بازسازی صحنه جنایت بعد از ۶ سال در جاده میامی مشهد

  • کد خبر: ۳۵۲۷۱۵
  • ۲۸ مرداد ۱۴۰۴ - ۱۰:۰۴
  • ۲
بازسازی صحنه جنایت بعد از ۶ سال در جاده میامی مشهد
متهمی که  سال ۱۳۹۸  فردی را  در  حوالی سالارآباد در حومه مشهد کشته بود، دیروز به  صحنه جرم بازگردانده شد.

به گزارش شهرآرانیوز؛ در ۲ هزارو ۳۰۰ شب پیش بار‌ها کابوس دستگیر شدن و اعدام دیده بود. گاهی با وحشت از خواب پریده بود. او ۶ سال را در برزخی زندگی کرده بود که حتی از سایه خودش هم می‌ترسید. «نوراحمد» که در تمام این سال‌ها پنهانی زندگی کرده بود، می‌دانست که بالاخره دستگیر می‌شود، اما نمی‌دانست که مرداد امسال پس از سال‌ها فرار به بن بست خواهد رسید و به اتهام قتل «یوسف. ب» به ابتدای جاده سالارآباد در جاده میامی منتقل خواهد شد تا دربرابر قاضی وحید خاکشور، بازپرس جنایی، صحنه جنایتش را بازسازی کند.

«نوراحمد» متهم است که شامگاه نهم اردیبهشت ۱۳۹۸، «یوسف. ب» را به ضرب گلوله وینچستر به قتل رسانده و از محل گریخته است. او دیروز با دستور قضایی در حالی به صحنه جرم بازگردانده شد که درباره انگیزه اش از این جنایت مدعی شد که مقتول با وجود داشتن چهار همسر، خواهر او را فریب داده است و باهم از مشهد گریخته‌اند، این درحالی بوده که خواهرش، همسر و دو فرزند داشته است.

سال‌ها مقتول را ندیده بودم

متهم به قتل و برادرانش سال‌ها از سرنوشت خواهرشان اطلاعی نداشته‌اند تااینکه پس از دو سال، فردی به نام «غنی» را‌ می‌بیند که او را شماتت می‌کند و‌ می‌گوید: «شما خیلی بی غیرت هستید که یک نفر آمده خواهر شما را با خودش برده و حالا راست راست راه می‌رود و شما کاری نمی‌کنید.». این گفته‌ها به رگ غیرت نوراحمد برمی خورد و‌ می‌پرسد که منظورش چیست.

غنی ادامه می‌دهد: «یوسف برگشته است. وقتی به او گفتم تو که زن وبچه داری، چرا با آبروی یک خانواده بازی کردی و حالا چرا برگشته‌ای و‌ نمی‌ترسی تو را بکشند؟ با نشان دادن کلت کمری گفته است: «با این از خطر‌ها دور می‌شوم.».

خرید اسلحه برای جنایت

نوراحمد همان سال با شنیدن این صحبت‌ها به سراغ فردی می‌رود و یک اسلحه وینچستر به قیمت ۳ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان به همراه پنج فشنگ می‌خرد. او سپس همه جا دنبال یوسف می‌گرددتا اینکه این فرد را در یک گاراژ در شهرک شهیدرجایی می‌بیند که خودرویش را تعمیر کرده و درحال خروج از آنجا است. نوراحمد بدون جلب توجه، یوسف را تعقیب می‌کند که او به خانه برادرش در تاجرآباد می‌رود و تا شب همان جا می‌ماند. نوراحمد تا شب به کمین او  می‌نشیند.

با خارج شدن یوسف از خانه برادرش، متهم به قتل نیز او را تعقیب می‌کند تااینکه در جاده میامی با یکدیگر روبه رو می‌شوند. نوراحمد که ترک موتورسیکلت برادرش محمد نشسته، سعی می‌کند از همان جا یوسف را هدف بگیرد که او با خودرویش از محل دور و با سرعت کم، وارد جاده فرعی می‌شود و اجازه می‌دهد متهم او را تعقیب کند. اما مقتول نمی‌داند که یک ۲۰۶ نیز از طرف متهم در تعقیب آن هاست و همین که سرعت خودرویش را کم می‌کند، ۲۰۶ جلوی او‌ می‌پیچد و پس از برخورد، راه او را سد می‌کند.

شلیک از فاصله نزدیک

یوسف هنوز فرصت نکرده بود از خودرو پیاده شود که نوراحمد با اسلحه از ترک موتورسیکلت او را هدف می‌گیرد و یک تیر به گردنش می‌زند.

در این لحظه خودروی مقتول حرکت می‌کند و سمت مخالف جاده می‌رود. نوراحمد از موتور پیاده شده، از فاصله نزدیک گلوله‌ای به سینه مقتول شلیک می‌کند و گلوله بعدی در اسلحه گیر می‌کند و دیگر شلیک نمی‌شود.

اینجا نوراحمد به سمت موتور می‌دود و برادرش محمد نیز با چاقو ضرباتی به این فرد وارد می‌کند و با موتور به سمت شهرک شهیدرجایی می‌روند؛ البته پیش از گریختن از صحنه، اسلحه را کنار یک جالیز دفن می‌کنند که هرگز پیدا نمی‌شود.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۲
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۰۰:۵۷ - ۱۴۰۵/۰۶/۱۴
0
0
واقیعن چه ادمها ی این غرور و تعصب کار دست شاک داده است وگر نه کدوم خواهر شوهر دار با مرد غریبه پا ب فرار میگزارد خوب خواهر از گرسنگی و تنگ دستی مجبور ب فرار شده واز ان گذشته خواهر که شوهر دارد ۰ هیچ ربطی به برادر ندارد حفاظت و نگهداری زن بر گردنه شوهر است ۰ دیگر چه بگویم به خدا عقلم ب جای قد نمی دهد واز نام هایشان معلوم که شاید ایرانی هم نباشند ۰
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۰۲:۲۶ - ۱۴۰۵/۰۶/۱۵
0
0
حلا یگ راه کار نشان به ملت بدهید دست در کاران و قضات محترم که اگر خدای نکرده مثلان برای من چنین اتفاقی ناموسی رخ دهد من در اول باید چه کار کنم چجوری خشم و ناراحتی ام را کنترل و خون جلوی چشم خودرا کنترل کنم اخر ناجوان مردی در ناموسی خیلی خطر ناک و بوی خون میدهد لطف مردم را راهنمای کنید در چنین مواقع چطور دق دل خودمان را خالی و انتقام بگیریم ۰