مریم شیعه | شهرآرانیوز؛ جاده آرام آرام جای خودش را به خیابانهای مشهد میدهد. آخرین کیلومترهای سفرش را رکاب میزند. این سفر در جایی تمام میشود که عاشقانه دوستش دارد، حرم امام رضا (ع). مسیر تهران تا مشهد را رکاب زد. ۱۲۰۰ کیلومتر راه کمی نیست. تصور کنید یک نفر این فاصله را تنها با نیروی پاهایش طی کند. هر سربالایی بخشی از توانش را میگیرد و هر سرازیری فرصتی برای نفس تازه کردن است. باد مخالف میتواند ساعتها به زمان سفر اضافه کند و گاهی چند کیلومتر آخر، دشوارتر از تمام مسیری میشود که پشت سرمی گذارد.
مهر ۱۴۰۵ است. به پایان هشتمین مرحله از سفرهای دوچرخه سواری خود نزدیک میشود؛ سفرهایی که طی نزدیک به دو سال، او را از شمال غرب ایران به جنوبیترین جادههای کشور و از شهرهای مرکزی به شرق رساندهاند. مجموع مسیرهای پیموده شده او به ۹هزارو ۸۰۰ کیلومتر میرسد.
پیوندش با امام رضا (ع) را میتوان در انتخاب مقصدها و شعارهای سفرهایش دید. او خودش را «سرباز امام رضا (ع)» معرفی کرده و عبارت «تا پای جان برای ایران امام رضا (ع)» را برگزیده است. مشهد برای چنین مسافری فقط شهری در انتهای یک جاده نیست؛ نقطهای است که بارها به آن بازمی گردد.
حالا مسیر تهران تا مشهد هم به پایان میرسد. قرار است چرخهایی که روزها روی آسفالت حرکت کردهاند، جایی نزدیک حرم از حرکت بایستند. برای کسی که رکاب زنی را وسیلهای برای بیان باورهایش انتخاب کرده است، همین ایستادن، معنای سفر است.

حافظ صادقی گرجان اهل اردبیل است. ۴۸ سال دارد. بازنشسته سازمان صداوسیماست. سفرهایش را از آبان ۱۴۰۳ آغاز کرد. تصمیم میگیرد مسیرهای مختلف ایران را در چند مرحله بپیماید. برخلاف دوچرخه سوارانی که برای ثبت رکورد سرعت یا حضور در مسابقات حرفهای تلاش میکنند، او از همان ابتدا موضوعی مشخص برای سفرهایش در نظر میگیرد؛ «حمایت از مردم غزه و لبنان»، «گرامیداشت یاد جان باختگان جنگ» و انتقال پیامهایی که به آنها باور دارد. نخستین مرحله را از مشهد آغاز میکند.
دوچرخه اش را به سمت اردبیل میراند و پس از طی مسیری طولانی به زادگاهش میرسد. سفر بعدی، جغرافیای متفاوتی دارد. این بار از یادمان شهدای شلمچه به سوی بندرعباس حرکت میکند. جادههایی که در سفر نخست او را به شمال غرب میرساندند جای خود را به مسیرهای جنوب کشور میدهند. در این مرحله، پیام سفر با نام خلیج فارس و جزایر سه گانه ایرانی پیوند میخورد.
دوچرخه وسیله ثابت اوست، اما هر مقصد معنایی متفاوت پیدا میکند. یکی از طولانیترین برنامه هایش در بهار ۱۴۰۴ شکل میگیرد؛ سفری از اردبیل تا خرمشهر که مسافت آن حدود ۲ هزارکیلومتر است. تابستان همان سال، مسیر تازهای را در پیش میگیرد. این بار مقصد او کربلاست. سفرش از اردبیل آغاز میشود و با رسیدن به مرز مهران و حضور در مراسم اربعین ادامه پیدا میکند. مهر ۱۴۰۴، خبر دیگری از صادقی منتشر میشود.
او مرحله پنجم سفرش را که از زنجان آغاز شده و از شهرهایی مانند تهران، قم و اصفهان گذشته است، در شیراز به پایان میرساند. شعار این مرحله نیز اشارهای مستقیم به ایران و امام رضا (ع) دارد. مدتی بعد، دوباره به مشهد بازمی گردد، اما این بار نه برای پایان دادن به سفر، بلکه برای شروع مرحله ششم. مقصد بعدی زاهدان است و موضوع انتخاب شده برای این مسیر، «حمایت از مهدیه اسفندیاری»، شهروند ایرانی زندانی در فرانسه است.
در دی ۱۴۰۴، صادقی وارد مرحله دیگری شده است. حالا مسیر یزد تا کرمان را پیش روی خود دارد و میخواهد به مزار حاج قاسم برسد. شعاری که برای این مرحله انتخاب کرده، ترکیبی از دو هویت مورد تاکید اوست «سرباز امام رضا (ع)، سرباز وطن». صادقی خادم افتخاری حرم رضوی است و در بخش ویلچر خدمت میکند.
دوچرخه سواری در نگاه نخست فعالیتی فردی به نظر میرسد. ورزشکار روی زین مینشیند، مسیرش را انتخاب میکند و با نیروی خودش پیش میرود، اما همین فعالیت میتواند معنایی اجتماعی پیدا کند؛ به ویژه زمانی که کسی برای حرکتش هدفی عمومی تعیین کند و بخواهد توجه دیگران را به موضوعی مشخص جلب کند. این همان کاری است که حافظ صادقی گرجان طی سفرهایش دنبال کرده است.
رکاب زنی نمادین در جهان ورزش سابقهای طولانی دارد. گاهی دوچرخه سواران برای جلب توجه به بحرانهای زیست محیطی راهی جاده میشوند، گاهی برای حمایت از بیماران یا جمع آوری کمکهای خیریه و گاهی برای یادآوری رویدادهای تاریخی. وجه مشترک این حرکتها آن است که ورزشکار، توان جسمانی و زمانی را که صرف میکند، به بخشی از پیام خود تبدیل میکند. در چنین سفرهایی، مسافت فقط عددی برای سنجیدن توان بدنی نیست. هرچه مسیر طولانیتر میشود، تعهد فرد به ادامه حرکت نیز بیشتر به چشم میآید.
مخاطب ممکن است با موضوع سفر موافق یا مخالف باشد، اما این شیوه بیان میتواند او را به پرسیدن درباره انگیزه رکاب زن وادارد. صادقی با انتخاب مقصدهایش، جغرافیا را نیز وارد روایت کرده است. شلمچه و خرمشهر یادآور جنگاند؛ بندرعباس با موضوع خلیج فارس پیوند پیدا میکند؛ کربلا شهر سیدالشهدا (ع) است و کرمان یادآور سردار سلیمانی. در میان این مقصدها، مشهد جایگاهی ویژه دارد، زیرا بارها نقطه آغاز یا پایان سفرهای او بوده است.
صادقی اعلام کرده است که پس از مدتی استراحت، سفر دیگری را از کرمان به سمت میناب آغاز خواهد کرد؛ سفری به یاد شهدای دانش آموز مدرسه شجره طیبه.

