به گزارش شهرآرانیوز؛ بعضی صداها فقط صدا نیستند؛ تکهای از حافظهاند. صدایی که وقتی از تلویزیون یا پرده سینما میآید، فقط یک شخصیت را معرفی نمیکند؛ پنجرهای باز میکند به سالهایی که شاید خیلی دور به نظر برسند، اما هنوز با یک جمله، یک لحن یا حتی یک مکث دوباره زنده میشوند. صدای نصرالله مدقالچی از همین جنس است.
صدایی بم، محکم و پرطنین که در طول چند دهه روی چهرهها و شخصیتهای مختلف نشسته؛ از ابوسفیان در «محمد رسولالله» تا آنتونی هاپکینز، جین هکمن و ایلای والاک. او متولد هفتم مهر ۱۳۲۳ در تبریز است و از سالهای جوانی وارد دنیای دوبله شد؛ اما آنچه از او در حافظه مخاطب ایرانی باقی مانده، فقط یک کارنامه بلند از فیلمها نیست، بلکه مجموعهای از خاطرات شنیداری است.
اگر قرار باشد فقط یک اثر را برای یادآوری صدای نصرالله مدقالچی انتخاب کنیم، برای بسیاری «آن شرلی» یکی از نخستین گزینههاست.
مدقالچی در نسخه دوبلهشده «آن شرلی، دختری با موهای قرمز» علاوه بر سرپرستی گویندگان، دکلمه آغازین مجموعه را نیز بر عهده داشت و متن این دکلمه نیز به قلم خودش بود. همین دکلمه، برای نسلی از مخاطبان به بخشی جداییناپذیر از خاطره این مجموعه تبدیل شد.
«آن شرلی» فقط یک مجموعه تلویزیونی نبود. برای نسلی که هنوز عصرهایش را با برنامههای تلویزیونی تنظیم میکرد، بخشی از زندگی بود؛ مدرسه، خانه، تابستان، تعطیلات و صدایی که از تلویزیون میآمد و قصه را شروع میکرد.
صدای مدقالچی در آنجا نه قرار بود خشونت یک شخصیت را منتقل کند و نه شکوه یک پادشاه را. اتفاقاً در همان دکلمه، صدای او کارکرد دیگری پیدا میکرد؛ صدایی برای قصه گفتن.
و شاید همین تفاوت است که باعث شده آن صدا بعد از سالها هنوز در حافظه شنیداری مخاطبان باقی بماند.
اما اگر «آن شرلی» خاطره کودکی و نوجوانی باشد، «محمد رسولالله» یکی از مهمترین ایستگاههای کارنامه حرفهای مدقالچی است.
در فیلم «محمد رسولالله» ساخته مصطفی عقاد، او به جای مایکل آنسارا در نقش ابوسفیان صحبت کرد. این نقش به یکی از شناختهشدهترین نمونههای حضور صدای مدقالچی در سینمای ایران تبدیل شد.
اینجا دیگر جنس صدا تغییر میکند. آن صدای آشنای قصهگو، تبدیل میشود به صدایی سنگینتر و مقتدرتر؛ صدایی که باید با شخصیت، موقعیت تاریخی و فضای حماسی فیلم هماهنگ باشد.
برای بسیاری از تماشاگران ایرانی، ابوسفیانِ «محمد رسولالله» فقط چهره مایکل آنسارا نیست؛ترکیبی است از آن چهره و صدای فارسی مدقالچی.
این یکی از رازهای دوبله است؛ اینکه صدای دوبلور میتواند در حافظه مخاطب به بخشی از هویت یک شخصیت تبدیل شود.
بعد میرسیم به وسترن. به آن جهان خاکگرفته و آفتابسوختهای که مردها با اسب میآیند، هفتتیر میکشند و سکوتشان گاهی از دیالوگهایشان بلندتر است.
مدقالچی در «خوب، بد، زشت» به جای ایلای والاک در نقش توکو صحبت کرده است؛ نقشی که از نمونههای شناختهشده کارنامه اوست.
این بار صدای او قرار نیست فقط شکوه و ابهت داشته باشد. باید سرکش باشد، بازیگوش باشد و در عین حال وزن شخصیت را حفظ کند؛ و این همان چیزی است که یک دوبلور را از یک گوینده معمولی جدا میکند؛ اینکه صدایش را فقط به بازیگر تحمیل نکند، بلکه آن را با شخصیت همتنفس کند.
یکی از مهمترین همکاریهای مدقالچی با سینمای جهان، صداپیشگی به جای آنتونی هاپکینز است. از «سکوت برهها» تا «نقاب زورو» و «افسانههای پاییزی»، صدای او بر شخصیتهایی از هاپکینز نشسته است. در سالهای بعد نیز در «دنیای غرب» یا «Westworld» به جای هاپکینز صحبت کرد؛ نقشی که جنس دیگری از تواناییهای صوتی او را به نمایش گذاشت.
اما میان همه اینها، «سکوت برهها» جایگاه متفاوتی دارد.
آنتونی هاپکینز در نقش هانیبال لکتر، شخصیتی را بازی میکند که ترسش الزاماً از فریاد نمیآید؛ از **آرامش** میآید. از اینکه شخصیت گاهی آرام حرف میزند و همین آرام حرف زدن، از هر فریادی تهدیدکنندهتر است.
مدقالچی نیز از دوبلورهایی است که توانایی کنترل صدا در چنین موقعیتهایی را دارد؛ همان صدای بم و مسلطی که میتواند بهجای آنکه فقط بلند باشد، حضور داشته باشد.
در «نابخشوده» نیز صدای مدقالچی روی بازی جین هکمن قرار گرفت. او همچنین در آثار دیگری از چهرههای مطرح سینمای جهان گویندگی کرده است.
اما اهمیت این کارها فقط در تعداد فیلمهایی که دوبله شدهاند نیست.
دوبله خوب کاری میکند که بعد از چند دقیقه، دیگر به این فکر نکنیم که صدایی به جای بازیگر صحبت میکند. صدا باید چنان در شخصیت حل شود که برای مخاطب، بازیگر و صدا یک موجود واحد شوند.
مدقالچی از آن صداهایی است که بارها این اتفاق را رقم زده است.
اگر تصور کنیم مدقالچی فقط به سینمای کلاسیک و فیلمهای قدیمی تعلق دارد، «رنگو» تصویر دیگری ارائه میدهد.
او در انیمیشن «رنگو» نیز یکی از صداهای ماندگار دوبله را ارائه کرد؛ اثری که مخاطبان نسلهای جدیدتر را نیز با صدای او همراه کرد. در معرفیهای مربوط به کارنامه او، «رنگو» در کنار «دنیای غرب» از آثار شاخصتر سالهای متأخر فعالیتش شمرده شده است.
اینجا دیگر نوستالژی فقط متعلق به نسلی نیست که با «آن شرلی» و «محمد رسولالله» بزرگ شده است.
صدای مدقالچی توانسته از یک نسل عبور کند و خودش را به نسل دیگری برساند.
کارنامه مدقالچی فقط به چند عنوان مشهور محدود نمیشود. او در «دزدان دریایی کارائیب» به جای جفری راش صحبت کرده و در «ماجراهای تنتن» نیز به جای کاپیتان هادوک گویندگی کرده است. «نقاب زورو»، «افسانههای پاییزی»، «نابخشوده» و مجموعهای از آثار دیگر نیز در کارنامه او قرار دارند.
در سالهای اخیر نیز نام او در دوبله آثار جدیدتر دیده شده است؛ از جمله «Breaking Bad» که در آن به جای هنک شریدر صحبت کرده و همچنین «قاتلان ماه کامل» که گویندگی به جای رابرت دنیرورا بر عهده داشته است.
این مسیر طولانی نشان میدهد که صدای مدقالچی در یک قالب مشخص زندانی نمانده است. گاهی صدای یک ضدقهرمان بوده، گاهی یک شخصیت تاریخی، گاهی یک پیرمرد قدرتمند و گاهی شخصیتی در دنیای فانتزی و انیمیشن.
شاید جذابترین بخش خاطرهبازی با نصرالله مدقالچی این باشد که بسیاری از ما، پیش از آنکه نامش را بدانیم، صدایش را میشناختیم.
ممکن بود ندانیم این صدا متعلق به کدام دوبلور است؛ اما کافی بود فیلم شروع شود و چند جمله گفته شود تا حس کنیم این صدا را جایی شنیدهایم. این همان جادوی دوبله است.
در دورهای که تماشای فیلم برای بسیاری از ایرانیها با دوبله فارسی معنا پیدا میکرد، دوبلورها فقط مترجم صدا نبودند؛ آنها بخشی از تجربه تماشای فیلم را میساختند.
ما با صدای آنها میخندیدیم، میترسیدیم، با شخصیتها همدلی میکردیم و گاهی حتی عاشق آدمهایی میشدیم که هیچوقت چهره واقعیشان را با صدای اصلی نشنیده بودیم. نصرالله مدقالچی یکی از همان صداهاست.
امروز در روز تولد نصرالله مدقالچی، شاید مناسبترین راه برای تبریک گفتن به او این نباشد که فقط فهرستی از افتخارات و فیلمها را ردیف کنیم. کافی است یکی از آن فیلمها را دوباره ببینیم. «محمد رسولالله» را، «خوب، بد، زشت» را، «سکوت برهها» را، «نابخشوده» را، یا حتی «آن شرلی» را.
بعد که صدا آمد، احتمالاً چیزی درونمان جابهجا میشود؛ تصویری از یک تلویزیون قدیمی، عصرهای کودکی، خانوادهای که دور هم نشستهاند، فیلمی که بارها دیدهایم و جملههایی که شاید سالهاست نشنیدهایم، اما هنوز در حافظهمان زندهاند.
این شاید بزرگترین کاری باشد که یک دوبلور میتواند انجام دهد؛ صدا را از فیلم عبور دهد و به زندگی آدمها برساند.
نصرالله مدقالچی هفتم مهر ۱۳۲۳ به دنیا آمد؛ اما صدایش، برای چند نسل، در تاریخ شنیداری سینما و تلویزیون ایران ماندگار شد؛ و بعضی صداها، درست مثل بعضی خاطرات، تاریخ مصرف ندارند.