باروت خشم و کبریت کلمات!

  • کد خبر: ۴۴۶۶۳۰
  • ۲۹ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۵:۵۸
یادداشت
خشم همیشه حق نیست که گاه عین باطل است، اما همیشه قدرت تخریب دارد. این قدرت هم نه به حقانیت یا بطلان که به انباشت آن برمی گردد.

خشم همیشه حق نیست که گاه عین باطل است، اما همیشه قدرت تخریب دارد. این قدرت هم نه به حقانیت یا بطلان که به انباشت آن برمی گردد. پس خشم را نه در قالب حق و باطل که در قامت یک موضوع اجتماعی باید دید و تحلیل کرد. برای این گزاره نظری می‌توان مصادیق فراوانی بیان کرد. مصادیقی که در زندگی هرکداممان مکرر و حتی خاطره شده است.

تلخی و شیرینی اش هم قصه دیگری است. بنده خدایی می‌گفت در پمپ بنزین می‌خواستم کارت سوختم را جا بگذارم که دیدم کارت داخل دستگاه است. فکر کردم که نفر قبلی آن را جا گذاشته است. آن را برداشتم که به متصدی جایگاه سوخت بدهم، اما نگو که از آن طرف پمپ کسی مشغول سوخت گیری بوده است. همین او را به خشمی بی مهار رساند که در زبانش شعله کشید. 

من زبان به عذرخواهی گشودم او با توهین جواب داد. من باز هم عذرخواهی کردم و او توهین کرد. دیگر سکوت کردم. هر حرف من می‌توانست او را به مرز انفجار برساند. او راننده یک ون تاکسی بود که می‌گفت فقط دوبار در روز می‌تواند بنزین بزند و من با قطع کارت، یک فرصت او را سوزانده بودم. او شاید در هیبت من، هیئت یک مسئول را می‌دید، چون غیر از توهین، حرف‌های دیگری هم زد که معمولا به یک شهروند نمی‌زنند. من سکوت پیشه کردم، چون هر سخنی هرچند عذر تقصیر کار را بدتر می‌کرد. 

بنده خدایی هم از ماجرایی می‌گفت که در اتوبوس واحد شاهدش بوده است. می‌گفت خانمی محجبه به بانوی بی حجاب برای اصلاح پوشش تذکر داد، اما قبل از آنکه آن بانو حرفی بزند دیگران صدایشان بلند شد. نه به همراهی با آن خانم بلکه در اعتراض به او. زن و مرد هم نداشت صدا‌های بلند. جوری که خانم تذکردهنده در تنهایی مطلق قرار گرفته بود. 

شاهد ماجرا می‌گفت دیدم هرکس حرفی می‌زند و حس کردم باید نگذارم تنهایی فردی که نیت خیر داشت به ادامه رفتاری شر بینجامد، لذا در برابر فردی که پرسید کجای قرآن آمده است حجاب؟ گفتم اول که قرآن به ماجرا پرداخته است. همان خانم اول آیه را برای او خواند. دوم اینکه حتی اگر قرآن نباشد، قانون که هست. در آن میان چند صدا بلند شد که بروید با قانونتان جلوی گرانی را بگیرید. گفتم: جلوی انواع بی قانونی‌ها باید گرفته شود چه کشف حجاب و چه گرانی و...

او می‌گفت آنچه برایم تعجب آور بود تراکم خشم در افراد بود. انگار هرکدام یک کپسول فشرده خشم بودند. خدا نکند منفجر شوند والا با سونامی خشونت روبه رو خواهیم شد. نمی‌خواهم به فهرست کردن مصادیق، قلم و نگاه را خسته کنم. هرکدام از ما می‌توانیم یک طومار بنویسیم از رفتار‌هایی چنین و گزاره‌هایی از خشم‌های در افزایش. این مسئله‌ای است که حتما باید مورد بررسی متولیان امر قرار گیرد. هرچند کم نیستند مردمانی خشمگین که آموخته‌اند خشمشان جلوی چشمشان را نگیرد.

این از جمله «واقعه‌هایی است که حتما باید برای علاجش، قبل از وقوع چاره اندیشید. تقسیم کردن آن به روا و ناروا و حتی حق و باطل، اصلا نمی‌تواند چاره کار کند به همین خاطر باید برگردیم به گزاره‌ای که این یادداشت را با آن شروع کردیم؛  «خشم همیشه حق نیست که گاه عین باطل است، اما همیشه قدرت تخریب دارد.» برای مهار کردن این قدرت تخریب باید جلوی خراب کاری خواسته و ناخواسته برخی‌ها را گرفت.

برای برخی‌ها باید کتاب سیاست گشود و گفت که سیاست، علم تشخیص اولویت هاست. باید با شناخت اولویت‌های جامعه رفتار‌ها را سازمان داد به گونه‌ای که رفتار کسی، کبریت برای انفجار کسی نکشد. با تدبیر امور و کنار هم قرار گرفتن ظرفیت همگان، فضا را برای زندگی امن و آرام همگانی فراهم کرد. 

نمی‌خواهم این نوشته را تلخ تمام کنم، اما این هشدار را صریحا باید بیان کرد که کام بسیاری از مردم تلخ و نگاهشان زخمی است. تراکم این زخم و آن تلخی می‌تواند یک سونامی سمی راه بیندازد. خدا نیاورد این را و باشد که خلق خدا با فهم زمانه و زمینه‌ها و رفتار درست، خشم را در منحنی کاهشی قرار دهند.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.