روایت ۱۴ سال زندگی و همراهی شهید زاهدی با سیدحسن نصرالله

  • کد خبر: ۴۴۸۲۳۱
  • ۰۵ مهر ۱۴۰۵ - ۱۵:۵۲
سید حسن نصرالله
بیش از ۱۴ سال همراهی و همکاری شهید محمدرضا زاهدی با سیدحسن نصرالله، رابطه‌ای عمیق و متقابل میان این دو شکل داده بود؛ رابطه‌ای که به گفته نزدیکان سردار، باعث شده بود زاهدی برای حفظ آرامش «سید» سخت‌ترین شرایط را به جان بخرد.

به گزارش شهرآرانیوز، بیش از ۱۴ سال کار و زندگی در کنار سیدحسن نصرالله، رابطه‌ای عمیق و متقابل میان شهید محمدرضا زاهدی و دبیرکل حزب‌الله لبنان ایجاد کرده بود؛ رابطه‌ای که فراتر از یک همکاری سازمانی و نظامی، به ارادتی دوطرفه تبدیل شده بود.

به روایت دوستان و نزدیکان شهید زاهدی، این علاقه و ارادت به اندازه‌ای بود که سردار زاهدی حاضر بود سخت‌ترین شرایط را تحمل کند، اما کوچک‌ترین ناراحتی و آسیبی به «سید» وارد نشود. همین پیوند عمیق، روایت سال‌های حضور او در لبنان را از یک مأموریت نظامی فراتر می‌برد.

شهید محمدرضا زاهدی ۱۳ فروردین ۱۴۰۳ در سوریه به شهادت رسید و کمتر از شش ماه بعد، در ۵ مهر همان سال، خبر شهادت سیدحسن نصرالله منتشر شد. نزدیکان سردار زاهدی معتقد بودند شدت علاقه او به سید به حدی بود که اگر خود زاهدی پیش از سیدحسن زنده می‌ماند و خبر شهادت او را می‌شنید، تحمل این داغ برایش بسیار سنگین بود.

درخواست سیدحسن نصرالله برای بازگشت شهید زاهدی به لبنان

مهدی زاهدی، فرزند شهید محمدرضا زاهدی، درباره حضور پدرش در لبنان و نحوه بازگشت او به این کشور روایت می‌کند: «پدرم سه بار به لبنان رفت.»

به گفته مهدی زاهدی، ماجرای دومین حضور شهید زاهدی در لبنان، چند روز پس از شهادت حاج رضوان، عماد مغنیه، آغاز شد. پس از شهادت مغنیه، سیدحسن نصرالله با همفکری حاج قاسم سلیمانی به دنبال انتخاب فرمانده‌ای برای کمک و همراهی بیشتر بود.

در همین جریان، سیدحسن نصرالله از حاج قاسم سلیمانی می‌پرسد: «زاهدی می‌تواند باز هم بیاید؟»

حاج قاسم نیز در پاسخ می‌گوید: «خواسته شما را با رهبر انقلاب در میان می‌گذارم.»

وقتی فرمانده نیروی زمینی سپاه مأموریتی متفاوت پذیرفت

در آن مقطع، شهید زاهدی حدود چهار سال فرمانده نیروی زمینی سپاه بود. پس از مطرح شدن درخواست سیدحسن نصرالله، رهبر انقلاب شهید زاهدی را به حضور می‌طلبند و موضوع را با او در میان می‌گذارند و نظر خودش را نیز جویا می‌شوند.

اجرای این مأموریت، اما به معنای تغییر ناگهانی جایگاه شهید زاهدی بود. برای عملی شدن آن، لازم بود فرمانده نیروی زمینی سپاه کنار گذاشته شود و جانشینی برای او معرفی شود، بدون آنکه مأموریت جدید زاهدی در لبنان به‌صورت عمومی اعلام شود.

این تغییر از بیرون می‌توانست پرسش‌ها و حتی برداشت‌های نادرستی ایجاد کند. برخی که از ماجرا اطلاع نداشتند، ممکن بود تصور کنند زاهدی به دلیل خطایی از فرماندهی کنار گذاشته شده یا مورد توبیخ قرار گرفته است.

از سوی دیگر، از منظر جایگاه سازمانی نیز این تصمیم به معنای فاصله گرفتن از موقعیتی بود که مسئولیت تعداد زیادی از نیرو‌ها و مجموعه‌های زیرمجموعه را بر عهده داشت.

«من سرباز شما هستم؛ هر جور شما امر کنید»

مهدی زاهدی درباره واکنش پدرش به این تصمیم می‌گوید که شهید زاهدی به این ملاحظات توجهی نکرد و در پاسخ به رهبر انقلاب گفت:

به این ترتیب، حدود دو هفته پس از شهادت حاج عماد مغنیه، شهید زاهدی بار دیگر راهی لبنان شد و در کنار سیدحسن نصرالله قرار گرفت.

روایت فرزند شهید زاهدی نشان می‌دهد که برای او، پذیرش این مأموریت صرفاً یک جابه‌جایی سازمانی یا مسئولیت نظامی نبود؛ بلکه انجام وظیفه‌ای بود که در پاسخ به درخواست رهبر انقلاب پذیرفت، حتی اگر این تصمیم در ظاهر به قیمت از دست دادن یک جایگاه مهم نظامی و تحمل برخی برداشت‌ها و قضاوت‌های نادرست تمام شود.

شاید همین روحیه اطاعت و گذشت، به تعبیر مهدی زاهدی، بخشی از مسیری بود که سرانجام به شهادت پدرش انجامید؛ مسیری که سال‌ها بعد با شهادت سیدحسن نصرالله، برای نزدیکان شهید زاهدی معنای دیگری پیدا کرد.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.