به گزارش شهرآرانیوز؛ حتما برای شما هم پیش آمده است که برای انجام کاری به بانک یا ادارهای مراجعه کنید و کارمند مربوط نباشد. بعد که پیگیرش شدهاید، تازه فهمیدهاید که مرخصی نیست و برای انجام کاری میزش را ترک کرده است. هیچ کدام از همکارهایش هم حاضر نبودهاند مسئولیت او را تا برگشتش برعهده بگیرند. ازاین رو مجبور شدهاید یک ربع، بیست دقیقهای منتظر بمانید. اتفاقی که تا شب، زنجیره وار، انجام بسیاری از کارهای دیگر شما را هم به تأخیر انداخته و به قول معروف روزتان را سوزانده است.
دلیلی که این دسته از افراد برای توجیه کارشان میآورند حتی اگر ازنظر خودشان موجه باشد، باز هم نوعی حق الناس محسوب میشود و پذیرفته نیست. منظورمان فقط نادیده گرفتن حق ارباب رجوع نیست، این اتفاق به ظاهر ساده پیامدهای زیاد دیگری دارد که معمولا از چشم ما غافل میماند. موضوعی که امروز میخواهیم قدری بیشتر درباره آن باهم صحبت کنیم.
به همراه سه نفر دیگر وظیفه سامان دهی آبدارخانه یک اداره بزرگ را برعهده دارد. سرساعت میآید و سرساعت میرود و همیشه بخشی از کار میماند. کارهایی که باید در طول ساعت کاری اش آنها را انجام بدهد ولی به بهانه زیاد بودن حجم کار و تناسب نداشتن با حقوقش معمولا از انجام آنها شانه خالی میکند و بار آنها را بر دوش دیگر همکارهایش میاندازد.
مسئلهای که ازپس گذشت این سالها به یک رویه ثابت برای خودش تبدیل شده است و سه همکار دیگرش هم آن را پذیرفتهاند؛ درحالی که حقوق دریافتی او به دلیل سنوات کاری اش بیشتر از دیگر همکارهایش درهمان بخش است.
روند انجام کارها در برخی ادارات درست مانند حلقههای یک زنجیر است که باید منظم و پی درپی صورت بگیرند و وقتی قرار باشد یک نفر کارش را درست انجام ندهد، نظم این زنجیر، به هم خواهدخورد. امیر هم کارمند یکی از همین ادارات است و در بخش صدور پروانه کار میکند. بیشتر روزها صبح اول وقت به دلیل مدرسه پسرش دیر میآید؛ هرچند مرخصی ساعتی میگیرد.
مرخصیهای گاه وبیگاه وسط وقت اداری اش هم جای خودش را دارد. همه اینها هم درحالی است که تا بررسی و امضای او پای پروندههای ارجاعی نباشد، روند کار متوقف خواهد شد. این شیوه کارکردن امیر، که در بیشتر مواقع از حق قانونی خودش یعنی مرخصی گرفتن هم استفاده میکند، سبب بروز بی نظمیهای زیادی در کار دیگر همکارانش شده است که معمولا به دلیل رفاقتشان نادیده گرفته میشود و به مدیر بالادستشان منتقل نمیشود.
مربی یکی از باشگاههای ورزشی زنانه است. معمولا هم به دلیل بی حوصلگی اش برگزاری کلاسهای گروهی را میپذیرد. تمرین خودش را میدهد و چند نکته کلی را میگوید و شاگردهایش را به حال خودشان رها میکند. درحالی که خوب میداند شاگردهای مبتدی بیش از اینکه از ورزش منفعتی به بدنشان برسانند، به علت اجرای نادرست حرکات ورزشی به خودشان آسیب میرسانند.
با این همه، چون کلاس عمومی است و کسی انتظار نظارت صددرصدی از او ندارد، به همان میزان کلاس داری رضایت میدهد. گذشته از آن عایدی کلاسهای عمومی بسیار کمتر از خصوصی است و همین موضوع در ذهنش مجوزی برای کم گذاشتنهای او در کارش شده است.
کم کاری یا زدن از کار اصطلاحی است که برای موقعیتهای زیادی تعریف میشود؛ چیزی شبیه به کم فروشی که فرد پیمانه کارش را کامل پر نمیکند و به کارفرما، ارباب رجوع یا سازمانش، محسوس و غیرمحسوس آسیب میرساند، مانند انجام ندادن درست امور محوله، به تأخیر انداختن آنها و سپردنشان به زمانی دیگر یا انجام دادن ناقص آن ها. موضوعی که میتواند علتهای زیادی داشته باشد، مانند:
متأسفانه یکی از شایعترین علتهای کم کاری است و حتی برخی به اسم زرنگی از بار مسئولیتشان شانه خالی میکنند.
وقتی شغل و حرفه فرد نیازمند تواناییهای جسمی یا روحی بیش از توان فرد باشد، به طور حتم فرد مجبور است از کارش کم بگذارد.
شاید یکی از موجهترین علتهایی که افراد درکارشان کم فروشی میکنند، همین مسئله باشد؛ با این تصور که به اندازه دریافتی شان موظف به انجام کار هستند.
گاهی کم گذاشتن از کار به علت تنبلی نیست، بلکه فرد به دلیل نداشتن مهارت و تخصص لازم در آن زمینه نمیتواند کارش را درست انجام بدهد.
کارفرمایانی که بدون تفهیم درست شرایط کار یا خواسته هایشان فقط انتظار انجام کار درعالیترین سطح آن را داشته باشند، کارکنان خود را در وضعیت بلاتکلیفی قرار میدهند که نتیجه آن در کم کاری آن کارمند یا کارگر نمود پیدا میکند.
واگذاری یا پذیرفتن هم زمان چند کار باهم فرد را پس از مدتی خسته و از نظر روانی فرسوده میکند و پس از مدتی هیچ کدام از آن کارها به شیوه درستش پیگیری نخواهد شد.
وقتی در محیط کاری بین انجام کار خوب و بد تفاوتی وجود نداشته باشد، پس از مدتی کارکنان منضبط و پرتلاش هم انگیزه خود را ازدست خواهند داد.
علت کم کاری ما هرچه که باشد، یک نتیجه مشترک خواهد داشت، آسیب زدن به دیگران. این دیگران میتواند:
حدود ۸۰ درصد کارمندان از شغل خود رضایت کامل ندارند که سبب کاهش انگیزه و عملکرد آنها میشود.
مشکلات محیط کاری مانند بیانگیزگی بر عملکرد ۳۰ درصد کارکنان تأثیر منفی دارد.
اگر شغلی را با حقوق و مزایای پایین انتخاب کردهایم، پس از استخدام حق نداریم به اسم تناسب نداشتن دستمزد با کار در کارمان کم بگذاریم.
اگر به هردلیلی احساس میکنیم در محیط کاری در حقمان، مالی یا معنوی، ظلم شده است، پاسخ درست و منطقی به آن کم کاری نیست، چون پیامدهای این رفتار ما دیگران را هم تحت الشعاع قرار میدهد.
اگر به اسم زرنگی از کارمان میزنیم و کسی هم با ما کاری ندارد، باید بدانیم که درحال ترویج رفتار ناشایستی در محیط کاری و بین همکارانمان هستیم که حق الناس محسوب میشود.
برای برطرف شدن معضل کم کاری در محیطهای کاری افزون بر سازمان مربوط و مدیران، خود فرد هم باید چند اقدام ساده را پیگیری کند. برای نمونه میتوان به این موارد اشاره کرد.