دلار قدرتمند و صادرات کم‌رمق؛ چالش تازه ترامپ در آستانه انتخابات

  • کد خبر: ۴۵۳۱۹۰
  • ۲۶ مهر ۱۴۰۵ - ۰۸:۲۴
قیمت دلار
تقویت ارزش دلار در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره، تناقضی اساسی را در برنامه اقتصادی ترامپ آشکار کرده است؛ در حالی که دولت آمریکا به‌دنبال تضعیف دلار برای تقویت صادرات و احیای تولید داخلی است، بازار‌های ارز در مسیری معکوس حرکت می‌کنند؛ وضعیتی که می‌تواند تحقق اهداف اقتصادی کاخ سفید و موقعیت سیاسی جمهوری‌خواهان را با چالش مواجه کند.

به گزارش شهرآرانیوز، ارزش دلار آمریکا در هفته‌های منتهی به انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره، که قرار است سوم نوامبر برگزار شود، روندی صعودی در پیش گرفته و به بالاترین سطح خود طی ۱۸ ماه گذشته در برابر ارز‌های اصلی رسیده است. این روند در شرایطی رخ می‌دهد که دولت ترامپ تلاش می‌کند با کاهش ارزش دلار، رقابت‌پذیری کالا‌های آمریکایی را افزایش دهد، تولید صنعتی را احیا کند و کسری تجاری کشور را کاهش دهد.

به گزارش رویترز، عملکرد اقتصادی ترامپ در دو سال نخست دوره دوم ریاست‌جمهوری‌اش به‌شدت زیر ذره‌بین قرار گرفته است. نظرسنجی‌ها نشان می‌دهند میزان رضایت رأی‌دهندگان از نحوه مدیریت اقتصاد توسط او به یکی از پایین‌ترین سطوح خود رسیده است. در همین حال، بازار‌های پیش‌بینی احتمال می‌دهند جمهوری‌خواهان در انتخابات سوم نوامبر کنترل مجلس نمایندگان و حتی احتمالاً سنا را از دست بدهند.

با این حال، تقویت دلار در شرایط کنونی با اهداف اعلام‌شده دولت آمریکا همخوانی ندارد. دلار قدرتمند، کالا‌های آمریکایی را برای خریداران خارجی گران‌تر و واردات را برای مصرف‌کنندگان داخلی ارزان‌تر می‌کند؛ موضوعی که می‌تواند به زیان تولیدکنندگان آمریکایی تمام شود و دستیابی به اهداف تجاری دولت را دشوارتر کند.

تقویت دلار برخلاف اهداف تجاری واشنگتن

در نگاه نخست، با توجه به افزایش کسری تجاری آمریکا و رشد بی‌سابقه واردات، انتظار می‌رفت ارزش دلار تحت فشار قرار گیرد. بخش مهمی از افزایش واردات به خرید گسترده تراشه‌ها، تجهیزات و کالا‌های موردنیاز شرکت‌های آمریکایی برای توسعه زیرساخت‌های هوش مصنوعی مربوط می‌شود.

کسری تجاری آمریکا در اوایل سال جاری میلادی معادل ۲.۷ درصد تولید ناخالص داخلی بود؛ سطحی که در مقایسه با بخش عمده‌ای از قرن جاری پایین محسوب می‌شود. با این حال، دین ماکی، تحلیلگر صندوق پوشش ریسک پوینت۷۲، پیش‌بینی کرده است که این نسبت ممکن است در سال آینده به حدود ۴ درصد تولید ناخالص داخلی افزایش یابد.

با وجود این شرایط، دلار نه‌تنها تضعیف نشده، بلکه پس از افت در نخستین سال بازگشت ترامپ به کاخ سفید، بار دیگر مسیر صعودی در پیش گرفته است. در آن دوره، نگرانی‌ها درباره کاهش ارزش واقعی دلار و رویکرد موسوم به «فروش دارایی‌های آمریکا» از سوی سرمایه‌گذاران خارجی، به‌ویژه در پی اعمال تعرفه‌های تجاری دولت ترامپ، فشار نزولی بر این ارز وارد کرده بود.

اما اکنون تغییر شرایط اقتصادی در سایر کشور‌های توسعه‌یافته، به تقویت موقعیت نسبی دلار کمک کرده است.

چرا دلار با وجود مشکلات اقتصادی آمریکا تقویت می‌شود؟

یکی از عوامل اصلی، وضعیت نسبی اقتصاد‌های بزرگ جهان است. بازار ارز تنها بر اساس شرایط یک کشور حرکت نمی‌کند، بلکه ارزش هر ارز به وضعیت اقتصادی، مالی و سیاسی سایر کشور‌ها نیز وابسته است.

به نوشته رویترز، نگرانی‌ها درباره بدهی و کسری بودجه در آمریکا جدی است، اما کشور‌های توسعه‌یافته دیگر نیز با مشکلات مشابهی مواجه‌اند. فرانسه نمونه‌ای از این وضعیت است؛ سرمایه‌گذاران نگران‌اند که دولت این کشور برای مهار کسری بودجه، تمایلی به اتخاذ تصمیم‌های سیاسی دشوار نداشته باشد. این نگرانی‌ها فشار بر یورو را افزایش داده است.

در ژاپن نیز نگرانی از اینکه نرخ‌های بهره بالاتر، هزینه تأمین مالی بدهی سنگین دولت را افزایش دهد، ارزش ین را در نزدیکی پایین‌ترین سطوح تاریخی اخیر نگه داشته است.

در نتیجه، بخشی از تقویت دلار نه از برتری مطلق اقتصاد آمریکا، بلکه از ضعف نسبی ارز‌های رقیب ناشی می‌شود. هم‌زمان، ورود سرمایه‌های جهانی به حوزه هوش مصنوعی و سرمایه‌گذاری در شرکت‌ها و زیرساخت‌های مرتبط با آن در آمریکا نیز از تقاضا برای دلار حمایت می‌کند.

این تحولات در مجموع شرایطی را ایجاد کرده‌اند که با ترجیحات ارزی دولت ترامپ فاصله دارد.

راهبرد دولت ترامپ؛ دلار ضعیف‌تر برای احیای تولید

دونالد ترامپ و اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، خواهان کاهش ارزش دلار هستند؛ هرچند سنت دیرینه سیاست‌گذاران آمریکایی در حمایت علنی از «دلار قدرتمند»، بیان صریح چنین هدفی را دشوار می‌کند.

این رویکرد در چارچوب فکری استیون میران، اقتصاددان و مشاور پیشین دولت ترامپ، نیز مطرح شده است. میران در سال ۲۰۲۴ گزارشی با عنوان «راهنمای بازسازی نظام تجارت جهانی» منتشر کرد که در آن، ارزش‌گذاری بیش از حد دلار یکی از مشکلات ساختاری اقتصاد آمریکا معرفی شده بود.

میران که مدتی ریاست شورای مشاوران اقتصادی کاخ سفید را بر عهده داشت و سپس برای دوره‌ای کوتاه به عضویت هیئت‌مدیره فدرال رزرو منصوب شد، استدلال کرده بود که دلار بیش از حد قدرتمند، صادرات آمریکا را کم‌رقابت‌تر می‌کند، واردات را ارزان‌تر می‌سازد و به تولید صنعتی داخلی آسیب می‌زند.

این دیدگاه بعد‌ها با عنوان «توافق مارالاگو» شناخته شد؛ نامی که به اقامتگاه ترامپ در فلوریدا اشاره دارد و یادآور توافق پلازا در سال ۱۹۸۵ است. در آن توافق، قدرت‌های بزرگ اقتصادی جهان برای کاهش ارزش دلار با یکدیگر همکاری کردند.

بر اساس این چارچوب، بازآرایی نظام تجارت و مالی جهانی می‌تواند به نفع آمریکا باشد، اما اجرای آن مستلزم برنامه‌ریزی دقیق و مدیریت پیامد‌های ناخواسته است. کاهش کنترل‌نشده ارزش دلار، برای مثال، می‌تواند اعتماد سرمایه‌گذاران را تضعیف کند و به بی‌ثباتی بازار‌های مالی بینجامد.

فشار تورمی و کاهش قدرت خرید خانوار‌ها

چالش دولت ترامپ تنها به بازار ارز محدود نمی‌شود. با وجود تداوم رشد اقتصادی آمریکا با سرعتی نسبتاً مطلوب و پایین ماندن نرخ بیکاری، خانوار‌ها با افزایش هزینه‌های زندگی مواجه‌اند.

مطالعه‌ای از بانک فدرال رزرو نیویورک نشان می‌دهد تعرفه‌های تجاری، هزینه کالا‌های وارداتی را افزایش داده‌اند. همچنین، جنگ آمریکا با ایران که در ماه فوریه آغاز شد، هزینه‌های انرژی را به‌شدت بالا برده و به ثبت قیمت‌های بی‌سابقه گازوئیل در جایگاه‌های سوخت منجر شده است.

در نتیجه، تورم همچنان در سطوح بالا قرار دارد، بازده اوراق قرضه به بالاترین سطح خود طی حدود ۲۵ سال رسیده و دستمزد‌های واقعی نیز روند نزولی پیدا کرده‌اند.

این شرایط در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای اهمیت سیاسی ویژه‌ای دارد؛ زیرا رأی‌دهندگان معمولاً عملکرد دولت را بر اساس تأثیر سیاست‌های اقتصادی بر قدرت خرید، هزینه‌های روزمره و وضعیت اشتغال ارزیابی می‌کنند.

پرسش اصلی این است که آیا رأی‌دهندگان آمریکایی، با توجه به فشار‌های اقتصادی موجود، فرصت و حمایت سیاسی لازم را در اختیار دولت ترامپ قرار خواهند داد تا سیاست‌های خود برای تغییر مسیر ارزش دلار را دنبال کند یا خیر.

چرا تضعیف دلار به همکاری بین‌المللی نیاز دارد؟

به نوشته مک‌گیور، کاهش پایدار ارزش دلار، به‌ویژه در برابر ارز‌های اصلی جهان، کار ساده‌ای نخواهد بود. تجربه تاریخی نشان می‌دهد که تغییرات گسترده در نرخ ارز معمولاً به هماهنگی میان قدرت‌های اقتصادی بزرگ نیاز دارد؛ رویکردی که با سیاست «اول آمریکا» و ترجیح دولت ترامپ برای اقدامات یک‌جانبه سازگاری محدودی دارد.

مداخلات محدود و دوجانبه، مانند اقدام اخیر مقام‌های آمریکایی و ژاپنی برای حمایت از ین، ممکن است برای تغییر پایدار روند دلار کافی نباشند. با این حال، اگر دلار به تقویت خود ادامه دهد، احتمال مداخلات بیشتر را نمی‌توان منتفی دانست.

استیون جن، مدیرعامل شرکت مدیریت دارایی یوریزون اس‌ال‌جی، پیش‌تر پیشنهاد کرده بود که مداخلات کوچک، هدفمند و غیرمنتظره می‌توانند به‌تدریج از قدرت دلار بکاهند، بدون آنکه سقوط ناگهانی ارزش این ارز یا هراس در بازار‌های سرمایه را به دنبال داشته باشند.

به اعتقاد او، دولت آمریکا برای دستیابی به امنیت اقتصادی و افزایش خودکفایی صنعتی به دلار ضعیف‌تری نیاز دارد؛ با این حال، مسئله اصلی آن است که ارزش دلار چگونه کاهش یابد، بدون آنکه اعتماد سرمایه‌گذاران و ثبات بازار‌های مالی آسیب ببیند.

تجربه تاریخی؛ از توافق پلازا تا توافق لوور

مداخلات هماهنگ دولت‌ها برای تغییر ارزش دلار در دهه‌های اخیر چندان رایج نبوده است. پیش از اقدامات مشترک آمریکا و ژاپن در سال جاری، آخرین مداخله هماهنگ این دو کشور برای فروش دلار در برابر ین به سال ۱۹۹۸ بازمی‌گشت.

فدرال رزرو آمریکا نیز در اواخر سال ۲۰۰۰، اندکی پس از آغاز به کار یورو، همراه با بانک مرکزی اروپا و برخی نهاد‌های دیگر برای حمایت از پول واحد اروپایی وارد عمل شد.

از زمان آغاز نظام نرخ‌های ارز شناور در اوایل دهه ۱۹۷۰، تنها دو تلاش واقعاً گسترده بین‌المللی برای تغییر ارزش کلی دلار صورت گرفته است:

توافق پلازا در سال ۱۹۸۵: با هدف کاهش ارزش دلار که در آن زمان به‌شدت تقویت شده بود.

توافق لوور در سال ۱۹۸۷: با هدف تثبیت بازار ارز و مهار پیامد‌های کاهش ارزش دلار پس از توافق پلازا.

این توافق‌ها در دوره‌ای شکل گرفتند که همکاری چندجانبه میان قدرت‌های اقتصادی از مقبولیت بیشتری برخوردار بود. شرایط کنونی متفاوت است و دلار نیز هنوز به سطح قدرتی که در دهه ۱۹۸۰ تجربه کرده بود، نرسیده است.

چشم‌انداز؛ آزمونی اقتصادی و سیاسی برای ترامپ

تقویت دلار در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای، تناقضی مهم را در سیاست اقتصادی ترامپ برجسته کرده است: دولتی که به‌دنبال افزایش صادرات و احیای تولید داخلی است، اکنون با بازاری مواجه شده که برخلاف این اهداف حرکت می‌کند.

دلار قدرتمند می‌تواند هزینه واردات را کاهش دهد و از برخی جنبه‌ها به مهار قیمت کالا‌های خارجی کمک کند، اما هم‌زمان رقابت‌پذیری صادرات آمریکا را تضعیف می‌کند. در مقابل، تضعیف دلار ممکن است به تولیدکنندگان داخلی کمک کند، ولی اگر بدون مدیریت و هماهنگی کافی انجام شود، می‌تواند پیامد‌هایی برای جریان سرمایه، تورم و ثبات مالی داشته باشد.

از این منظر، مسیر آتی دلار تنها یک مسئله ارزی نیست، بلکه معیاری برای سنجش میزان پیشرفت دولت ترامپ در اجرای برنامه اقتصادی خود نیز به شمار می‌رود. انتخابات سوم نوامبر مشخص خواهد کرد که رأی‌دهندگان تا چه اندازه از عملکرد اقتصادی دولت حمایت می‌کنند؛ موضوعی که می‌تواند بر فضای سیاسی لازم برای ادامه اصلاحات تجاری و ارزی کاخ سفید تأثیر بگذارد.

در نهایت، موفقیت راهبرد ترامپ به این بستگی دارد که دولت چگونه میان اهدافی مانند تقویت تولید داخلی، کاهش کسری تجاری، حفظ اعتماد سرمایه‌گذاران و کنترل تورم تعادل برقرار کند. تحقق هم‌زمان این اهداف، به‌ویژه در شرایطی که بازار‌های جهانی مسیر متفاوتی را دنبال می‌کنند، یکی از دشوارترین آزمون‌های اقتصادی دولت آمریکا در آستانه انتخابات خواهد بود.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.