جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با تجاوز و تهدید، رویکرد خود را بهروشنی ترسیم کرده است. دورهای که برخی تصور میکردند ایران دربرابر اقدام نظامی یا اخلال در امنیت خود و منطقه صرفا به واکنشهای محدود بسنده خواهد کرد، گذشته است. اکنون معادله امنیتی منطقه برمبنای دیگری شکل گرفته است، هرگونه تجاوز با پاسخ مواجه خواهد شد و عامل تجاوز نمیتواند بدون پرداخت هزینه از میدان خارج شود.
این رویکرد صرفا متوجه ایالات متحده آمریکا نیست. هر دولتی که به هر شکل در فرایند تجاوز علیه ایران نقشآفرینی کند یا زمینه و بستر اقدام علیه امنیت کشور را فراهم آورد، نمیتواند خود را از پیامدهای آن مصون بداند.
پیام ایران برای کشورهای منطقه، بهویژه کشورهای حاشیه خلیج فارس و دولتهای اروپایی، روشن است، همراهی با پروژههای ناامنکننده علیه ایران، بدون هزینه نخواهد بود، منطق جمهوری اسلامی دراینزمینه بر اصل بازدارندگی استوار است. بازدارندگی زمانی معنا پیدا میکند که طرف مقابل اطمینان داشته باشد هر اقدام خصمانه با هزینهای متناسب و قاطع مواجه خواهد شد.
از همین منظر، پاسخ ایران نه تابع زمانبندی تحمیلی طرف مقابل است و نه الزاما در چارچوبی که دشمن برای آن تعیین میکند. ایران زمان، سطح و شیوه پاسخ را بر اساس ارزیابیهای راهبردی و الزامات امنیت ملی خود تعیین خواهد کرد. آنچه در روزهای اخیر رخ داده است، از منظر محاسبات راهبردی اهمیت ویژهای دارد.
اصرار آمریکا بر ادامه سیاست فشار و اقدام نظامی، نشان میدهد بخشی از محاسبات واشنگتن همچنان بر ارزیابیهای نادرست از توان و اراده ایران استوار است. در مقابل، جمهوری اسلامی ایران نشان داده است که برخورد با تهدید را صرفا در سطح اعلام موضع دنبال نمیکند، بلکه در صورت ضرورت، از ظرفیتهای عملیاتی و نظامی خود برای تحمیل هزینه به طرف متجاوز استفاده خواهد کرد.
برخورداری از تجهیزات و ظرفیتهای نظامی، بهتنهایی بازدارندگی ایجاد نمیکند، آنچه این ظرفیت را به یک مؤلفه مؤثر در معادلات امنیتی تبدیل میکند، اراده برای استفاده هدفمند از آن در زمان مقتضی است. جمهوری اسلامی ایران تلاش دارد نشان دهد که در مواجهه با تهدید، تصمیمگیریها مبتنی بر ارزیابی دقیق، تقسیم کار مشخص، هماهنگی میان نهادها و اجرای منسجم است.
از سوی دیگر، امنیت خلیج فارس را نمیتوان بدون درنظرگرفتن نقش کشورهای ساحلی و بهویژه جمهوری اسلامی ایران تحلیل کرد. ایران یکی از ارکان اصلی معادلات امنیتی این منطقه است و هرگونه ترتیبات امنیتی پایدار، بدون لحاظکردن منافع و نقش کشورهای منطقه، عملا با چالش مواجه خواهد شد.
حضور قدرتهای فرامنطقهای نهتنها الزاما به افزایش امنیت منجر نمیشود، بلکه در بسیاری موارد خود به عاملی برای افزایش تنش تبدیل شده است. از اینمنظر، تأکید ایران بر کاهش نقش آمریکا در معادلات امنیتی خلیج فارس را باید در چارچوب یک راهبرد کلانتر تحلیل کرد؛ راهبردی که بر مسئولیت کشورهای منطقه در تأمین امنیت منطقهای تأکید دارد.
نگاه ایران این است که امنیت خلیج فارس باید بر پایه همکاری کشورهای منطقه و بدون وابستگی به قدرتهای خارجی شکل بگیرد. چنینرویکردی البته زمانی قابلیت تحقق دارد که همه کشورهای منطقهای از تبدیل قلمرو خود به سکویی برای تهدید دیگرکشورها خودداری کنند. دراینمیان، احتمال تشدید درگیری در روزهای آینده را نیز نمیتوان نادیده گرفت.
استمرار حملات و اقدامات تحریکآمیز آمریکا میتواند دامنه تنش را افزایش دهد، اما همین احتمال، ضرورت حفظ و تقویت بازدارندگی را بیشتر میکند. ایران با نشان دادن توان پاسخگویی، تلاش دارد هزینه محاسبات اشتباه را برای طرف مقابل افزایش دهد. پیام اصلی این سیاست آن است که ادامه اقدامات خصمانه، با واکنش متقابل و اقدامات بازدارنده بیشتری روبهرو خواهد شد.
در سطح داخلی نیز مدیریت شرایط، نیازمند هماهنگی حداکثری میان دستگاهها و نهادهای مسئول است و دستگاهها و نهادهای مختلف باید با حداکثر همافزایی و وحدت فرماندهی، برنامههای پیشبینیشده را دنبال کنند. در نهایت، آنچه امروز در معادلات منطقه اهمیت دارد، تغییر محاسبات طرف مقابل است.
ایران تلاش میکند نشان دهد که امنیت ملی و تمامیت ارضی آن قابل آزمون نیست و هرگونه خطای محاسباتی میتواند هزینههای سنگینی برای عامل آن داشته باشد. این همان نقطهای است که بازدارندگی از یک مفهوم نظری به یک واقعیت عملی تبدیل میشود، تجاوز نباید بدون پاسخ بماند و تصمیم درباره زمان، سطح و شیوه پاسخ، در اختیار کشوری است که مورد تجاوز قرار گرفته است.