.
کد خبر: ۱۸۵۰۷۳    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۸/۱۶

داستان کودک | نوکم پر از حرف است!
بعضی‌ها همیشه عادت دارند سر و صدا کنند و با این کارشان همسایه‌ها را کلافه کنند. گنجشکی هم این‌طور بود. از بس جیک‌جیک می‌کرد.
کد خبر: ۱۸۵۰۸۰    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۸/۱۴

داستان نوجوان | دستکش‌های بوکس چرمی
وارد خــانـــه کــه شدم، از خوشحالی دویدم سمت آشپزخانه. بوی غذای مامان غوغا کرده بود. بالای سر اجاق ایستادم و در قابلمه را برداشتم. نگاه خریدارانه‌ای به محتویاتش انداختم.
کد خبر: ۱۸۵۰۹۱    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۸/۰۹

داستان کودک | چه هسته‌های قشنگی!
همه ترشی‌های خوش‌مزه و رنگارنگ را دوست دارند. نبات خانم هم این‌طور بود. دلش می‌خواست کلی ترشی درست کند.
کد خبر: ۱۸۵۰۰۷    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۸/۰۷

داستان کودک | شلغم ریزه
شلغم‌ها برای سرماخوردگی خیلی مفیدند اما خیلی از بچه‌ها شلغم‌ها را دوست ندارند. از مزه و بوی شلغم خوششان نمی‌آید. شلغم کوچولو از این موضوع ناراحت بود.
کد خبر: ۱۸۷۵۴۰    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۸/۰۳

داستان کودک | مورچه‌زرده زرنگ می‌شود
مورچه‌زرده خیلی خسته بود. حتی دست و پاهای بلوری‌اش مثل ننه‌مورچه درد می‌کرد. هیچ‌وقت فکرش را نمی‌کرد کارهایی که مامان‌مورچه و بابامورچه همیشه انجام می‌دهند این‌قدر سخت باشد.
کد خبر: ۱۸۵۰۵۴    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۸/۰۱

یک ماجرای کودکانه شیرین | نرمش، ورزش، سلامتی
باد پاییزی برگ‌های درخت را توی هوا می‌چرخاند. انگار برگ‌ها هم داشتند دسته‌جمعی حرکات ورزشی انجام می‌دادند. یک عده گنجشک هم روی زمین بپربپر می‌کردند.
کد خبر: ۱۷۷۴۵۶    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۷/۲۶

داستان کودک | ماجرای عینک جادویی
 از مدتی پیش کمتر کارتون می‌دیـــدم. تمــاشـــای تلویزیون با آن تصاویر تار و کدر خسته‌ام می‌کرد.
کد خبر: ۱۷۷۳۴۹    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۶/۲۸

یادداشت کودک | مادربزرگ ما را قلک‌دار کرد
«خانم‌جان ۷ نوه دارد ماشاءا...! هفت روز هفته روزی یکی از شما را ببیند و قصه بگوید، خسته می‌شود.»
کد خبر: ۱۷۴۴۶۸    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۶/۱۲

داستان نوجوان | بابای قاب عکسی
ساعت ۸ صبح است و مامان تازه از بیمارستان برگشته. حال پدربزرگم خوش نیست و چند روزی است بیمارستان بستری شده.
کد خبر: ۱۷۲۹۱۱    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۵/۲۶

نگاهی به مجموعه‌داستان پرفروش این روزها، «آن‌چنان‌تر»، نوشتهٔ هاجر رزم‌پا | وضعیت اوکی نیست!
کتاب «آن‌چنان‌تر»، مجموعه‌داستان هاجر رزم‌پا، با توصیف‌های دست‌اول، مکان‌های غیرقابل‌پیش‌بینی و گاهی عادت‌های عجیب شخصیت‌هایش خواننده را تا پایان با خود می‌کشاند.
کد خبر: ۱۷۴۹۷۹    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۴/۲۸

معرفی کتاب | مصیبتی به نام دود
داستان تخیلی ما در یک شهر ساحلی و با دو طایفه چشماغی‌ها و کله‌‌کفگیری‌ها اتفاق می‌افتد.
کد خبر: ۱۷۳۶۱۲    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۴/۲۰

داستان نوجوان | ایست! شما خشمگین هستید
بابابزرگ بچه‌ها را به حیاط آورده بود که تنهایی با آن‌ها حرف بزند. امید و عماد هنوز صورتشان از ناراحتی برافروخته بود و با عصبانیت به هم نگاه می‌کردند.
کد خبر: ۱۶۷۴۱۳    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۴/۱۸

داستان نوجوان | مدرسه‌ی پنکیکی
بالأخره زمان آخرین امتحان فرارسید. در یک روز عجیب، بچه‌ها همه برای جشن پایان سال، درحال باد کردن بادکنک بودند و من هم تندتند سر بادکنک‌های بادشده را گره می‌زدم.
کد خبر: ۱۷۱۵۰۷    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۴/۱۰

داستان نوجوان | تابستان با طعم بازی
امروز رسما اولین روز تعطیلات تابستانی من شروع شد. این اولین تابستانی است که من با همه‌ی وجود دوستش دارم.
کد خبر: ۱۶۴۲۹۷    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۴/۰۷

داستان کودک | یک عالمه سؤال
تا به حال شده است درباره‌ی چیزهای مختلف از دیگران سؤال کنید؟ گربه‌ کوچولو هم این‌طور بود. برای همین، سؤال می‌کرد، یک‌ عالمه سؤال.
کد خبر: ۱۶۷۳۹۹    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۴/۰۶

پربازدید
آخرین اخبار پربازدیدها چند رسانه ای عکس
Start Google Analytics Code <-- End Google Analytics Code -->