در برخی مقاطع تاریخی، فرصتی برای ملتها فراهم میشود که معنای باهمبودن را عمیق و جدیتر تجربه کنند. آنچه از آن بهعنوان زیست جنگی صحبت میشود، فارغ از همه تلخیها و هزینههایی که برای یک جامعه تحمیل میکند، همگرایی را نیز رقم میزند. در این شرایط همگرایی از یک مفهوم اجتماعی فراتر میرود و به ضرورتی برای حفظ انسجام جامعه تبدیل میشود؛ ضرورتی که میتواند بخشهای مختلف یک ملت را در کنار یکدیگر قرار دهد و احساس تعلق جمعی را تقویت کند. اساسا هیچ جامعهای بدون همگرایی شکل نمیگیرد و آنچه یک جمعیت را ازکنارهمقرارگرفتن افراد به یک جامعه و ملت تبدیل میکند، وجود روابط و پیوندهایی است که میان اجزای آن شکل میگیرد.
این روابط در شرایط عادی ممکن است آرام و تدریجی شکل بگیرند، اما در زمان جنگ و مواجهه با یک تهدید مشترک، اهمیت بیشتری پیدا میکنند. هر اندازه خطر و تهدید گستردهتر و طولانیتر باشد، ضرورت انسجام اجتماعی نیز بیشتر احساس شده و روابط میان افراد و گروههای مختلف جامعه تقویت میشود و پیوندهای عاطفی میان آنها افزایش مییابد. همچنین مردم بیش از گذشته به یکدیگر احساس نیاز میکنند و همین نیاز متقابل، زمینه ساز تقویت همبستگی اجتماعی میشود.
ازاینمنظر، یکی از مهمترین آثار دوران دفاع، شکل گیری و تقویت ارزشهایی است که میتوانند جامعه را در کنار یکدیگر نگه دارند؛ ارزشهایی که در جریان دفاع از جامعه و سرزمین شکل میگیرند و اگر بهدرستی حفظ و منتقل شوند، میتوانند به بخشی از فرهنگ عمومی تبدیل شوند و در بزنگاههای دیگر نیز نقش خود را ایفا کنند.
هنگامی که افراد جامعه در قبال یکدیگر احساسمسئولیت بیشتری داشته باشند و پیوندهای میان آنها تقویت شود، بخشی از امور جامعه بهصورت خودجوش و مشارکتی پیش میرود و به بیان دیگر، جامعهای که سرمایه اجتماعی و روحیه همگرایی در آن تقویت شده باشد، دربرابر بحرانها از ظرفیت بیشتری برای ایستادگی و عبور برخوردار است، اما مسئله مهم این است که این سرمایه اجتماعی نباید با پایان جنگ از میان برود و پایان یک جنگ بهمعنای پایان نیاز جامعه به همدلی، مشارکت و همگرایی نیست.
اگر ارزشهایی که در دوران دفاع شکل گرفتهاند، پس از پایان بحران نیز حفظ شوند، میتوانند جامعه را دربرابر تهدیدها و بحرانهای آینده مصونتر کنند.
بههمیندلیل، پس از پایان هشت سال دفاع مقدس نیز بر حفظ ارزشها و میراث آن دوران تأکید شد؛ چراکه تجربه دفاع مقدس تنها مربوط به یک مقطع تاریخی نیست، بلکه بخشی از تجربه جمعی جامعهای است که در شرایط دشوار توانسته است با تکیه بر همبستگی و احساسمسئولیت متقابل از یک مرحله سخت عبور کند.
امروزه اگر قرار است جامعه دربرابر بحرانهای آینده تاب آوری بیشتری داشته باشد، یکی از مهمترین سرمایهها همین روحیه همگرایی و احساستعلق جمعی است. میراث جنگهای تحمیلی علیه ایران و زیست در سایه جنگ را میتوان در همین نقطه جستوجو کرد؛ در تجربهای که نشان داد یک جامعه هر اندازه در لحظات سخت بیشتر «با هم» باشد، ظرفیت بیشتری برای عبور از دشواریها خواهد داشت.