مرضیه ترابی | شهرآرانیوز؛ ماجرای آشنایی من با نام شیخالاطبای مشهد از زمانی آغاز شد که دوست عزیزی، بریدهای از روزنامه «آزادی»، مورخ ۲۴ اردیبهشت ۱۳۳۷ را برای من فرستاد و نظرم را به نام «دکتر شیخحسنخان عاملی» جلب کرد. در وهله اول، مشخصات موجود در متن گزارش روزنامه ۶۸ سال پیش، فقط خبر از درگذشت پزشکی انساندوست و خیراندیش میداد که نزد مردم مشهد جایگاه ویژهای داشتهاست، اما وقتی کنجکاوانه به دنبال جمعآوری اطلاعات درباره دکتر عاملی رفتم، فهمیدم که سخن درباره او، فراتر و گستردهتر از این حرفهاست؛ آنقدر که حتی با قلمفرسایی در یک یا چند مقاله هم، نمیتوان حق مطلب را درباره وی ادا کرد. دکتر شیخحسنخان، در کسوت روحانیت نبود، اما به علت معاشرت گسترده با علما و عرفا و آشنایی فوقالعاده با متون دینی، ادبی و عرفانی، لقب شیخ را قبل از نامش گذاشتهبودند تا بشود
«دکتر شیخحسنخان»، نخستین جراح دارالشفای حضرتی که در سال ۱۲۹۷ خورشیدی، به همراه دکتر «امیراعلم» معروف به مشهد آمد و در سامان دادن به این بخش مهم از سازمان خدمت آستانقدس رضوی، مشارکتی تمامعیار داشت. او در اردیبهشت ۱۳۳۷ خورشیدی در نود سالگی و در اوج خوشنامی دارفانی را وداع گفت و در حرم مطهر رضوی به خاک سپرده شد. در این نوشتار قصد دارم، مروری بر زندگی و خدمات او داشتهباشم و هر چه را درباره زندگی و خدمات دکتر شیخحسنخان یافتهام، با شما به اشتراک بگذارم.
اطلاعات درباره زندگی و خدمات دکتر شیخحسنخان عاملی چندان گسترده نیست. برای همین تصمیم میگیرم در گام نخست، به سراغ معمران قابلاعتماد بروم. پس با دکتر محمود مهدویدامغانی که مدتها افتخار شاگردیاش را داشتهام و میدانم باید اطلاعاتی در حافظه قدرتمندش درباره دکتر شیخحسنخان وجود داشته باشد، تماس میگیرم و اتفاقا تیرم به هدف میخورد و اطلاعاتی از دکتر مهدوی دریافت میکنم که نمونهاش را جای دیگری نمیشود پیدا کرد.
استاد میگوید:
«مرحوم دکتر شیخحسنخان عاملی، شیخالاطبای مشهد بود؛ مردی بسیار وارسته، اهل عبادت، تهذیب نفس و همنشینی با علما. در سیزدهسالگی بهدلیل ابتلا به سالک به ایشان مراجعه کردم؛ یعنی پدرم، آیتالله مهدوی دامغانی فرمودند که برای معالجه نزد دکتر شیخحسنخان بروم.
مطب ایشان در خیابان خسروی، نزدیک تقاطع خیابان شاهرضا قرار داشت. مردی بود بهغایت مهربان، حاذق و نورانی. به پدرم اظهار ارادت کرد و نسخهای داد که بیدغدغه به درمان منجر شد.» استاد میافزاید: «مرحوم دکتر شیخحسنخان موردتوجه خاص علما و مردم مشهد بود. او را خیلی دوست داشتند. هنگام نماز، مریض ویزیت نمیکرد. بهدلیل همین، کسانی که در وقت نماز، یعنی هنگام ظهر یا مغرب به مطب وی میرفتند، باید منتظر تمامشدن نمازش میماندند.
دکتر شیخحسنخان عاملی، هم در بیمارستان شاهرضا طبابت میکرد و هم رئیس بیمارستان قدیمی منتصریه در خیابان جنت بود. اتومبیل نداشت و هر روز عصازنان و پیاده تا مطبش میرفت. یادم هست برای برادر مرحومم دکتر احمد مهدویدامغانی بیماری سختی حادث شد.
دکتر شیخحسنخان تلاش زیادی کرد و برادرم را به تهران فرستاد تا در آنجا توسط پروفسور عدل جراحی شود؛ با اینکه خودش هم جراح بسیار توانایی بود، اما اعتقاد داشت که امکانات بیمارستانی برای جراحی برادرم کافی نیست. خدایش بیامرزد، وقتی درگذشت، مرحوم پدرم بهاتفاق آیتالله شیخاحمد کفایی و دیگر علمای بزرگ آن روزگار مشهد، در مجلس ترحیم وی حضور یافتند و یادش را گرامی داشتند.»
اطلاعاتم را درباره دکتر شیخحسنخان با منابع دیگر کامل میکنم. استاد دکتر محمدرضا شفیعیکدکنی در متنی که به یادبود مرحوم ادیب دوم (نیشابوری) نوشته است به نام دکتر شیخحسنخان هم اشاره میکند و مینویسد: «[مرحوم ادیب نیشابوری]هیچگونه اعتقادی به طب جدید و مراجعه به دکترها نداشت! تنها پزشکی که با ادیب حشر داشت، مرحوم دکتر شیخحسنخان عاملی بود که از مشاهیر اطبای شهر ما بود؛ پدر آقای ناصر عاملی، شاعر خراسانی (حفظهالله). مرحوم دکتر شیخحسنخان کتابخانه بسیار خوبی داشت، مشتمل بر کتب ادب و تاریخ و دیگر شاخههای معارف غیرطبی» و در ادامه اضافه میکند:
«[مرحوم ادیب]جز افراد بسیار نزدیک خویشاوندش ـ مثل خانواده ما ـ و چند تن انگشتشمار، با هیچکس رفتوآمد و حشرونشر نداشت؛ فقط با شاگردانش، آن هم در همان حلقه درس و در مَدْرَس خویش. با هیچکسی آمیزش نداشت. از آنها که میتوانم به یاد آورم و بگویم که با آنها حشر داشت (غیر از افراد خویشاوندش)، یکی مرحوم دکتر شیخحسنخان عاملی بود...».
در مرور خاطرات فرزند مرحوم شیخحسنعلی نخودکی اصفهانی، سخن از معاشرت دکتر حسنخان عاملی با آن عارف کامل است. فرزند مرحوم نخودکی نقل میکند که شیخ وصیت کرد «مرحوم دکتر شیخحسنخان عاملی که طبیب معالجشان بود، ایشان را به جانب قبله کند و آداب میت را اجرا نماید.»
ردّ موضوع ارتباط دکتر شیخحسنخان با مرحوم نخودکی را میتوان در کتاب مشهور «نشان از بینشانها» هم پیدا کرد. این کتاب، معروفترین اثر درباره زندگینامه مرحوم نخودکی است. در جلد دوم این کتاب (صفحه ۳۸)، نویسنده (فرزند مرحوم نخودکی) کرامتی را از شیخ و بهنقل از دکتر شیخحسنخان عاملی آورده است که نشان از جایگاه وی نزد مرحوم نخودکی دارد.
دکتر مهدی فضلینژاد، از اطبای قدیمی مشهد و مدیران بهداشت شهر، در خاطرات خود به نقش مرحوم دکتر شیخحسنخان عاملی در جریان همهگیری تیفوس، پس از شهریور۱۳۲۰ خورشیدی و اشغال ایران توسط متفقین، اشاره میکند و تصریح دارد که دکتر عاملی برای مهار این بیماری در مشهد تلاش فراوانی کرد و به استفاده از «سیماب» (جیوه) برای درمان تیفوس اعتقاد داشت. روایت دکتر فضلینژاد نشان میدهد که مرحوم دکتر عاملی در آن روزهای سخت، مردم مشهد را تنها نگذاشته و در کنار آنها مانده و دست به اقدامات گسترده برای نجاتشان از مرگ زده است.
در مرکز اسناد آستانقدس رضوی نیز، سندی به شماره ۸۰۸۸۹ وجود دارد که در آن به «واگذاری قطعه شماره ۳۷ به مساحت ۲۴۸۵ متر مربع از اراضی شَفتالوزار به دکتر حسن عاملی» در سال ۱۳۲۵ خورشیدی اشاره شدهاست و به نظر میرسد که همین قطعه زمین، به منزل شخصی وی در اواخر عمر تبدیل شدهباشد.

بعد از مرور این اطلاعات، به متن گزارش روزنامه «آزادی» برمیگردم و آن را دوباره و با دقت میخوانم؛ تیتر مطلب «درگذشت دکتر شیخحسنخان عاملی» است و نویسنده وی را اینگونه وصف میکند: «دکتر شیخحسنخان عاملی پس از ماهها بستریبودن، مقارن اذان صبح یکشنبه، از قید هستی رها و به رحمت ایزدی پیوست و جنازه آن مرحوم با تجلیل بسیار در آستان قدس دفن شد. پیکر ایشان در آستانی به خاک سپرده شد که بیش از چهل سال صمیمانه به آن خدمت مینمود.
مرحوم دکتر عاملی در چهل سال قبل بهاتفاق آقای دکتر امیراعلم (رئیس اداره صحیّه و شیر و خورشید سرخ) که جهت اصلاح دارالشفای آن روزگار دعوت شده بود، به این شهر آمد و او نخستین جراح و طبیبی بود که بهعنوان دکتری جدید به این شهر آمد و در دارالشفای مبارکه آستان قدس به خدمت و معالجه بیماران آن مقام امن مقدس و این ارض اقدس پرداخت.
دکتر عاملی اهل گلپایگان بوده و در تهران تحصیل طب و جراحی کرده، در اول مشروطیت پزشک شهربانی (نظمیه) تهران و مریضخانه احمدی (احمدیه) شد و از سال ۱۲۹۷ خورشیدی در مشهد انجام وظیفه نمود و دو سال قبل، مشهد پنجاهمین سال پزشکشدن او را جشن گرفت.
آن عالم بزرگوار و دکتر عالیقدر، تحصیلات قدیمه را به حد اکمل داشته، در حین آنکه فیلسوف بود، بلندهمتی و علو نظر و بشردوستی مشرب عرفان نیز داشت و همان دانشمندی موجب گردید که دکتر بدون استثنا فقرا و مردم بیبضاعت را بیدریغ و مجانی معالجه کند و برای خود اجر اُخروی و نام نیک و احترام ملی میاندوخت.
با آنکه عملا دکتر عاملی دو سه سال بود از معالجه دست کشیده و تقریبا در منزل ملازم بستر بود، معهذا مراجعینش دست از او نکشیده ولو زحمت آن مرد بزرگوار بود، بنا به همان معتقدی که داشتند به وی رجوع مینمودند. دکتر عاملی در حدود نود سال به نعمت حیات متنعم بود... دکتر مردی بهتماممعنا شریف و در بیان عقیده خود صریح و بیپروا بود و به همین مزایا، هم در نظر آقایان روحانیون و طبقات مختلف خلق، هم در نظر متجددین مقام و مکانتی خاص داشت و همه به وی احترام مینهادند.»
از متن گزارش روزنامه «آزادی»، افزون بر اطلاعاتی که از مصاحبه، متون تاریخی و اسناد مختلف به دست آوردم، چند نکته مهم دیگر هم میتوان فهمید که در شناخت زندگی و زمانه دکتر شیخحسنخان مؤثر است:
نخست اینکه ورود دکتر شیخحسنخان به مشهد با دعوت و پیشنهاد دکتر امیراعلم انجام شد. در سوابق دکتر شیخحسنخان، طبابت در بیمارستان «احمدیه» تهران دیده میشود که از نخستین بیمارستانهای نظامی پایتخت بود و در سال۱۳۳۳ قمری (۱۲۹۴ خورشیدی) با تلاش دکتر امیراعلم در محل «قورخانه کهنه» تهران تأسیس شد.
احتمالا دکتر شیخحسنخان از همین دوره موردتوجه دکتر امیراعلم قرار گرفت و بعدها با توجه به سابقه خوب در پزشکی و توانمندیهای ویژه، برای سازماندهی و اصلاح دارالشفای آستان قدس دعوت شد. بنابراین، دکتر شیخحسنخان در وهله اول طبیب نظامی بوده و بعدها در مشهد به جراحی در بیمارستانهای عمومی پرداخته است.
دوم اینکه دکتر شیخحسنخان در سال ۱۲۹۷ خورشیدی وارد مشهد شد و از این تاریخ تا زمان فوت در اردیبهشت۱۳۳۷ خورشیدی بیوقفه طبابت کرد و حتی هنگام کهولت سن و بیماری هم از خدمت به مردم باز نماند. او در سال۱۳۳۵ خورشیدی پنجاهمین سال پزشکشدن خود را جشن گرفت؛ بنابراین زمان دانشآموختگی وی از مدرسه طب دارالفنون، سال۱۲۸۵ خورشیدی و مقارن با پیروزی نهضت مشروطه در ایران است. پس دکتر شیخحسنخان عاملی نه فقط در دوره مشروطه، بلکه در استبداد صغیر، فتح تهران و سپس قحطی بزرگ بین سالهای ۱۲۹۶ تا ۱۲۹۸ خورشیدی، از شاهدان عینی محسوب میشد.
سوم اینکه متن گزارش، مرحوم دکتر عاملی را اصالتا گلپایگانی معرفی میکند. این موضوع اگرچه باید قرین به صحت باشد، اما از نام خانوادگی دکتر شیخحسنخان چنین برمیآید که اجداد وی در زمره مهاجران جبلعاملی بودهاند که از دوره صفویه به اینسو وارد ایران شدهاند. این موضوعی است که دکتر محمود مهدوی دامغانی هم بر آن تأکید دارد.
چهارم اینکه مطابق متن گزارش، دکتر شیخحسنخان روز یکشنبه دار فانی را وداع گفته. تاریخ انتشار روزنامه، روز چهارشنبه، ۲۴ اردیبهشت ۱۳۳۷ است؛ بنابراین، تاریخ دقیق درگذشت دکتر شیخحسنخان عاملی باید روز یکشنبه، ۲۱ اردیبهشتماه سال ۱۳۳۷ خورشیدی، مقارن اذان صبح بودهباشد.