هنر دست مسگری از کهنترین هنرهای صنعتی ایران است که قرنها در بازارها و راستههای شهرهای بزرگ با ضربههای آهنگین چکش بر ورق مس جان میگرفت. از گلدان تا گنبد و گلدسته، هرچه از این هنر برمی آمد، نه حاصل قالب و پرس و ماشین، که محصول دست و بازوی مسگری بود که با هر ضربه، شکل و فروتنی به فلز سرخ میبخشید. اما روزگار، مس را از خاطرهها و بازارها کنار زده است و مسگران مشهد، حالا در کوچه و پس کوچههای شهر و راسته رسالت ۱۲۰ (جاده سیمان) که روزگاری پررونق را سپری میکرد، گوشه گیر شدهاند. در این گزارش «شهرآرا» با هنرمندانی که هنوز با تکیه بر این هنر دست کسب روزی میکنند، به گفتوگو نشستهایم که در ادامه میخوانید.
کارگاه علی یوسفی نه در دل بازار پررونق که در کوچه پس کوچههای رسالت۱۲۰ جای گرفته است؛ جایی که زمینش خاکی است؛ خاکی که برای این کار، بهترین و تنها بستر ممکن است. یوسفی با بیش از چهل سال سابقه میگوید که زمین سیمانی اصلا به کار نمیآید و کار سخت باید بر خاک انجام شود. تاریکی کارگاه با آن لامپ کم سو و سایههای سنگین، فضا را غرق در سکوت میکند؛ اما ناگهان صدای ضربات چکش بر مس در آن فضا میپیچد و تاریکی را میشکافد. این صدا همان موسیقی کهن این حرفه است؛ آهنگی که این روزها کمتر به گوش میرسد.

او ادامه میدهد که هر کاری برایشان بیاورند، کلا با دست انجام میشود؛ از قابلمه دونفره تا قهوه جوش، همه بدون قالب و تنها با ابزار سنتی. هر ابزاری که در کارگاه هست، کار مشخصی انجام میدهد و کنار هم، دستی را میسازند که ظرفی یکپارچه و بی وصله از دل آن بیرون میآید. به گفته او، دیواره کار دست، ضخیم و یکپارچه است و کیفیتش به مراتب بهتر از ورقهای یک و دو میلی متری است که زیر پرس میروند؛ اما با تلخی میگوید که زحمت کار دست، هیچ تناسبی با اجرتش ندارد.
یوسفی خاطرهای از روزهای پرشور این کارگاه تعریف میکند که در دهه ۸۰، هم کارگاه بود، هم فروشگاه و هم محل کار؛ جایی که دوازده تا پانزده کارگر داشت. آن زمان یک ماه کار میکردند و فروششان عالی بود؛ اما حالا میگوید: «اکنون یک سال باید کار کنیم تا به آن یک ماه برسیم». هفتهها میگذرد بی آنکه کسی سراغ قابلمهای بیاید؛ همان قابلمههایی که روزی ۱۰ تا ۱۵ دست از آن در هفته برای مصرف و جهیزیه فروش میرفت و حالا در دو سه سال اخیر دیگر مشتری خاصی ندارد. حدود پانزده کارگر و شاگرد در یکی دو سال اخیر، یکی یکی رفتند و کارگاه هر روز خلوتتر شد.
به گفته این هنرمند چیره دست، آمدن پرسهای زنجان و اصفهان با قیمتهای پایین تر، درآمد کار دست را تقریبا صفر کرده است. مسهای قالبی و کارخانهای، جای آن ظرفهایی را گرفتهاند که تا پیچ و بست آن با هنر دست از مس ساخته میشد. او معتقد است مشتری هم که باشد، وقتی قیمت قهوه جوش دست ساز با دوازده تا سیزده روز کار و یازده تا دوازده میلیون تومان قیمت، دست نگه میدارد.
خیلیها سراغ کالاهای ارزانتر آلومینیومی میروند یا ظرفهایی که از برنج و مس قاطی درست شدهاند و این در حالی است که کار دست، به گفته او، نه تنها هزینه نیست، که اگر بعد از سالها بفروشید، خودش یک نوع سرمایه گذاری است؛ ظرف مسی که هرگز فرسوده نمیشود و اگر سفیدکاری یا قلعی داخلش شود، سالها برای پخت وپز میماند. با همه این ها، هنر دست مشهد هنوز زنده است.
یوسفی میگوید: استادان این شهر همچنان برای گنبد و گلدسته و کارهای بزرگ، کار انجام میدهند و هنرمندان مشهدی مثل استاد نعمتی، هنوز همه جا شناخته شدهاند. اما غم بزرگ، عدم انگیزه مسگران جوان است؛ چرا که جوانها وقتی زحمت و درآمد کم را میبینند، پشت میکنند و به این کار نمیآیند. او با حسرت میگوید که تشخیص کار دست از کار پرس هم، دیگر برای مشتری سخت شده؛ اما کسی که بلد باشد، میتواند ضخامت و یکپارچگی دیواره را لمس کند و اصالت مس دست ساز را پیدا کند.

یوسفی در ادامه گفتوگو، راز تشخیص ظرف دست ساز از قالبی را در جزئیترین نقطه ظرف نشانمان میدهد؛ جایی که کمتر چشمی به آن دقت میکند: «پیچ آن. او با دست، پیچ دسته یک قابلمه را نشان میدهد و میگوید: تفاوت اصلی کار دست با کار قالبی همینه؛ ما حتی پیچ ظرف را هم با دست، از خود مس میسازیم.
ظرف مسی دست ساز، تا پیچش مسی است؛ ولی ظرفهای قالبی و کارخانهای، پیچ هایشان برنجی یا از فلز دیگری ا ست. کسی که کار را بشناسد، اول همین پیچ را نگاه میکند و میفهمد که ظرف دست سازاست یا نه.» به گفته او، همین پیچ کوچک، امضای مسگر است؛ نشانهای که ماشین هیچ وقت نمیتواند تقلیدش کند و برای اهل فن، همان قدر گویاست که ضخامت و یکپارچگی دیواره.
این هنرمند، اما فقط از رنج این حرفه نمیگوید؛ از خاصیتی هم حرف میزند که به باور او، ظرف مسی را از همه ظرفهای دیگر متمایز میکند و آن سرو غذا در آن است. او توضیح میدهد: ظرف مسی برای غذا خوردن خیلی فواید دارد؛ حتی دکترها هم استفاده آن را توصیه میکنند. فقط باید داخلش سفیدکاری بشود.
وقتی داخل ظرف قرمز یا کدر میشود، اصلا ایرادی ندارد و هیچ ضرری هم ندارد؛ فقط غذا کمی طعمش تلخ میشود، آنجاست که ظرف به سفیدکاری نیاز پیدا میکند. ولی خوب، ظرف میماند؛ فرسوده نمیشود؛ خودش یک سرمایه است. همین چرخه ساده سالها استفاده، سفیدکاری و باز هم استفاده ظرف مسی را به میراثی خانوادگی تبدیل میکند که از مادربزرگ به نوه میرسد؛ چیزی که هیچ کدام از ظرفهای ماشینی بازار، حتی به قیمت ارزانتر بودنشان، نمیتوانند ادعایش را داشته باشند.

علی مقدم دیگر هنرمند مسگر مشهدی که سالها در قامت مسگر با ضربات چکش بر پیکر سرخ مس نقش آفرینی میکرد، امروزه دست بر آتش هنر «سفیدگری» دارد، میگوید: من نزدیک به دوازده سال است که به طور مستمر در این حوزه فعالیت دارم. در گذشته، فرایند ساخت مس تماما سنتی و بر پایه کار دست و چکش کاری بود.
اما با گذشت زمان و گران شدن مواد اولیه، هزینه بالای دستگاهها و تمایل بازار به ساختهای قالبی و صنعتی، کارگاههای تولید دستی محدودتر شدند. همین تغییرات باعث شد من که زمانی در بخش ساخت و مسگری دستی فعال بودم، مسیر هنری و حرفهای خود را تغییر دهم و تمام تمرکز خود را بر هنر سفیدگری بگذارم؛ هنری که برخلاف ساخت ظروف، هنوز هیچ ماشینی نتوانسته اصالت دست را در آن شبیه سازی کند.
برخلاف تصور عامه، سفیدگری تنها یک فرایند فنی نیست، بلکه مراحلی دقیق، حسی و کاملا وابسته به تجربه و مهارت چشم و دست هنرمند دارد. این هنرصنعت کاملا متکی بر روشهای دستی است و امکان صنعتی شدن ندارد.
در شرح ظرافتها و فرایند تکنیکی این هنر میتوان گفت: تمام خاصیت و اصالت کاربردی ظرف مسی، وابسته به همان لایه نازک قلعی است که بر پیکره داخلی آن نشسته است. مس بدون قلع در مواجهه با غذا دچار اکسیداسیون میشود، اما وقتی قلع آینهای با ورق مس پیوند میخورد، ظرفی سالم، زیباشناسانه و پرخاصیت متولد میشود. این فرایند تماما چشمی و تجربی است؛ ظرف باید روی کوره کوزه گری تا دمایی بسیار دقیق حرارت ببیند. اگر ورق مس بیش از حد داغ شود، قلع میسوزد و کار از دست میرود.
او درباره فرایند لایه برداری و آماده سازی سطح مس میافزاید: ابتدا ظرفی که سالها استفاده شده یا در اثر پخت وپز تیره وتار گشته، زیر تیغ پاک سازی و تیزاب کاری میرود تا جرمها از بین بروند. سپس در نقطه دقیق حرارت، پودر نشادر روی مس ریخته میشود که با دودی انبوه، سطح فلز را پاک و آماده پذیرش قلع میکند. در نهایت، تکههای قلع ذوب شده با پنبه و حرکات سریع و ظریف دست بر کل سطح کشیده میشود تا لایهای یکدست، درخشان و نقرهای روی بوم سرخ مس بنشیند.
«هنر سفیدگری، رنجی هنرمندانه است» و به گفته مقدم آمیختگی مستقیم با شعله آتش کوره، دوده سنگین نشادر، مواد شیمیایی پاک کننده و حرارت بالا، این حرفه را به یکی از طاقت فرساترین هنرهای سنتی تبدیل کرده است؛ هنری که امروز استادکاران انگشت شماری در مشهد چراغ آن را روشن نگه داشتهاند.
این فعال عرصه صنایع دستی میگوید: سفیدگری کار پرزحمت و سنگینی است و امروز تعداد سفیدگران سنتی در مشهد و حتی شهرهای دیگر بسیار محدود است. با این حال، لذت نو کردن یک ظرف قدیمی و برگرداندن درخشش سنتی به آن، همان روح هنری است که ما را در این مسیر نگه داشته است.
امروزه الگوی تقاضای مردم تغییر کرده و خرید ظروف کوچک خانگی کمتر شده است. اکنون کارگاهها بیشتر به ساخت ظروف بزرگ مانند پاتیلهای حلوایی و دیگهای ۷۰ تا ۸۰ کیلویی روی آوردهاند. مقدم با بیان این مطلب در ادامه اضافه میکند که ورود من به این حوزه و آشنایی عمیق با این ظروف، به واسطه ازدواج و پیوند خانوادگی بود؛ پدرخانم من از استادکاران قدیمی و نام آشنای مشهد با بیش از ۷۰ سال سابقه در تولید دیگها و ظروف بزرگ مسی هستند و همین پیشینه اصیل، مسیر فعالیت مرا روشن کرد.
این فعال هنرصنعت مسگری درباره خواص کاربردی و زیست شناختی مس از دیرباز تا امروز توضیح میدهد: از قدیم شنیدهایم که مس فلزی باکتری زداست.
اگر به گذشته نگاه کنید، قدیمیها حتی برای ضدعفونی و گوارا ماندن آب از ظروف و آفتابههای مسی استفاده میکردند. آب در ظرف مسی هم ضدعفونی میشود، هم طعم گواراتری پیدا میکند و هم دمای مناسب خود را حفظ میکند. علاوه بر این، از قدیم تبیین شده که پخت وپز در ظرف مسی به دلیل کمک به تأمین آهن بدن، برای رفع کم خونی بسیار مفید است. ما خودمان سال هاست در خانه از این ظروف استفاده میکنیم و تأثیرات مثبت و عملی آن را بر سلامت خانواده دیدهایم.
او با تأکید بر تأثیر سبک زندگی مدرن و نوع استفاده بر کیفیت ظروف مسی میافزاید: یکی از مسائل مهم، نحوه استفاده از ظرف مسی است. در گذشته آشپزی با حوصله انجام میشد؛ مادران صبح زود ظرف را روی حرارت بسیار ملایم میگذاشتند تا غذای داخل آن طی چند ساعت آرام آرام جا بیفتد. اما امروزه با سبک زندگی جدید، شعله گاز را پرزور میکنند تا غذا دو سه ساعته آماده شود.
این حرارت زیاد، لایه نازک قلع داخل ظرف را میسوزاند و از بین میبرد. وقتی قلع بسوزد، دیگر آن پیوند مناسب با غذا برقرار نمیشود و خاصیت ظرف از دست میرود. متأسفانه برخی فکر میکنند ظرف مسی بی فایده است، در حالی که مشکل از شیوه پخت وپز و حرارت بالای شعله است.
مقدم با ارائه توصیهای کاربردی به علاقهمندان ظروف سنتی یادآورمی شود: خیلی از مشتریان وقتی ظرف را بعد از سفیدکاری تحویل میگیرند، ظرف بسیار براق و سپید است، اما بعد از یکی دو بار پخت وپز، لکههای سیاهی روی قلع میافتد. خیلیها تصور میکنند قلع استفاده شده نامرغوب بوده، در حالی که این سیاهی ناشی از جذب املاح و جرم غذا توسط قلع است و کاملا طبیعی است.
توصیه من به شهروندانی که از ظروف مسی استفاده میکنند این است: تنها زمانی ظرف را برای سفیدکاری مجدد بیاورید که سرخی فلز مس در داخل ظرف نمایان شده باشد. استفاده از ظرفی که قلع آن رفته و قرمز شده، به دلیل شکل گیری اکسید مس برای بدن مضر است، پس سرخ شدن ظرف، مرز دقیق نیاز آن به قلع کاری مجدد است.
هنرمند و فعال عرصه مسگری و سفیدگری در مشهد، با تأکید بر ضرورت آگاهی شهروندان از زمان دقیق سفیدکاری مجدد ظروف مسی میگوید: اگر پوشش قلع داخل ظرف از بین برود و غذا مستقیما با بدنه سرخ مس در تماس باشد، مس وارد غذا شده و ترکیبات ناشی از اکسید مس که برای سلامتی بسیار زیان بار و حتی سرطان زاست شکل میگیرد؛ بنابراین شهروندان باید دقت کنند به محض آنکه سرخی فلز مس در کف یا دیواره داخلی ظرف پدیدار شد، بلافاصله ظرف را برای قلع کاری و سفیدگری مجدد به کارگاه بیاورند.