قرعهکشی لیگ نخبگان آسیا برای فوتبال ایران قرعهای است که بار دیگر ما را روبهروی یک واقعیت تلخ مینشاند؛ اینکه قرار است استقلال و تراکتور و حتی گل گهر با تیمهایی بجنگند که در سالهای اخیر از نظر امکانات، بودجه، زیرساخت و کیفیت بازیکنان، فرسنگها از فوتبال ایران جلو افتادهاند. قرار است نمایندگان ما به زمین بروند و با حریفانی دستوپنجه نرم کنند که بسیاری از آنها برای یک بازیکن خارجی بیشتر از کل بودجه بعضی باشگاههای ایرانی هزینه میکنند. به همین دلیل همین ابتدا بابد تکلیف مان را با خودمان روشن کنیم. از تیمهای ایرانی واقعاً چه انتظاری داریم؟
استقلال نمونه روشن این تناقض است. تیمی که باید خودش را برای یکی از سختترین رقابتهای باشگاهی آسیا آماده کند، با پنجره نقلوانتقالاتی بسته وارد فصل شده، نتوانسته آنطور که باید تیمش را تقویت کند و در عین حال بخشی از نفرات فصل گذشته را نیز از دست داده است. مشکلات حقوقی و مدیریتی گذشته، پنجره بسته و بلاتکلیفی پیرامون برخی خارجیها، استقلال را به تیمی تبدیل کرده که بیش از آنکه برای آسیا ساخته شده باشد، در حال ترمیم خودش است.
حالا همین استقلال باید مقابل غولهای عربی بایستد؛ آن هم نه در آزادی و نه حتی در ورزشگاهی که هوادارانش بتوانند سکوها را به یک امتیاز واقعی تبدیل کنند. محرومیت تیمهای ایرانی از میزبانی، آنها را مجبور کرده خانه خود را به کشور ثالث ببرند. یعنی از دست دادن بخشی از قدرت میزبانی، کاهش درآمد روز مسابقه، دور شدن از تماشاگر و البته تحمیل هزینههای سنگین سفر و اقامت.
تراکتور شرایط بهتری دارد. حمایت مالی محمدرضا زنوزی، ثبات بیشتر ساختاری و تجربه فصل گذشته، این تیم را از استقلال آمادهتر نشان میدهد. تراکتور حتی در فصل گذشته توانست در لیگ نخبگان عملکرد قابل قبولی داشته باشد و به مرحله حذفی برسد. اما نباید فراموش کرد که حتی تراکتور هم با واقعیت فوتبال امروز آسیا فاصله دارد؛ بازاری که باشگاههای عربستانی در آن دیگر فقط برای آسیا خرید نمیکنند، بلکه با استانداردهای بازار فوتبال جهان حرکت میکنند؛ بنابراین انتظار از تراکتور هم باید منطقی باشد. قرار نیست صرف داشتن زنوزی یا تجربه فصل گذشته، این تیم را به مدعی بلامنازع آسیا تبدیل کند. تراکتور میتواند بجنگد، امتیاز بگیرد و حتی شگفتی بسازد، اما نباید از آن انتظار داشت با دست خالی، شخم بر تن حریفانی بزند که پشتوانه مالی و امکاناتی چندبرابری دارند.
داستان نمایندگان ایران در سطح دوم آسیا نیز نشان میدهد وضعیت فوتبال باشگاهی ما چندان روبهراه نیست. حتی مسیر رسیدن سهمیه سوم ایران به مسابقات آسیایی با، اما و اگر و تغییرات همراه شد؛ نشانهای دیگر از اینکه باشگاهداری حرفهای در ایران هنوز گرفتار تصمیمهای مقطعی و بیثباتی است.
پس شاید این بار باید توقعات را پایین بیاوریم؛ نه از سر ناامیدی، بلکه از سر واقعبینی. از بازیکنان استقلال و تراکتور انتظار داریم بجنگند، کم نگذارند و با غیرت و همت ایرانی مقابل حریفان بایستند. اما نباید شکست احتمالی را فاجعه ملی و پیروزی را معجزهای دور از انتظار بدانیم.
فوتبال ایران امروز برای رقابت برابر ثروتمندان آسیا، بیشتر از همیشه به معجزه نیاز دارد. شاید همان اتفاقات عجیب و دوستداشتنی فوتبال به کمکمان بیاید؛ یک گل زودهنگام، یک شب درخشان یک دروازهبان، یک اشتباه از ستاره گرانقیمت حریف یا یک نمایش فراتر از انتظار.
فعلاً، اما کاری جز این نداریم: توقع را پایین بیاوریم، دل به جنگندگی بازیکنان ببندیم و برای فوتبالمان دعا کنیم که این بار، بخت هم کمی ایرانی باشد.