مریم شیعه | شهرآرانیوز؛ تابستان باید تمام شود تا به پاسخ برسد. سیزده ساله است و در شهر بیرجند زندگی میکند. دلش میخواهد مجموعهای از عکسها و پوسترها را داشته باشد. مثل همه پسر بچههای هم سن وسالش که عکس فوتبالیستها و بازیگران را جمع میکنند و روی در و دیوار اتاقشان میبرند. مدرسه تعطیل میشود و سیروس برزو، شبانه روز به آرشیوهای تصویری مختلف فکر میکند.
وقتی سال تحصیلی جدید شروع میشود و معلم را میبیند، او چند کتاب درباره فضا در دست دارد. کتابها را پیش روی سیروس میگذارد و او با ولع کتابها را ورق میزند. یکی فارسی است و باقی به زبان انگلیسیاند، اما عکسهایی دارند که همه شان، رنگی و باکیفیتاند و عجیب چشم نواز. با فضا، به اندازه چند صفحه آشنا میشود و بعد از آن چشم از آسمان برنمی دارد.

برزو در کنار نوشته هایش، مجموعهای از یادمانهای فضایی گردآورد؛ عکسهای امضاشده، تمبرها، غذاهای فضانوردان، ماکت فضاپیماها و اشیایی که به تاریخ سفر انسان به فضا تعلق داشتند. دستکش گوردون کوپر، فضانورد آمریکایی، از جمله این یادگارها بود.
مجموعه را در نمایشگاههای «انسان و فضا» به مردم نشان میداد؛ اشیایی که میتوانستند آغاز یک گفتوگو باشند و ذهن بازدیدکننده را از پشت ویترین، به سفری دور ببرند. تاریخ علم از نامها و تاریخها بیرون میآمد و به تجربه آدمها نزدیک میشد؛ به خوردن، کارکردن، ترسیدن و دوام آوردن در محیطی که برای زندگی انسان ساخته نشده بود. اما این مجموعه برای استقرار دائمی، جای مناسبی پیدا نکرد. برزو در سال۱۳۹۳ از ناچاری خود برای فروش آن سخن گفت.
پیشتر نیز در سال۱۳۹۲، جایزه ترویج علم را نپذیرفته بود؛ اعتراضی به بی توجهی مسئولان به ترویج دانش فضایی و وضعیت دشوار مروجان جوان. او میخواست توجهی که هنگام تقدیر متوجه یک نام میشد، به امکان ادامه کار تبدیل شود. اهمیت جامعه برای فهمیدن علم، به کسانی نیاز دارد که هم موضوع را بشناسند و هم مسئولیت توضیح دادنش را بپذیرند.
آخرین سفر او برای آموزش بود. در مهر ۱۳۹۹ به دعوت یک مرکز آموزشی، برای برگزاری دورههای تاریخ فضا به کرمان رفت. در آنجا به کرونا مبتلا شد و ۱۳ مهر در شصت وهفت سالگی هم زمان با آغاز هفته جهانی فضا، از دنیا رفت. پیکرش بعدها به تهران منتقل و در قطعه نام آوران بهشت زهرا (س) به خاک سپرده شد.

سیروس برزو که نقش موثری در آشنایی مردم عادی باعلم کیهان شناسی و فضانوردی داشت در سال ۱۳۳۲ در سرخس به دنیا آمد و در بیرجند قد کشید. علاقه به فضانوردی، باعث شد زبان انگلیسی اش را تقویت کند تا بتواند کتابهای زبان اصلی را بخواند. بعدها به استخدام آموزش وپرورش درآمد و دبیر حرفه وفن شد.
فعالیت مطبوعاتی اش در اواخر دهه ۵۰ شکل گرفت. از سال۱۳۵۹ با نوشتن و ترجمه مطالب نجومی در نشریه «دانشمند» که معتبرترین مجله علمی ایران بود اکتفا نکرد. در دهه ۶۰ به «کیهان علمی» رسید و سردبیری این نشریه ویژه نوجوانان را بر عهده گرفت.
در آبان۱۳۶۹، مجله «مرزهای بیکران فضا» نخستین نشریه ایران را که تمام مراحل حروف چینی اش با کامپیوتر انجام میشده منتشر کرد؛ نشریهای تخصصی که میخواست خواننده فارسی زبان را به رخدادهای فضایی نزدیکتر کند. گزارش، تصویر، مصاحبه و تاریخ فضانوردی در صفحات آن کنار هم قرار میگرفتند. عکسهای مستند، پوسترها و داستانهای علمی تخیلی، به این نشریه تنوعی میدادند که فراتر از مجموعهای از خبرهای ترجمه شده بود. بااین حال، انتشار مجله تا سال۱۳۷۲ بیشتر دوام نیاورد.
مسائل مالی، راه آن را بست. رشتهای قطع شد که هر شماره اش، پس از کار و انتظار فراوان، به دست خواننده میرسید. برزو سپس راه روسیه را در پیش گرفت؛ کشوری که امکان دیدار مستقیم با فضانوردان و پیگیری تاریخ فضانوردی را برایش فراهم میکرد. در روسیه، زبان فارسی تدریس کرد، مرکز فرهنگی فردوسی را در مسکو بنیان گذاشت و ماهنامه «پیوند» را منتشر کرد.
معرفی زبان و فرهنگ ایران به روسها و روایت دانش و تجربه فضایی برای ایرانیان همه زندگی اش شد. ارتباطش با مطبوعات فارسی زبان ادامه پیدا کرد و مقاله هایش در نشریات گوناگون منتشر شد. او بیش از ۱۷۰۰ مقاله به چاپ رساند. آشنایی با فضانوردان، به مصاحبههای اختصاصی و دوستیهایی انجامید که ثمره شان به ایران هم رسید.
چهرههایی مانند گئورگی گرچکو، الکساندر بالندین و ویکتور گارباتکو به دعوت سیروس برزو به ایران آمدند و در برنامههای ترویجی شرکت کردند. برزو همچنین مدتی دبیر سرویس علمی روزنامه «آفتابگردان» بود و کتاب هایی، چون «نخستینهای فضانوردی»، «حوادث فضایی»، «سفر به فضا» و «یوری گاگارین؛ دهقان زادهای که راه فضا را گشود» نیز از آثار او هستند.