به گزارش شهرآرانیوز؛ «از نفس افتاده» (Running on Empty) نوشته جنیس وب، روانشناس بالینی، کتابی درباره تأثیر تجربههایی است که شاید در دوران کودکی هرگز بهعنوان یک اتفاق مهم ثبت نشده باشند، اما آثارشان میتواند تا بزرگسالی ادامه پیدا کند.
موضوع اصلی کتاب، «غفلت هیجانی دوران کودکی» است؛ مفهومی که وب در آثار و فعالیتهای بالینی خود بر آن تمرکز داشته و آن را از تروماهای آشکار متمایز میکند. در تروما معمولاً اتفاقی مشخص رخ داده است، اما در غفلت هیجانی مسئله به چیزی مربوط میشود که باید اتفاق میافتاد و نیفتاده است؛ از دیدهشدن و شنیدهشدن احساسات کودک گرفته تا دریافت همدلی و حمایت عاطفی.
وب معتقد است این نوع غفلت لزوماً به خانوادههای ناسالم یا والدین بیمهر محدود نمیشود. والدینی که فرزندشان را دوست دارند نیز ممکن است به دلیل مشکلاتی مانند افسردگی، اعتیاد، سوگ، خودشیفتگی، سختگیری افراطی یا الگوهای تربیتی نادرست، نتوانند نیازهای هیجانی کودک را بهدرستی تشخیص دهند و به آنها پاسخ دهند.
پیامدهای این وضعیت ممکن است در کودکی چندان آشکار نباشد و سالها بعد خود را نشان دهد. احساس پوچی، نارضایتی مبهم، خودسرزنشگری، دشواری در شناخت و بیان احساسات، مشکل در کمکخواستن، اضطراب، خشم پنهان و فاصله عاطفی از دیگران، از جمله تجربههایی هستند که کتاب در ارتباط با غفلت هیجانی بررسی میکند.
یکی از محورهای قابل توجه کتاب، توجه به افرادی است که با وجود عملکرد مناسب و حتی موفقیت در زندگی، در درون خود احساس میکنند چیزی کم است. این افراد ممکن است خاطره مشخصی از یک آسیب جدی در کودکی نداشته باشند، اما در روابط، تصمیمگیریهای عاطفی یا شناخت احساسات خود با مشکلاتی مواجه شوند. از نگاه نویسنده، برای فهم این وضعیت باید علاوه بر اتفاقات دوران کودکی، به فقدانهایی که در آن دوران وجود داشتهاند نیز توجه کرد.
جنیس وب برای توضیح این مفهوم از نمونههای مختلف و روایتهای بالینی استفاده میکند. شخصیتهایی مانند زیک، کتلین و سالی در بخشهایی از کتاب به خواننده کمک میکنند تفاوت میان فرزندپروری همراه با توجه هیجانی و فرزندپروریِ غافل از نیازهای عاطفی کودک را بهتر درک کند.
«از نفس افتاده» تنها به تعریف غفلت هیجانی و بررسی پیامدهای آن محدود نمیشود. نویسنده در بخشهای مختلف کتاب، نشانههای این تجربه را بررسی میکند و با ارائه نمونهها و پرسشنامه، به خواننده کمک میکند برخی الگوهای رفتاری و عاطفی خود را بهتر بشناسد.
مسیر کتاب از تعریف غفلت هیجانی آغاز میشود و به بررسی تأثیر آن بر روابط، احساسات و زندگی بزرگسالی میرسد. وب در این مسیر تلاش میکند مفهومی نسبتاً پیچیده را با زبانی قابل فهم برای مخاطب عمومی توضیح دهد و نشان دهد که چرا برخی دشواریهای عاطفی، بدون وجود یک خاطره مشخص از آسیب، همچنان در زندگی فرد باقی میمانند.
این کتاب همچنین میتواند برای والدینی قابل توجه باشد که میخواهند نقش توجه و همدلی را در رشد عاطفی فرزندان خود بهتر بشناسند؛ همچنین علاقهمندان به روانشناسی خانواده، تجربههای دوران کودکی و تأثیر آنها بر روابط بزرگسالی میتوانند مخاطبان این اثر باشند.
«از نفس افتاده» با ترجمه ثمین صداقتکار از سوی انتشارات میلکان منتشر شده و نسخه الکترونیکی آن نیز در طاقچه عرضه شده است.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
«حداقلی از پیوند هیجانی، همدلی و توجه مستمر والدین لازم است تا نیروی لازم برای رشد و پرورش کودک فراهم، و او در آینده به بزرگسالی تبدیل شود که بهلحاظ هیجانی، سالم و با دیگران در پیوند است. اگر میزان موارد مذکور از آن حداقل کمتر باشد، کودک به بزرگسالی تبدیل میشود که بهلحاظ هیجانی دچار مشکل و کشمکش است؛ شاید در ظاهر موفق، اما از درون تهی است و چیزی را در خود گم کرده است که دنیای بیرونی قادر به دیدنش نیست.»
کتاب «از نفس افتاده» در نهایت خواننده را با این پرسش مواجه میکند که آیا برای شناخت ریشه برخی احساسات و مشکلات عاطفی امروز، تنها باید به آنچه در گذشته اتفاق افتاده توجه کرد، یا آنچه باید اتفاق میافتاد و نیفتاد نیز میتواند بخشی از پاسخ باشد.