آخر این جاده آغوش امام است | روایتی از تشرف زائران پیاده دهه آخر صفر از مسیر جاده قدیم نیشابور + فیلم

  • کد خبر: ۴۳۶۹۷۹
  • ۱۹ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۳:۱۵
آخر این جاده آغوش امام است | روایتی از تشرف زائران پیاده دهه آخر صفر از مسیر جاده قدیم نیشابور + فیلم
از مراغه تا اهواز و از بابلسر تا زاهدان، این‌ها زائران پیاده‌ای هستند که این روز‌ها گام‌به‌گام مسیر پیموده تا درنهایت خود را در آغوش امام مهربانی‌ها بیندازند. این روایت حال‌وهوای جاده قدیم نیشابور است؛ همان مسیری که امسال هم عاشقان را به معشوق می‌رساند.

به گزارش شهرآرانیوز، دسته‌دسته گام برمی‌دارند؛ نجیبانه و بی‌ادعا، یک گوشه جاده را گرفته‌اند و به پیش می‌آیند. از مراغه تا اهواز و از بابلسر تا زاهدان گام‌به‌گام مسیر پیموده، کیلومتر‌ها پشت سر گذاشته و بیابان را به خیابان و جنگل را به صحرا دوخته‌اند تا درنهایت خود را در آغوش امام مهربانی‌ها بیندازند. برخی حتی ۱۲ روز و بیشتر در راه بوده‌اند. آفتاب، صورت‌هایشان را سوزانده و زمین، کفش‌هایشان را فرسوده، اما با هر قدم، عشقشان به شوق زیارت تازه‌تر شده است. این روایتی از حال‌وهوای جاده قدیم نیشابور در این روزهاست؛ همان مسیری که سال‌ها گذرگاه تشرف بی‌شمار دلدادگان سلطان توس بوده و دهه آخر صفر امسال هم عاشقان را به معشوق می‌رساند.

اینجا ببینید:

راهی که عشق کوتاهش می‌کند

در سیاهه عظیم این جمع مستان که هرساله در دهه پایانی ماه صفر به مشهدالرضا (ع) مشرف می‌شوند، زائران پیاده حال‌وهوای متفاوتی دارند. آنها را می‌توان به‌سادگی در میان هزارهزار زائر و مجاور تشخیص داد؛ با لباس‌های خاک‌گرفته، چهره‌های آفتاب‌سوخته، کفش‌های ازهم گسسته و البته چشمان اشک‌باری که از عمق ارادت و عشق پایان‌ناپذیرشان به اهل‌بیت (ع) و حضرت شمس‎الشموس حکایت دارد.

با یکی از زائران پیاده هم‌کلام شدیم. اسمش «رحمان‌علی» بود؛ اهل روستای برغمد از توابع شهرستان جوین. بدون لکنت و خیلی راحت گفت ۳۴۰ کیلومتر، پیاده و زیر آفتاب راه آمده است. از خستگی و سختی راهش که پرسیدیم، اول نگاهی به کفش‌هایش انداخت؛ کفش‌هایی که تقریباً به‌طور کامل از همه دریده شده بود. سپس با صداقت و سادگی روستایی خود پاسخ داد: «خسته که هستم! بله، خیلی خسته‌ام ولی چه اهمیت دارد وقتی دارم زیارت آقا می‌روم؟» دستی به صورت آفتاب سوخته‌اش کشید و ادامه داد: «هر قدمی که برمی‌داریم، انگار یک قدم به آقا نزدیک‌تر می‌شویم. با خودم تصور می‌کنم ضامن آهو در حرمش نشسته و دارد می‌گوید رحمانعلی بیا! درست است خسته هستیم، اما همین که چشمم به گنبد آقا بیفتد، همه این زحمت‌ها را یادم می‌رود.»

اینجا ماندن، خودش زیارت است

در این جاده همه برای رفتن آمده‌اند؛ جز آنهایی که ماندن را انتخاب کرده‌اند تا خستگی رفتگان را به در کنند. کنار مسیر، دیگ‌های شله برپا و سیخ‌های کباب بر آتش است، ظرف‌های املت یکی‌یکی پر می‌شوند و لیوان‌های شربت خنک، دست‌به‌دست میان زائران می‌چرخند. اینجا موکب فقط چند چادر و میز و دیگ نیست؛ ایستگاهی است برای نفس تازه کردن و جان گرفتن زائران پیاده تا دوباره در راه حرم قدم بگذارند.

حوالی کیلومتر ۱۰ جاده نیشابور می‌توانید موکب بزرگ «گروه جهادی محبین حضرت رقیه (س)» را ببینید که جایی وسط بیابان، آسایشی دلپذیر را برای زائران پیاده فراهم کرده‌اند. اینجا سایه‌ای امن فراهم است، با مه‌پاش، هوای خنک، نوشیدنی گوارا و مهم‌تر از همه خادمانی که مثل پروانه دور زائران امام هشتم می‌چرخند.

در همان لحظاتی که لیوان‌ها پر می‌شدند، لقمه‌ها در دست زائران می‌نشستند و تنهای کوفته زیر دست ماساژور‌ها استخوان سبک می‌کردند، به سراغ امیر بیابانی مسئول موکب رفتیم و مردی را یافتیم که بی‌شباهت با هر مسئولی، خودش در هوای داغ ظهر مشهد، وسط بیابان و کنار اجاق، سیب‌زمینی سرخ می‌کرد. از کم‌وکیف خدمت‌رسانی که سؤال کردیم، هر پاسخش فقط بر ابهاماتمان افزود.

تأکید داشت که بانیان اصلی موکب، جمع محدودی هستند، همگی از دوستان و اقوام، همه کاسب‌اند، دورهم جمع می‌شوند و در بازار کساد این روزها، پول می‌گذارند روی‌هم تا امکانات شود برای پذیرایی از زائران پیاده آقا. گفت: باورتان نمی‌شود اگر بگویم امسال به این نتیجه رسیدیم که پولمان کافی نیست و برپایی موکب شکست می‌خورد، اما وقتی کار را راه انداختیم، جوری از در و دیوار برایمان ریخت که حالا علاوه بر اطعام روزانه هزار نفر با ساندویچ کباب کوبیده، پذیرایی مبسوط با چای، شربت، دوغ، بستنی و انواع میوه هم فراهم است.

این روز‌ها جاده قدیم نیشابور فقط مسیر رسیدن به مشهد نیست. خودش بخشی از زیارت است؛ جایی که یکی با پا‌های خسته و کفش‌های فرسوده قدم برمی‌دارد و دیگری کنار دیگ غذا می‌ایستد تا خستگی به تن زائر نماند. یکی کیلومتر‌ها از خانه دورشده تا به حرم برسد و دیگری از جیب و وقت و توانش می‌گذرد تا رنج این عاشقان کمتر شود. اینجا هرکس به اندازه توانش سهمی از این خیر کثیر دارد. یکی با قدم‌هایش، دیگری با سفره‌اش و همه با یک امید مشترک؛ اینکه این جاده، هرچقدر هم طولانی و خسته‌کننده باشد، سرانجام به آستان امام مهربانی‌ها می‌رسد.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.