میدان اقتصاد، تداوم میدان نبرد است

  • کد خبر: ۴۵۰۳۶۳
  • ۱۴ مهر ۱۴۰۵ - ۰۸:۲۰
یادداشت
جنگ به شیوه دیگری در عرصه اقتصاد همچنان ادامه دارد. امروز شاید صدای انفجار تقریبا به صفر رسیده است، اما صدای صفر‌های افزایش قیمت، در قیچی‌خوردن سفره‌ها به گوش می‌رسد.

جنگ به شیوه دیگری در عرصه اقتصاد همچنان ادامه دارد. امروز شاید صدای انفجار تقریبا به صفر رسیده است، اما صدای صفر‌های افزایش قیمت، در قیچی‌خوردن سفره‌ها به گوش می‌رسد. اقتصاد، در چنین روزهایی، دیگر فقط اقتصاد نیست؛ بخشی از میدان سیاست و امنیت ملی است. محاصره دریایی وقتی با فشار زمینی همراه می‌شود، فقط مسیر ورود کالا را مانع نمی‌گذارد، می‌خواهد رابطه میان تولیدکننده و مصرف‌کننده را مختل کند. اگر این فشار به شبکه توزیع هم برسد، جنگ به قفسه فروشگاه‌ها می‌رسد.

آنجا هدف نه کمبود کالا که اعتماد مردم به فرداست. دشمن به‌خوبی می‌داند که دولت‌ها فقط با بمب و موشک تضعیف نمی‌شوند. بیشتر از آن با کندی گردش کالا، بالارفتن هزینه مبادله تضعیف می‌شود. وقتی تولیدکننده و مصرف‌کننده هر دو نگران فردای خود باشند. آن وقت فشار اقتصادی می‌تواند ترجمه اجتماعی داشته باشد. این همان نقطه‌ای است که اقتصاد سیاسی اهمیت پیدا می‌کند.

 قدرت ملی فقط بر دوش موشک‌ها بار نمی‌شود. کشوری که بتواند در شرایط فشار، تجارت خود را حفظ کند، تولید را ادامه دهد، مسیر‌های جایگزین بسازد و نیاز‌های اساسی مردم را تأمین کند، با اقتصاد، قدرت‌نمایی کرده است. با این نگاه، بازار فراتر از محل خرید و فروش به‌مثابه یک نهاد امنیتی است. کارخانه، کالا و اعتماد را توأمان تولید می‌کند.

بندر، شریان‌های حاکمیت اقتصادی می‌شود و جاده مسیر استمرار زندگی را نشان می‌دهد. امروز که دشمن می‌خواهد با هدف‌گرفتن قفسه‌ها، دل مردم خالی شود، پاسخ، سیاست اقتصادی کارآمد است با فهرستی طولانی از «باید» ها؛ باید زنجیره تأمین حفظ شود. باید سرمایه در گردش تولیدکننده تأمین شود. باید مسیر‌های واردات متنوع‌تر شود. باید انبار‌ها مدیریت شوند. باید با احتکار و گران‌فروشی مقابله شود.

باید شبکه توزیع هوشیارتر و توانمندتر شود و از همه مهم‌تر، نباید اجازه داد ترس، خودش به یک عامل اقتصادی تبدیل شود و کمبود مصنوعی ایجاد کند. اگر مردم تصور کنند کالایی فردا نایاب می‌شود، امروز بیشتر می‌خرند. اگر تولیدکننده آینده را مبهم ببیند، سرمایه‌گذاری را عقب می‌اندازد. اگر تاجر مسیر فردا را نامطمئن بداند، هزینه ریسک را روی قیمت امروز می‌گذارد.

بدین ترتیب، جنگ از بیرون فشار می‌آورد و نااطمینانی از درون آن را تشدید می‌کند. ادامه همان فهرست بلندبالای «باید»‌ها می‌گوید باید با تاب‌آوری اقتصادی به شکستن همین زنجیره‌ای پرداخت که از ترس آغاز می‌شود. تاب‌آوری، یعنی نگذاریم اختلال خارجی به فروپاشی داخلی تبدیل شود. یعنی اگر یک مسیر بسته شد، مسیر دیگری داشته باشیم. اگر یک تأمین‌کننده حذف شد، جایگزین داشته باشیم.

اگر هزینه‌ها افزایش یافت، تولید را زمین نزنیم. «ان مع العسر یسرا» در زبان اقتصاد سیاسی امروز، یعنی با سرنوشت‌سازی «تاب‌آوری» بحران را از سر بگذرانیم. تاب‌آوری به‌معنای انکار سختی نیست، فهم درست شرایط و تشخیص میان «تحمل هزینه» و «تسلیم‌شدن در برابر هزینه» است. ایرانی‌جماعت بار‌ها نشان داده است که می‌تواند از دل محدودیت، راه بسازد.

اما این‌بار نیز باید غیرت را با تدبیر، و مقاومت را با سیاست اقتصادی همراه کرد. جنگ امروز بر سر فرداست؛ بر سر اینکه چه کسی می‌تواند زندگی عادی را طولانی‌تر حفظ کند. اگر بازار برقرار بماند، تولید ادامه یابد، کالا برسد و مردم به فردا اعتماد کنند، محاصره هم- حتی اگر بماند- ناکارآمد خواهد شد. قفسه پر، فقط یک تصویر اقتصادی نیست؛ تصویر قدرت ملی است. بازار که سر پا بایستد، زندگی رونق می‌گیرد. امید می‌ماند و شکوفایی از راه می‌رسد. این خود بزرگ‌ترین پیروزی است.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.