به گزارش شهرآرانیوز؛ عکاسی مستند، تلاقی مسئولیت اجتماعی و زاویه دید هنرمندانه است. هنرمند این عرصه نه به دنبال آفریدن صحنههای ساختگی، بلکه در پی کشف حقیقت در میان هیاهوی روزمره است. ثبت بزنگاههای تاریخی، از آیینها و سوگواریهای جمعی گرفته تا کاستیهای مدیریت شهری، همگی زمانی ماندگار میشوند که با صداقت در قاب تصویر بنشینند.
رضا رادپور، برگزیده پویش ملی عکس و فیلم «طلوع ماه»، دهههاست با تکیه بر تجربه شخصی و دغدغهمندی اجتماعی این راه را پیموده است. او با دو اثر درخشان در پویش ملی عکس و فیلم «طلوع ماه» موفق به کسب عناوین برتر شد.
در این رویداد، اثر «آخرین لبخند» وی عنوان بهترین نماهنگ و نشان ویژه پویش را از آن خود کرد و در بخش عکس لوح نشاندار طلایی پویش (رتبه اول) برای ثبت تصویر سوگ به این هنرمند اهدا شد. با او به گفتوگو نشستیم تا از دغدغهها و فرصتهای عکاسی مستند بگوید.
رادپور که فعالیت حرفهای و مستمر خود را از سال ۱۳۸۳ پس از گذراندن دورههای انجمن سینمای جوانان ایران در مشهد آغاز کرده، معتقد است: هنر مستند به دلیل صداقت و پیوند عمیق با واقعیتهای جامعه، مهمترین ابزار برای بازتاب مسائل روز و رساندن پیام به مردم و مسئولان است.
او با اشاره به علاقه و تمرکز اصلی خود بر حوزه مستندسازی و عکاسی مستند، درباره چرایی انتخاب این سبک گفت: روحیه من با فیلمسازی داستانی و فضاهای ساختگی سازگار نیست. همواره به دنبال صداقت در تصویر بودهام و ترجیح میدهم واقعیتهای جامعه را بدون دخل و تصرف به تصویر بکشم. همین نگاه حقیقتگرا باعث شد تمام تمرکزم را روی عکاسی و مستندسازی اجتماعی و شهری بگذارم.
مستندساز مشهدی با یادآوری یکی از تجربیات تأثیرگذار خود در سالهای گذشته، به نقش پرسشگرانه هنر مستند اشاره کرد و گفت: سالها پیش مستندی به نام «مقصد» درباره روند کند احداث قطار شهری مشهد ساختم. داستان فیلم حرکت نمادین یک لاکپشت از ایستگاه اول تا مقصد بود؛ با اینکه لاکپشت به مقصد میرسید، پروژه هنوز نیمهکاره بود.
نمایش این اثر در جشنواره بازتاب گستردهای داشت و تلنگری جدی به مسئولان شهری زد تا افتتاح خط را پیگیری کنند. البته این نگاه نقادانه گاهی برای هنرمند با دشواریهایی همراه است، چرا که مستندسازی و بازتاب شفاف دردهای جامعه همواره به مذاق برخی مسئولان خوش نمیآید.
رادپور درباره چگونگی خلق دو اثر برگزیده خود در پویش ملی «طلوع ماه» توضیح داد: در جریان مراسم تشییع و رویدادهای مرتبط، از همان روزهای نخست در محل حاضر شدم تا لحظات ماندگار و عواطف مردم را ثبت کنم. حاصل آن حضور، عکسی با عنوان «سوگ» و مستندی کوتاه در قالب نماهنگ با نام «آخرین لبخند» بود.
جالب اینکه پیش از اعلام نتایج نهایی بخش عکس، تنها برای بخش نماهنگ از من دعوت شده بود، اما با توجه به قوت سوژه و کیفیتی که از عکس سراغ داشتم، مطمئن بودم که اثر سوگ در میان برگزیدگان رتبه نخست را کسب خواهد کرد که خوشبختانه همین اتفاق افتاد.
«انتقال سریع و روشن پیام به مخاطب مهمترین شاخصه یک اثر موفق است» این عکاس با تأکید بر این جمله تصریح کرد: یک اثر هنری، چه عکس باشد و چه فیلم، علاوه بر اصول فنی نظیر کادربندی، کارگردانی و نورپردازی دقیق، باید پاسخی به نیازها و درک عمومی جامعه باشد. زمانی که پیام اثر صادقانه، به دور از پیچیدگی و متناسب با اتفاقات روز منتقل شود، بهطور طبیعی هم نگاه داوران تخصصی و هم دل مردم را با خود همراه میکند.
این عکاس برگزیده با گلایه از کمتوجهی و فضای حاکم بر فعالیتهای هنری در شهر مشهد بیان کرد: متأسفانه فضای همافزایی و حمایت متقابل میان هنرمندان در مشهد وضعیت مطلوبی ندارد و کمتر شاهد ارج نهادن به موفقیتها و رتبههای کسبشده توسط بچههای این شهر هستیم. به همین دلیل سالهاست ترجیح دادهام بهصورت کاملا مستقل و بر پایه باورهای شخصیام کار کنم، هرچند معتقدم ظرفیت و استعدادهای هنری جوانان این دیار بسیار فراتر از شرایط موجود است.
رادپور با انتقاد از رویکرد برخی مسئولان نسبت به آثار انتقادی، رسالت هنرمند مستندساز را مشابه یک پزشک دانست که به جای تمجید، باید دردهای جامعه را تشخیص دهد و برای درمان آن تلاش کند و معتقد است: در فضایی که بسیاری برای خوشایند مسئولان تولید اثر دارند، هنرمند مستقل به دلیل پایبندی به حقیقت، به حاشیه رانده میشود. وقتی به پزشک مراجعه میکنید، آیا انتظار دارید که او فقط خوبیهای بدن شما را بگوید و بیماریها را نادیده بگیرد؟ یا انتظار دارید که مشکلتان را تشخیص دهد و درمان کند؟
مسئولان ما هم متأسفانه همینگونهاند. وقتی مستندسازی دردهای جامعه را با نگاهی اجتماعی و تخصصی به تصویر میکشد، بهجای استقبال از راهکارها، آن را برنمیتابند. آنها دوست دارند مستندساز فقط خوبیها را ببیند. متأسفانه مستندسازانی که به این رویکرد روی میآورند، خروجیهای آنچنانی و بودجههای میلیونی میگیرند، اما هنرمند مستقل که درد مردم را نشان میدهد، از چشم همه میافتد.
این عکاس مستقل که سالهاست بدون وابستگی به نهادهای خاص فعالیت میکند، درباره سختیهای این مسیر میگوید: در مشهد، جایگاه مستندسازی در نگاه مسئولان تعریفنشده است. عکاسان و فیلمسازان مستقل، حمایتی ندارند و باید بین درآمد و عقیده یکی را انتخاب کنند. من سالهاست به خاطر دلم و به خاطر مردم، قید درآمدهای آنچنانی را زدهام و مستقل ماندهام. هنرمندی که با باورهای قلبیاش کار میکند، هرگز تن به سفارشهای سفارشی نمیدهد.
رادپور با انتقاد از کیفیت آموزشهای هنری در شهر مشهد، بر تغییر رویکرد کلاسهای آموزشی تأکید میکند: آموزش در این حوزه زیاد است، اما بررسیهای من نشان میدهد بیشترِ این دورهها تنها با هدف درآمدزایی برگزار میشوند و نه تربیت نیروی متخصص.
زمانی که ما در سال ۱۳۸۳ از انجمن سینمای جوان دانشآموخته شدیم، دلسردیها زیاد بود؛ خیلیها به خاطر پذیرفته نشدن در یکی دو جشنواره، هنر را کنار گذاشتند. اما من برای جایزه کار نمیکنم. اگر فردی روحیه پرسشگر و پشتکار داشته باشد، خودش از دهها کلاس آموزشی جلوتر است. تجربه، دیدن عکسهای خوب و مطالعه، اصلیترین ارکان پیشرفت هستند.
وی با اشاره به ضرورت بهروز بودن هنرمندان در عصر دیجیتال، تصریح کرد: علم روز باید آموخته شود. سالها پیش ما عکس را در تاریکخانه ظهور میکردیم، اما امروز دنیای عکاسی و مستندسازی کاملا دیجیتال است. نرمافزارهای جدید هر روز تغییر میکنند و عکاس اگر نخواهد این ابزارها را یاد بگیرد، درجا میزند. یادگیری این ابزارها، در کنار مطالعه و مطالعه، زیربنای پیشرفت است.