به گزارش شهرآرانیوز؛ مشهد با برخورداری از ظرفیتهای گسترده اقامتی، درمانی، گردشگری و موقعیت جغرافیایی میتواند به یکی از کانونهای برگزاری رویدادهای بینالمللی در منطقه تبدیل شود. با اینحال، تمرکز بخش مهمی از این رویدادها در تهران، محدودیتهای ارتباطات مالی و هوایی و کمبود زیرساختهای یکپارچه همایشی، پرسشهایی درباره میزان آمادگی مشهد برای ورود به این بازار اقتصادی را مطرح میکند.
توسعه صنعت همایشها و نمایشگاههای بینالمللی، علاوه بر افزایش درآمدهای گردشگری، میتواند به رونق کسبوکارهای محلی، تقویت تجارت منطقهای، گسترش همکاریهای علمی و پزشکی و ایجاد فرصتهای شغلی منجر شود. اما بهرهگیری از این ظرفیت، تنها با ساخت سالنهای بزرگ محقق نمیشود و به برنامهریزی اقتصادی، مدیریت حرفهای و شناخت بازارهای هدف نیاز دارد.
در همین زمینه، با شهرام عیدیزاده، پژوهشگر اقتصادی، درباره ظرفیتهای مشهد برای میزبانی رویدادهای بینالمللی، موانع توسعه این صنعت، فرصتهای ناشی از همکاریهای منطقهای و توجیه اقتصادی احداث مرکز همایشهای بینالمللی مشهد گفتوگو کردهایم.
مشهد از نظر زیرساختهای اقامتی، حملونقل و خدمات شهری، ظرفیت درخور توجهی برای میزبانی همایشها و رویدادهای بینالمللی دارد؛ اما میان برخورداری از این امکانات و آمادگی برای میزبانی حرفهای رویدادهای بزرگ، تفاوت مهمی وجود دارد.
بنابر برخی آمارها، حدود ۵۰درصد ظرفیت اقامتی کشور در این شهر متمرکز است. هتلها و مراکز اقامتی متعدد، در کنار زیرساختهای درمانی، دانشگاهی و گردشگری، میتوانند زمینه مناسبی برای پذیرش شرکتکنندگان داخلی و خارجی فراهم کنند.
همچنین، بر اساس برآوردهای اولیه که انجام دادم، در حال حاضر کمتر از ۱۰۰سالن همایش در مشهد وجود دارد که عمدتا به دستگاههای دولتی، دانشگاهها، بیمارستانها و هتلها تعلق دارند. سالنهای همایش نمایشگاه بینالمللی مشهد، دانشگاه فردوسی، دانشگاه علوم پزشکی، بیمارستان رضوی و مجموعههای مختلف هتلی، بخشی از این ظرفیت را تشکیل میدهند.
این سالنها برای برگزاری بسیاری از نشستهای تخصصی، همایشهای داخلی و برنامههای علمی مناسباند؛ اما میزبانی رویدادهای بزرگ بینالمللی به امکاناتی فراتر از یک سالن مجهز و ظرفیت پذیرش چند صد نفر نیاز دارد.
برای نمونه، برگزاری یک کنگره بینالمللی با حضور همزمان بیش از هزار شرکتکننده، مستلزم برخورداری از فضای اصلی مناسب، سالنهای جانبی، تجهیزات صوتی و تصویری پیشرفته، امکان ترجمه همزمان به چند زبان، نمایشگرهای بزرگ و هماهنگ، اینترنت پایدار و زیرساختهای ارتباطی قابل اتکاست.
افزون بر این، باید فضای کافی برای ثبتنام و پذیرش مهمانان، برگزاری نشستهای تخصصی موازی، تعاملات تجاری و پذیرایی از شرکتکنندگان وجود داشته باشد. ارزیابی اولیه نشان میدهد که مشهد در زمینه تجمیع این امکانات در قالب یک مجموعه بزرگ و یکپارچه، با محدودیتهایی روبهروست.
در کنار امکانات اقامتی و همایشی، فرودگاه بینالمللی شهید هاشمینژاد یکی از مزیتهای مهم مشهد به شمار میرود. این فرودگاه از پرترددترین فرودگاههای کشور است و پیش از تشدید محدودیتهای پروازی و ارتباطی، با کشورهای مختلف منطقه، از جمله عراق، امارات متحده عربی، قطر، عمان، افغانستان، تاجیکستان، ترکمنستان و ترکیه ارتباط هوایی داشت.
چنین موقعیتی میتواند برای جذب شرکتکنندگان رویدادهای بینالمللی، بهویژه از کشورهای همسایه و بازارهای آسیای مرکزی، یک امتیاز مهم باشد؛ البته بهرهبرداری از این مزیت به برقراری مسیرهای پروازی مناسب، سهولت سفر و شرایط واقعی ارتباطات بینالمللی وابسته است.
مشهد برای تبدیلشدن به مقصدی رقابتپذیر در بازار رویدادهای بینالمللی با چهار چالش اصلی روبهروست.
نخست، کمبود زیرساختهای همایشی بزرگ: نبود یک سالن اصلی با ظرفیت ۳ هزار تا ۵ هزار نفر و تجهیزات استاندارد بینالمللی، امکان میزبانی یکپارچه از کنگرههای بزرگ و مراسم افتتاحیه و اختتامیه آنها را محدود میکند. این کمبود میتواند برگزارکنندگان را به انتخاب مقاصدی مانند تهران، استانبول یا دبی سوق دهد.
دوم، محدودیت مبادلات مالی بینالمللی: امکانناپذیری یا دشواری پرداخت با کارتهای اعتباری بینالمللی مانند ویزا و مسترکارت، فرایند ثبتنام، پرداخت هزینه همایش و تسویه خدمات را برای شرکتکنندگان خارجی پیچیده میکند و از جذابیت مشهد بهعنوان مقصد رویداد میکاهد.
سوم، محدودیت ارتباطات هوایی: کمبود پروازهای مستقیم و منظم به برخی پایتختهای مهم آسیایی و اروپایی، هزینه و زمان سفر را افزایش میدهد. در چنین شرایطی، حتی برخورداری از هتلها و سالنهای مناسب نیز لزوما برای جذب شرکتکنندگان خارجی کافی نیست.
چهارم، ضعف مدیریت و بازاریابی مقصد: ظرفیتهای مشهد در حوزههای علمی، پزشکی، تجاری و نمایشگاهی بهاندازه کافی معرفی نشده است. نبود یک سازوکار هماهنگ برای مدیریت مقصد یا DMO نیز میتواند همکاری میان هتلها، دانشگاهها، مراکز همایش، بخش خصوصی و نهادهای دولتی را دشوار کند.
بررسی وضعیت میزبانی رویدادهای بینالمللی در ایران، از تمرکز شدید این فعالیتها در تهران حکایت دارد. بر اساس برآورد ارائهشده در این پژوهش، حدود ۷۲درصد رویدادهای بینالمللی ایران در تهران برگزار شده است. سهم مشهد ۱۱درصد، اصفهان ۸درصد، شیراز ۵درصد و سایر شهرها درمجموع ۴درصد برآورد شده است.
اما چرا تهران تا این اندازه دست بالا را دارد؟ بخشی از پاسخ به تمرکز ساختاری تصمیمگیری در پایتخت بازمیگردد. سفارتخانهها، بسیاری از دفاتر سازمانهای بینالمللی و بخش مهمی از نهادهای مسئول صدور مجوز و هماهنگیهای اداری و امنیتی در تهران مستقرند. در نتیجه، برگزاری رویداد در پایتخت برای برخی برگزارکنندگان سادهتر است و هزینه هماهنگی کمتری دارد.
عامل دیگر، ملاحظات مدیریتی و سیاسی است. مدیران دولتی معمولا در تهران دسترسی آسانتری به وزیران، مدیران ارشد و رسانههای ملی دارند؛ بنابراین ممکن است برگزاری همایش در پایتخت را کمدردسرتر و از نظر اداری و رسانهای پرفایدهتر بدانند.
این وضعیت را میتوان نمونهای از مسئله کارگزار و کارفرما دانست؛ جایی که انتخاب مدیران لزوما بر پایه بیشترین منفعت اقتصادی برای کشور یا استان انجام نمیشود، بلکه ملاحظات سازمانی و منافع کوتاهمدت نیز بر تصمیمها اثر میگذارند.
در کنار این عوامل، مشهد نیز از ضعف هماهنگی نهادی رنج میبرد. اگر شهرداری، بخش خصوصی، دانشگاهها، هتلها و بخش دولتی هرکدام جداگانه برای جذب رویدادها تلاش کنند، قدرت آنها برای اثرگذاری بر تصمیمهای ملی و جلب برگزارکنندگان بینالمللی محدود خواهد ماند.
مشهد به یک نهاد هماهنگکننده و مطالبهگر نیاز دارد که بتواند موانع را به طور منسجم پیگیری کند؛ از سادهسازی فرایندهای اداری و بهبود خدمات سفر گرفته تا مذاکره برای تسهیل روادید در چارچوب قوانین کشور.
اگر مشهد خواهان سهم بیشتری از این بازار است، باید در کنار تکمیل زیرساختها، از تلاشهای پراکنده عبور کند و با همکاری بخش خصوصی و نهادهای عمومی، به بازیگری منسجم و اثرگذار در سیاستگذاری ملی رویدادهای بینالمللی تبدیل شود.
عضویت ایران در سازمان همکاری شانگهای و سازمان همکاری اقتصادی (اکو)، فرصتی فراتر از گسترش روابط سیاسی و تجاری فراهم کرده است؛ فرصتی که در صورت برنامهریزی مناسب، میتواند به جذب همایشها، نمایشگاهها و رویدادهای تخصصی به مشهد منجر شود.
مشهد به دلیل موقعیت جغرافیایی خود، دسترسی به بازارهای کشورهای آسیای مرکزی و همسایگانی مانند افغانستان و پاکستان، همچنین برخورداری از ظرفیتهای دانشگاهی، درمانی و گردشگری، میتواند به یکی از مراکز مهم گردهماییهای منطقهای تبدیل شود. این مزیت را میتوان در سه حوزه به فرصت اقتصادی تبدیل کرد.
نخست، گردشگری سلامت: برگزاری کنگرههای پزشکی، نشستهای تخصصی درمان و نمایشگاههای تجهیزات پزشکی، علاوه بر جذب متخصصان و شرکتکنندگان خارجی، میتواند زمینه معرفی ظرفیتهای درمانی مشهد و توسعه همکاری با مراکز پزشکی کشورهای منطقه را فراهم کند.
دوم، تجارت و ترانزیت منطقهای: نزدیکی به بازارهای آسیای مرکزی و قرارگرفتن در موقعیتی مناسب برای توسعه ارتباطات تجاری منطقه، ظرفیت میزبانی از نمایشگاههای تخصصی، نشستهای تجاری و همایشهای مرتبط با حملونقل، انرژی، کشاورزی و صنایع غذایی را افزایش میدهد. چنین رویدادهایی میتوانند از سطح تبادل اطلاعات فراتر بروند و به مذاکرات تجاری و شکلگیری قراردادهای اقتصادی کمک کنند.
سوم، همکاریهای علمی و فرهنگی: دانشگاه فردوسی مشهد، دانشگاه علوم پزشکی و مراکز علمی و دینی شهر، ظرفیت مناسبی برای برگزاری کنگرههای دانشگاهی، نشستهای فرهنگی و رویدادهای مشترک منطقهای دارند. این برنامهها میتوانند به تقویت ارتباطات علمی و افزایش رفتوآمد استادان، پژوهشگران و متخصصان منجر شوند.
با وجود این فرصتها، عضویت در پیمانهای منطقهای بهخودیخود موجب ورود گردشگر یا انتقال همایشها به مشهد نمیشود. بهرهگیری از این ظرفیت مستلزم حضور فعال در سازوکارهای همکاری منطقهای، معرفی هدفمند توانمندیهای شهر و طراحی برنامهای مشخص برای جذب رویدادهاست.
مسئله مهمتر از هزینه ساخت، نحوه بهرهبرداری از این مجموعه است. اگر مرکز صرفا به اجاره سالنها برای برگزاری همایشها متکی باشد، برآوردهای اولیه نرخ بازده داخلی مالی پایینی را نشان میدهند، نرخی که در برابر هزینه سرمایه و نرخ تنزیل متناسب با شرایط اقتصادی، جذابیت مالی محدودی دارد.
به بیان ساده، درآمد مستقیم حاصل از اجاره سالنها احتمالا برای توجیه سرمایهگذاری به این بزرگی کافی نخواهد بود. با این حال، ارزیابی چنین پروژهای نباید صرفا به درآمدهای مستقیم آن محدود شود. برگزاری رویدادهای بینالمللی میتواند به افزایش تقاضا برای هتلها، رستورانها، حملونقل شهری و سایر خدمات، ایجاد فرصتهای شغلی و رونق کسبوکارهای محلی کمک کند.
بنابراین، توجیهپذیری مرکز همایشهای بینالمللی مشهد به این بستگی دارد که پروژه را صرفا یک ساختمان بزرگ نبینیم، بلکه آن را بخشی از یک برنامه جامع برای توسعه گردشگری تجاری، علمی و پزشکی شهر بدانیم. پیش از آغاز سرمایهگذاری نیز لازم است مفروضات مالی، میزان تقاضای واقعی، هزینههای بهرهبرداری و منافع اقتصادی آن با یک مطالعه امکانسنجی مستقل ارزیابی شوند. همچنین باید مشخص شود که مدیریت مجموعه چگونه و با چه منابع درآمدی و از طریق چه سازوکاری میتواند در تمام طول سال برای جذب رویدادها اقدام کند.