به گزارش شهرآرانیوز؛ نشست سران سازمان همکاری شانگهای در بیشکک در شرایطی با تصویب مجموعهای از اسناد و تصمیمها به کار خود پایان داد که دامنه موضوعات مورد توافق اعضا، تصویری متفاوت از آینده این سازمان ارائه میکند. «بیانیه بیشکک به مناسبت بیستوپنجمین سالگرد سازمان همکاری شانگهای» در کنار اسناد مربوط به امنیت، مبارزه با مواد مخدر، حملونقل، لجستیک، انرژی، هوش مصنوعی، امنیت اطلاعات، محیطزیست و گردشگری، نشان میدهد شانگهای در حال گسترش دستورکار خود از همکاریهای سنتی امنیتی به سمت یک چارچوب جامعتر همکاریهای راهبردی است.
این تحول برای ایران اهمیت مضاعفی دارد؛ چراکه تهران در شرایط فشارهای فزاینده اقتصادی و محدودیتهای ناشی از تحریمهای غرب، تلاش میکند ظرفیتهای همکاری با قدرتهای شرقی و نهادهای چندجانبه غیرغربی را به ابزارهایی برای کاهش آثار این فشارها تبدیل کند. با این حال، عضویت در سازمان همکاری شانگهای به خودی خود دستاورد اقتصادی ایجاد نمیکند و نقطه اصلی، توان ایران برای تبدیل تصمیمهای چندجانبه به پروژههای مشخص و منافع قابل اندازهگیری است.
در بخش امنیتی، تصویب پروتکل اصلاح منشور سازمان، آییننامه «مرکز جامع مقابله با چالشها و تهدیدهای امنیتی کشورهای عضو» و آییننامه کمیته اجرایی مرکز مبارزه با مواد مخدر، نشان میدهد مسائل امنیتی همچنان در مرکز توجه شانگهای قرار دارد.
در کنار آن، برنامه همکاری اعضا برای مبارزه با اعتیاد و برنامه هماهنگی برای مقابله با گسترش مواد مخدر مصنوعی و پیشسازها تا سال ۲۰۳۰ نیز به تصویب رسیده است.
اما نکته مهمتر، گسترش مفهوم امنیت به حوزههایی مانند امنیت اطلاعات و زیرساختهای دیجیتال است. برنامه تعامل کشورهای عضو در زمینه تأمین امنیت بینالمللی اطلاعات برای سالهای ۲۰۲۶ تا ۲۰۲۸، در کنار اسناد هوش مصنوعی و مراکز پردازش داده، نشان میدهد امنیت سایبری و حاکمیت بر دادهها به یکی از حوزههای جدید رقابت و همکاری در این سازمان تبدیل شده است.
یکی از مهمترین اسناد اقتصادی نشست، «برنامه اقدام برای توسعه بنادر و مراکز لجستیکی کشورهای عضو در سالهای ۲۰۲۶ تا ۲۰۳۰» است.
اهمیت این سند برای ایران بیش از آنکه در عنوان آن باشد، در موقعیت جغرافیایی کشور نهفته است. ایران میتواند در صورت تکمیل زیرساختها و ایجاد هماهنگیهای گمرکی، ریلی و بندری، بخشی از مسیرهای اتصال شرق آسیا به آسیای مرکزی، قفقاز، روسیه و آبهای آزاد را در اختیار بگیرد.
از این منظر، سازمان همکاری شانگهای برای تهران صرفاً یک تریبون سیاسی نیست؛ بلکه میتواند به بستری برای تقویت نقش ایران در شبکههای ترانزیتی منطقه تبدیل شود.
البته همینجا یک پرسش مهم مطرح میشود: آیا ایران صرفاً در اسناد و نشستها حضور خواهد داشت یا میتواند پروژههای مشخص بندری، ریلی و لجستیکی خود را نیز در چارچوب این برنامهها تعریف و عملیاتی کند؟
پاسخ به این پرسش، بخش مهمی از ارزیابی واقعی دستاورد عضویت ایران در شانگهای خواهد بود.
از دیگر محورهای قابل توجه اسناد بیشکک، ورود جدی هوش مصنوعی به دستورکار سازمان است.
«مفهوم ایجاد مراکز منطقهای پردازش داده، ظرفیتهای محاسباتی و توسعه صنعت هوش مصنوعی» و همچنین یادداشت تفاهم همکاری در حوزه هوش مصنوعی، نشان میدهد اعضای شانگهای به دنبال ایجاد ظرفیتهای مشترک در یکی از مهمترین حوزههای فناوری آینده هستند.
برای ایران، این بخش میتواند هم فرصت و هم چالش باشد. فرصت از آن جهت که همکاری با کشورهای دارای ظرفیتهای قابل توجه فناوری و زیرساختی میتواند بخشی از محدودیتهای ناشی از تحریمهای فناوری را کاهش دهد؛ و چالش از این جهت که فاصله ایران با برخی اعضای اصلی سازمان در حوزه زیرساخت پردازشی، سرمایهگذاری و توسعه فناوری همچنان قابل توجه است.
بنابراین، دیپلماسی فناوری میتواند به اندازه دیپلماسی سیاسی برای ایران در چارچوب شانگهای اهمیت پیدا کند.
تصمیم درباره برنامه همکاری برای ایجاد «کریدور فناوری سبز» در سالهای ۲۰۲۶ تا ۲۰۳۰ و همچنین برنامههای مشترک برای حفظ تنوع زیستی، بخش دیگری از تحول در دستورکار سازمان است.
این موضوع برای ایران نیز قابل توجه است؛ بهویژه در شرایطی که اقتصاد جهانی به سمت فناوریهای کمکربن، انرژیهای پاک و استانداردهای زیستمحیطی در حال حرکت است.
اگر ایران بخواهد از ظرفیتهای شانگهای برای توسعه اقتصادی استفاده کند، حضور در این برنامهها میتواند فرصتی برای جذب فناوری، سرمایه و همکاری صنعتی باشد؛ مشروط بر اینکه همکاریها از سطح بیانیه و تفاهمنامه عبور کرده و به پروژههای اجرایی برسد.
اعلام لاهور پاکستان به عنوان پایتخت گردشگری و فرهنگی سازمان همکاری شانگهای در سالهای ۲۰۲۶ و ۲۰۲۷ و همچنین تصمیم برای امضای یادداشت تفاهم میان دبیرخانه سازمان و کمیسیون اتحادیه آفریقا، نشانه دیگری از تلاش این سازمان برای توسعه حوزه نفوذ همکاریهای خود است.
در واقع، شانگهای تلاش میکند از یک چارچوب محدود منطقهای فاصله گرفته و شبکهای گستردهتر از تعاملات اقتصادی، فرهنگی و نهادی ایجاد کند.
این روند برای ایران نیز اهمیت دارد؛ زیرا تهران میتواند از ظرفیت عضویت در شانگهای برای تقویت پیوندهای خود با آسیای مرکزی، شرق آسیا و حتی آفریقا استفاده کند؛ مناطقی که در سالهای اخیر در سیاست خارجی ایران نیز اهمیت بیشتری یافتهاند.
در کنار اسناد مصوب، چند بیانیه در زمینه امنیت هستهای، بهرهوری انرژی، سامانههای انرژی و حمایت از نهاد خانواده نیز در فهرست نشست قرار گرفته که صراحتاً «بدون امضا» عنوان شدهاند.
این تفاوت از نظر حقوقی و سیاسی قابل توجه است و نباید همه موارد فهرستشده را در یک سطح از تعهد اعضا قرار داد.
به بیان دیگر، میان تصمیم، برنامه، یادداشت تفاهم و بیانیه بدون امضا تفاوت وجود دارد و ارزیابی دستاوردهای نشست باید بر اساس سطح تعهد، سازوکار اجرا و امکان عملیاتی شدن هر سند انجام شود.
در نهایت، اهمیت نشست بیشکک برای ایران را نمیتوان صرفاً با تعداد اسناد یا سطح دیدارهای سیاسی سنجید.
عضویت ایران در سازمان همکاری شانگهای زمانی به یک دستاورد راهبردی تبدیل میشود که تهران بتواند از ظرفیتهای این سازمان برای توسعه ترانزیت، افزایش تجارت، اتصال به بازارهای منطقه، جذب سرمایه و فناوری، همکاری در حوزه انرژی و تقویت پیوندهای اقتصادی استفاده کند.
به همین دلیل، شاید مهمترین سؤال پس از نشست بیشکک این نباشد که «شانگهای چه تصمیمهایی گرفت؟» بلکه این باشد که ایران از این تصمیمها چه سهمی برای خود تعریف میکند؟
فهرست اسناد بیشکک نشان میدهد زمین بازی در حال تغییر است؛ از امنیت سنتی به امنیت سایبری، از تجارت سنتی به زنجیرههای لجستیکی، از انرژی متعارف به فناوری سبز و از همکاریهای سیاسی به هوش مصنوعی و زیرساخت داده.
اکنون آزمون اصلی برای دیپلماسی ایران، نه حضور در این ساختار، بلکه تبدیل این عضویت به منافع اقتصادی، فناورانه و ژئوپلیتیکی ملموس است.