به گزارش شهرآرانیوز؛ روزنامه اطلاعات در فروردین ۱۳۵۵، گزارشی درباره تجویز سیگار برای درمان یک کودک ششساله منتشر کرد؛ تجویزی که در نهایت، این کودک را به مصرف شدید سیگار کشاند.
این روزنامه درباره راهکار یک پزشک که یک کودک ششساله را به اعتیاد کشاند، گزارش کرده: «فرج حسینی، کودک ششساله آبادانانی که والدینش جهت معالجه شکمدرد ناشی از «انگل بطنی» پیش پزشک بردند.
پزشک معالج تجویز کرد که فرجآقا، تا یافتن بهبود کامل، روزی دو عدد سیگار دود کند. پدر طفل برای رهایی فرزند بیمارش از درد، یک پاکت سیگار خرید و روی آن نوشت «روزی دو عدد استعمال شود» که فرجآقا زیادهروی نکند».

در این گزارش روزنامه اطلاعات آمده: «فرجآقا از آن روز رسماً سیگاری شد و دیری نگذشت که آنچان استعداد شایانی در زمینه سیگارکشی و دودآفرینی از خود نشان داد که موفق شد در این فاصله، دو سیگار را به چهارده سیگار و سرانجام به دو پاکت در روز برساند؛ به هر حال پدر این طفل مانده که به این طبابت بخندد، یا به حال فرجآقا گریه کند؟». (روزنامه اطلاعات، ۲۸ فروردین ۱۳۵۵، صفحه ۲۰)
هرچند فرجآقا تنها کودک خردسالی نبود که در آن سالها گرفتار سیگار شده بود؛ روزنامه اطلاعات در سال ۱۳۴۲ نیز به ماجرای کودک دیگری پرداخته است که در سنین پایین به سیگار روی آورده بود.

اما آنچه در ماجرای اعتیاد یک کودک به سیگار ـ آن هم فقط بهخاطر تجویز یک پزشک ـ مورد توجه قرار میگیرد، سطح خدمات درمانی در دوره پهلوی است.
یکی از نکات مهم درباره وضعیت پزشکی دوره پهلوی، کیفیت خدمات درمانی و میزان توانایی پزشکان ایرانی در دوره پهلوی است. در این زمینه میتوان به گزارههای متعددی را مورد بررسی قرار داد.
«اسدالله علم» وزیر دربار پهلوی، در خاطراتش به این موضوع اشاره کرده است: «شب، اطبایی که چشم خانم علم و علیاحضرت ملکه پهلوی را عمل کردهاند، مهمان من بودند. آنقدر از وضع بد طبی ما صحبت داشتند که واقعاً غرق عرق خجلت شدم.
یکی از آنان میگفت که بهعنوان نمونه، فیلم عمل چشمی را در دانشکده پزشکی دانشگاه تهران به من نشان دادند که اگر سر آن عمل حاضر میبودم، ناچار بودم کار را از دست طبیب عملکننده بگیرم و خودم انجام دهم؛ چون مطمئن بودم با این عمل، مریض را کور میکند». (یادداشتهای اسدالله علم، جلد ۲، صفحه ۲۱۸، ۲۲ فروردین ۱۳۵۱.)
با مرور خاطرات اسدالله علم، به این نتیجه میرسیم که سطح پزشکی ما بهقدری بد بوده که حتی شاه کشور هم حاضر نبود سلامتیاش را به آنها بسپارد؛ حتی برای یک دنداندرد ساده هم به پزشکان اروپایی مراجعه میکرد.
عَلَم مینویسد: «دندانهای شاهنشاه درد گرفت. تصمیم گرفتند دو روز به زوریخ تشریف ببرند». (یادداشتهای اسدالله علم، جلد ۱، صص ۱۶۴ ـ ۱۶۵، ۱۶ فروردین ۱۳۴۸.)
یکی دیگر از چالشهای جدی که ایرانیان در دوره پهلوی ـ در زمینه پزشکی ـ با آن مواجه بودند، کمبود پزشک بود که میتوان این موضوع را براساس منابع گوناگون بررسی کرد.
در اینباره «محمدعلی کاتوزیان»، عضو دانشکده مطالعات شرقی دانشگاه آکسفورد، در کتاب «اقتصاد سیاسی ایران مدرن: استبداد و شبه مدرنیسم» مینویسد: «درسال ۱۳۵۵ طبق آمار رسمی، یک پزشک برای هر ۳۰۰۰ نفر، یک دندانپزشک برای ۱۹۰۰۰ نفر و یک تخت بیمارستان برای هر ۷۱۱ نفر وجود داشت. اینها میانگینهای کل کشور هستند؛ نیمی از پزشکان، دندانپزشکان و تختهای بیمارستانی فقط در تهران بود». (اقتصاد سیاسی ایران مدرن، محمدعلی کاتوزیان، صفحه ۲۹۲.)
همچنین «رابرت گراهام» خبرنگار سابق روزنامه فایننشال تایمز، در کتاب «ایران: سراب قدرت» مینویسد: «کمبود متخصصان پزشکی و پیراپزشکی چنان شدید بود که برای نمونه، در اسفند سال ۱۳۵۴، آزمایشگاه بزرگترین بیمارستان دولتی آبادان به علت نداشتن متخصص لازم تعطیل شد». (ایران سراب قدرت، رابرت گراهام، صص ۱۱۹ ـ ۱۲۰.)
کمبود پزشک و مراکز درمانی در دوره پهلوی، مسألهای بود که در مطبوعات آن دوره نیز بازتاب قابل توجهی داشته است؛ بهگونهای که روزنامه اطلاعات در اوایل خرداد ۱۳۵۶، گزارش کرده بود: «حدود ۲۰۰ هزار نفر جمعیت برازجان و دشتستان فقط یک پزشک در اختیار دارند و به علت کمبود پزشک و درمانگاه، در زمینه نیازهای درمانی با مشکلات زیادی مواجهاند.

مردم برازجان و دشتستان از مقامات مسئول در اداره بهداری و بهزیستی استان درخواست دارند نسبت به ایجاد چند دستگاه درمانگاه در برازجان و اعزام چند پزشک متخصص بیماریهای گوناگون به این شهرستان اقدام نمایند». (روزنامه اطلاعات، ۲ خرداد ۱۳۵۶، صفحه ۱۶.)
منبع: فارس