به گزارش شهرآرانیوز؛ مقایسه یک بازی روگلایت جدید با Hades تقریباً اجتنابناپذیر است. Hades در سالهای اخیر به یکی از مهمترین نمونههای این ژانر تبدیل شده و بسیاری از بازیسازان از ساختار آن الهام گرفتهاند؛ از زاویه دید ایزومتریک و مبارزات سریع گرفته تا چرخه مرگ، بازگشت به هاب اصلی و پیشرفت دائمی.
Echoes of Mystralia نیز از این الگو فاصله زیادی ندارد. این بازی که دنبالهای برای Mages of Mystralia محسوب میشود و توسط استودیوی Borealys Games ساخته شده، در حال حاضر بهصورت دسترسی زودهنگام منتشر شده است. با این حال، بزرگترین چالش بازی دقیقاً همینجاست؛ وقتی محصولی شباهت زیادی به اثری مانند Hades دارد، باید دلیل محکمی به مخاطب بدهد که چرا باید سراغ آن برود. خوشبختانه Echoes of Mystralia یک برگ برنده مهم دارد: سیستم ساخت و شخصیسازی جادوها.
داستان بازی در جهانی جریان دارد که با بحرانی مرموز به نام Rift روبهرو شده است. شخصیت اصلی، نگهبان جوانی به نام مازاریم (Mazarim)، برای بررسی این فاجعه و جلوگیری از گسترش آن وارد ماجرا میشود.
مازاریم که وظیفه حفاظت از خاطرات و تاریخ جهان را بر عهده دارد، از معبد میسترالیا به مناطق پایینتر سفر میکند؛ جایی که موجودات خطرناک و خاطرات فاسدشده بخشهایی از جهان را در اختیار گرفتهاند.
در طول مسیر، بازیکن با بازماندگان ملاقات میکند، محیطهای مختلف را مورد بررسی قرار میدهد و با دشمنان و نگهبانان قدرتمند مبارزه میکند. همزمان، رازهای بیشتری درباره Rift و گذشته شخصیت اصلی، از جمله پرسشهایی درباره مادر مازاریم، آشکار میشود.
اما حداقل در وضعیت فعلی نسخه دسترسی زودهنگام، روایت هنوز به اندازه Hades از نظر احساسی و داستانی عمیق نشده است. شخصیتها دوستداشتنی هستند و جهان بازی هویت مشخصی دارد، اما هنوز آن روابط پیچیده و روایت پویایی که پس از هر مرگ در Hades شکل میگرفت، در اینجا دیده نمیشود.
اگر Hades را تجربه کرده باشید، ساختار اصلی Echoes of Mystralia برایتان بسیار آشنا خواهد بود. بازیکن وارد یک ران میشود، با گروههای مختلفی از دشمنان مبارزه میکند و پس از پایان هر مرحله، مسیر بعدی خود را انتخاب میکند.
این روند ادامه پیدا میکند تا در نهایت با باسها روبهرو شوید. در صورت شکست نیز به هاب اصلی بازمیگردید و از طریق سیستم پیشرفت دائمی، قابلیتها و امکانات جدیدی در اختیار خواهید داشت.
این شباهتها چندان پنهان نیستند و ساختار کلی بازی بهوضوح از فرمول موفق Hades الهام گرفته است. البته الهام گرفتن از یک بازی موفق لزوماً مشکل محسوب نمیشود؛ مسئله اصلی این است که Echoes of Mystralia چه چیزی به این فرمول اضافه میکند؟

مهمترین ویژگی که Echoes of Mystralia را از بسیاری از بازیهای مشابه جدا میکند، سیستم ساخت و تغییر طلسمهاست.
در بسیاری از روگلایتها، بازیکن یک سلاح انتخاب میکند و بخش مهمی از ساخت بیلد به ارتقاها و انتخابهای تصادفی وابسته است. اما در این بازی، کنترل بیشتری روی نحوه عملکرد جادوها دارید.
طلسمها میتوانند با استفاده از سیستمی مبتنی بر Memories یا خاطرات تغییر کنند. این سیستم امکان ایجاد تغییرات مختلف در عملکرد جادوها را فراهم میکند و یک حمله ساده میتواند با اضافه شدن اصلاحکنندههای متفاوت، به طلسمی کاملاً جدید تبدیل شود.
همین آزادی عمل برای آزمایش کردن، جذابترین بخش تجربه بازی است. در واقع، شما فقط به دنبال پیدا کردن تجهیزات بهتر نیستید؛ بلکه در بسیاری از مواقع، جادوی مورد استفاده خودتان را طراحی میکنید.

مانند دیگر آثار روگلایت، شکست در Echoes of Mystralia به معنای پایان کامل پیشرفت نیست. پس از هر ران میتوانید منابع بهدستآمده را برای ارتقاهای دائمی مصرف کنید و قابلیتهایی را برای تلاشهای بعدی باز کنید.
ساختار کلی این سیستم آشناست و به مرور، شخصیت شما قدرتمندتر میشود. با این حال، در وضعیت فعلی بازی، حس پیشرفت همیشه به اندازهای که انتظار میرود رضایتبخش نیست.
یکی از نقاط قوت Hades این بود که حتی شکست خوردن نیز احساس پیشرفت ایجاد میکرد؛ زیرا مرگ میتوانست داستان جدیدی را باز کند یا به روابط، سلاحها و امکانات تازهای منجر شود. Echoes of Mystralia هنوز در رسیدن به چنین سطحی از پاداشدهی راه دارد.
نبرد با باسها از بخشهایی است که بازی تلاش میکند میزان تسلط شما بر سیستم جادو و بیلدی که ساختهاید را به چالش بکشد.
زمانی که همه اجزای بیلد بهخوبی در کنار یکدیگر قرار میگیرند، این مبارزات میتوانند بسیار هیجانانگیز باشند. با این حال، بالانس فعلی بازی گاهی باعث میشود برخی مبارزات بیش از حد تنبیهکننده به نظر برسند؛ بهخصوص زمانی که بازیکن با دشمنان اضافی یا یک ترکیب جادویی نامناسب روبهرو میشود.
سخت بودن باسها بهخودیخود مشکل اصلی نیست. مسئله این است که بازیکن همیشه بهخوبی متوجه نمیشود دلیل شکستش چه بوده و آیا واقعاً میتوانست عملکرد متفاوتی داشته باشد یا خیر.
از نظر بصری، Echoes of Mystralia عملکرد بسیار خوبی دارد. طراحی هنری بازی زیبا و چشمنواز است و فضای آن تفاوت قابلتوجهی با ظاهر تیرهتر و اساطیری Hades دارد.
محیطها حالوهوایی فانتزی و کارتونی دارند و شخصیتها نیز طراحی مناسبی ارائه میکنند. افکتهای جادویی یکی دیگر از نقاط قوت بازی هستند و حتی در شلوغترین لحظات مبارزه نیز میتوانند حس قدرت را به بازیکن منتقل کنند.
بهطور کلی، بخش بصری یکی از حوزههایی است که Echoes of Mystralia توانسته شخصیت مستقلتری از خود نشان دهد.
پاسخ کوتاه، بله است. Echoes of Mystralia پتانسیل قابلتوجهی دارد و پایههای یک روگلایت جذاب در آن دیده میشود.
گیمپلی سریع، ساختار آشنای ژانر و بهخصوص سیستم ساخت جادو، تجربهای سرگرمکننده ایجاد کردهاند. از سوی دیگر، انتشار بازی در قالب دسترسی زودهنگام نشان میدهد هنوز فرصت زیادی برای تکمیل محتوا و رفع نقاط ضعف وجود دارد.
بزرگترین مشکل اینجاست که شباهت بازی به Hades باعث میشود مقایسه با یکی از بهترین آثار این ژانر تقریباً غیرممکن باشد. Echoes of Mystralia هنوز به آن سطح از روایت، پاداشدهی و عمق نرسیده است.
اما شاید اصلاً لازم نباشد به Hades تبدیل شود.
اگر سازندگان بتوانند در ادامه توسعه بازی، نقاط قوت اصلی آن بهویژه سیستم جادو و هویت مستقل دنیای Mystralia را گسترش دهند، این عنوان میتواند به جای زندگی در سایه Hades، مسیر مخصوص به خودش را پیدا کند.
Echoes of Mystralia در حال حاضر یک روگلایت زیبا و امیدوارکننده با پتانسیل بالا است؛ اثری که هنوز کامل نشده، اما دلایل کافی برای دنبال کردن آیندهاش دارد.
بازی Echoes of Mystralia در تاریخ ۱۱ آگوست در استیم منتشر میشود.
منبع: ویجیاتو