نمایشگاه دستاوردهای «مادران ارزش‌آفرین» | عرضه تولیدات 140 بانوی کارآفرین تولیت آستان قدس رضوی: مسجد باید محل تبلیغ و نشر تفکر انقلابی باشد قائم مقام آستان قدس رضوی: توجه به مقوله خانواده از محوری‌ترین ماموریت‌های آستان قدس رضوی است رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام: انقلاب اسلامی هویت جهان اسلام را احیا کرد تشرف یک جوان کره‌ای به دین مبین اسلام در حرم مطهر رضوی ویژه‌برنامه‌های جشن پیروزی انقلاب اسلامی در حرم مطهر رضوی حکمت رابطه زوار با امام هشتم تولیت آستان قدس رضوی: اگر تمام محکومان ناآرامی‌ها نیز آزاد شوند، خدشه‌ای بر این نظام وارد نمی‌شود رونمایی از اسناد «نقش حرم مطهر رضوی در انقلاب اسلامی مشهد» هشتمین طرح ملی «مادران ارزش آفرین» در مشهد برگزار می‌شود آغاز به‌کار طرح سفیران سلامت بیمارستان رضوی همزمان با دهه فجر انقلاب اسلامی نمایشگاه عکس و مطبوعات «سپیده انقلاب» در نگارخانه موزه رضوی افتتاح شد بازدید رایگان از موزه ملی ملک به مناسبت دهه فجر انقلاب اسلامی دعای ام داوود + متن، صوت، اعمال و فضیلت (۱۵ رجب) ویژه‌برنامه‌های حرم مطهر رضوی به مناسبت سالروز رحلت حضرت زینب کبری(س) | جزئیات مراسم دعای ام داوود تولیت آستان قدس رضوی: تبیین دستاوردهای انقلاب مهمترین رسالت طلاب و روحانیون است نفیس‌ترین گنجینه نسخه خطی نهج‌البلاغه و صحیفه سجادیه در موزه آستان قدس افتتاح شد آمادگی حرم مطهر رضوی برای میزبانی باشکوه از زائران اعیاد رجب، شعبان و نوروز تولیت آستان قدس رضوی: استقلال ملی از بزرگترین دستاوردهای انقلاب اسلامی است انقلاب اسلامی، محور 70 اثر در انتشارات به‌نشر
خبر فوری

پای سفره آقا

  • کد خبر: ۱۳۷۵۰۳
  • ۰۹ آذر ۱۴۰۱ - ۱۶:۵۵
پای سفره آقا
بعد از ماجرای شعر «بچه محله امام رضا»، اتفاقات بانمکی افتاد...

بعد از ماجرای شعر «بچه محله امام رضا»، اتفاقات بانمکی افتاد؛ ازجمله یک دفعه به عنوان داور دعوت شده بودم به جشنواره آستان قدس رضوی. معاون آستان قدس روز اختتامیه جشنواره، بعد از سخنرانی پایانی و قبل از پایان مراسم، من را دعوت کرد روی سن و چهارتا ژتون غذای حضرت از جیبش درآورد و گفت:
- این چهارتا ژتون رو بگیر و برو غذا بگیر؛ این قدر نگو «سی ساله پای سفره‌ای آقا.»

اصلا بحث شوخ طبعی و سرگرمی ماجرا بود. ملت کلی خندیدند و من هم ژتون‌ها را گرفتم و، چون نزدیک ظهر بود، رفتم حرم و چهارتا غذا را گرفتم که ببرم خانه بخوریم. داخل حرم، یک مادر و دختر مشهدی داشتند می‌رفتند. دخترخانم من را شناخت. به مادرش گفت:
- مامان!‌ای همو نیست که مِگِه «سی ساله پای سفره‌ای آقا، منتظر یک ژتون غذایوم؟» حالا هرروز هرروز غذا می‌گیره، مبره خانه شان...

یک دفعه هم تو ارگ داشتیم با خانمم می‌رفتیم. یکی از بچه هایم، بغلم بود و دست یکی دیگر را گرفته بودم. خانمم هم داشت ویترین مغازه‌ها را نگاه می‌کرد. ما، چون پول نداشتیم، تفریحمان، نگاه کردن به ویترین مغازه‌ها بود!

یکی از کسبه، مرا شناخت و پرسید:
- شما بچه محله امام رضایی؟
گفتم:
- می‌گن!

بنده خدا اول من را برد سمت دوستان کاسبش که ایستاده بودند درمورد نرخ ارز با هم صحبت می‌کردند. رو به دوستانش کرد و گفت:
- این آقا، بچه محله امام رضاست.

کسبه محل، تحویل نگرفتند. باز ولم نکرد. دست مرا گرفت و برد داخل مغازه. حالا من را با این بچه‌ها دنبال خودش می‌کشید.
رفتیم داخل مغازه که یک فروشنده خانم داشت. رو کرد به فروشنده و گفت:
- زری! این آقا رو نگاه کن.

زری هم یک نگاه عاقل اندرسفیه به من کرد.

مغازه دار به زری گفت:
- حالا بعد قصه اش رو برات می‌گم.
بعد رو کرد به من و گفت:
- شما دیگه برو!
و من هم رفتم دیگه!

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
تست آنلاین کرونا
پربازدید
{*Start Google Analytics Code*} {*End Google Analytics Code*}