مربی باید فلسفه بازی داشته باشد، تمرین طراحی کند، مسابقه را تحلیل کند، بازیکن بسازد و در لحظه تصمیم بگیرد. مدرک زمانی ارزش دارد که پشت آن دانش و توانایی واقعی ایستاده باشد.
اما در فوتبال ایران، گاهی ماجرا شکل دیگری پیدا میکند؛ جایی که مدرک مربیگری آرامآرام از یک ابزار آموزشی به یک دکان تبدیل میشود.
دکان فقط جایی نیست که بابت برگزاری دوره پول گرفته شود. وقتی مدرک تبدیل به کالایی برای رزومه، تبلیغات و اعتبارسازی شود، داستان جدیتر است. مربی مدرک میگیرد، عنوان «مدرس فوتبال» به نامش اضافه میشود، نامش کنار آکادمی قرار میگیرد و گاهی همین عنوان، خودش تبدیل به یک کسبوکار میشود؛ بدون اینکه الزاماً تجربه و کارنامه قابل توجهی روی نیمکت فوتبال حرفهای پشت آن باشد.
البته داشتن آکادمی یا فعالیت اقتصادی هیچ ایرادی ندارد. مسئله از جایی شروع میشود که مدرک مربیگری به جای عملکرد مربی، تبدیل به ویترین کارنامه شود.
سؤال مهم این است: پرولایسنس قرار است چه چیزی را ثابت کند؟ اینکه فرد چند کلاس را گذرانده و در آزمونها موفق شده یا اینکه واقعاً توانایی هدایت یک تیم را دارد؟
مربی دارای بالاترین مدرک باید بتواند بگوید تیمش هنگام مالکیت توپ چه میکند، بعد از دست دادن توپ چگونه واکنش نشان میدهد، چه زمانی پرس میکند، چگونه از پرس حریف خارج میشود و ایدههایش را چطور به تمرین تبدیل میکند. اینهاست که باید مربی را بسازد، نه قاب مدرک روی دیوار.
از طرف دیگر، در فوتبال ایران رابطه روشنی میان مدرک و نیمکت وجود ندارد. داشتن پرولایسنس الزاماً به معنای رسیدن به لیگ برتر یا لیگ یک نیست و چرخه انتخاب سرمربیان نیز همیشه بر اساس مدرک مربیگری شکل نمیگیرد. سابقه بازی، روابط، شناخت مدیران، شبکه ارتباطی و مناسبات فوتبال حرفهای میتوانند در این مسیر نقش داشته باشند.
اینجاست که خطر اصلی شکل میگیرد: مدرک همزمان هم کالا میشود، هم کارت ویزیت و هم گاهی بخشی از ابزار ورود به مناسبات فوتبال.
اگر قرار است پرولایسنس بالاترین مدرک مربیگری باشد، باید سختگیری آن در زمین فوتبال هم دیده شود. عملکرد مربی پس از دریافت مدرک باید قابل ارزیابی باشد؛ نه اینکه همه چیز با صدور گواهینامه تمام شود.
فوتبال ایران به مربی نیاز دارد، نه کلکسیونی از مدارک. اگر مدرک قرار است فقط عنوانی برای رزومه، آکادمی و کسبوکار باشد، آن وقت دیگر با نظام تربیت مربی مواجه نیستیم؛ با دکان مدرکفروشی مواجهیم.
مدرک باید نتیجه یادگیری باشد، نه خودِ کسبوکار.