به گزارش شهرآرانیوز؛ اینکه قرآن کریم از اخلاق پیامبر اعظم (ص) به «خُلق عظیم» تعبیر میکند، خصوصیتی نیست که به روزگار حیات ایشان محصور شده باشد و امروز ما نتوانیم از چشمه اخلاق رسول مهربانی بهره بریم و متنعم شویم، بلکه امروز هم اگر خود را در مدار آن اخلاق قرار دهیم، نهتنها تنفس در حیات طیبه را تجربه میکنیم، بلکه دیگر لازم نیست حیران و سرگشته برای درمان دردها و آلام، بهدنبال سراب برویم.
فرارسیدن هفدهم ربیعالاول، سالروز ولادت رسول ختمیمرتبت (ص)، فرصتی است مغتنم تا به جلوههایی از اخلاق و سیره نبوی و کاربردهای آن برای جامعه امروز بپردازیم. در اینباره با حجتالاسلاموالمسلمین سیدحسین حسینیقمی، استاد حوزه و خطیب سرشناس مذهبی، گفتوگو کردهایم.
حضرت امیرالمؤمنین (ع) در نهجالبلاغه بدون مبالغه، در دهها جا درباره پیامبر (ص) سخن گفتهاند؛ چنانکه درباره ولادت ایشان میفرمایند: «کرِیماً مِیلَادُهُ: پیامبر خدا (ص) ولادت باکرامتی داشتند.» ولادت باکرامت را دو جور معنا کردند؛ یکی اینکه پیامبر (ص) از پدر بزرگواری مثل عبدالله و مادر بزرگواری مثل آمنه متولد شدند و دیگر اینکه حوادثی که همزمان با ولادت ایشان پیش آمد، چنین تعبیری داشتهاند؛ چراکه با ولادت حضرت محمد (ص)، طاق کسری که مظهر قدرت و جبروت و ظلم و سلطنت بود، شکست؛ آتشکده فارس که محل آتشپرستی بود، خاموش شد و دریاچه ساوه که معبود عدهای بود، خشکید!
وقتی پیامبر خدا (ص) به رسالت مبعوث شدند، تازه ظهور حضرت آغاز شده و آوازهشان به اطراف رسیده بود. اگر از کسی میپرسیدند این پیامبری که آمده است، حرف حسابش چیست، پیامش چیست، در سه جمله این پیام را خلاصه میکرد و میگفت: یکی از شعارهای مهم این آقا، طرفداری از مظلوم است، با ظالمان درگیر و بهدنبال عدالت است. با ظالم و ستمگر و بیعدالتی مبارزه میکند. دوم میگفتند ایشان پیامبری است که با فسادهای اقتصادی مبارزه میکند و سومین ویژگی که برای حضرت برمیشمردند، آن بود که ایشان پیامبری طرفدار فضایل اخلاقی هستند.
قرآن کریم در معرفی پیامبر (ص)، ایشان را حریص و دلسوز برای هدایت مردم معرفی میکند و میفرماید: «لَقَدْ جاءَکمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکمْ عَزِیزٌ عَلَیهِ ما عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیکمْ بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُفٌ رَحِیمٌ.» (توبه، ۱۲۸) پیامبر (ص) برای هدایت مردم حرص میخورد. خداوند در سوره مبارک کهف میفرماید: به قدری پیامبر (ص) دلش برای هدایت مردم میسوخت که خدا به او گفت: بس است! اینقدر حرص نخور، داری جان خودت را از دست میدهی: «فَلَعَلَّک باخِعٌ نَفْسَک عَلی آثارِهِمْ إِنْ لَمْ یؤْمِنُوا بِهذَا الْحَدِیثِ أَسَفاً.» (کهف، ۶)
خدای ارحمالراحمین به پیامبر (ص) میگفت: بس است، هر کاری توانستی کردی! یا در سوره مبارک فاطر میفرماید: «فَلا تَذْهَبْ نَفْسُک عَلَیهِمْ حَسَراتٍ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ بِما یصْنَعُونَ: جان خودت را از دست نده از حسرت اینکه اینها ایمان نمیآورند.» (فاطر، ۸)
از ویژگیهای مهم پیامبر (ص) آن است که خود الگوی عمل به آن چیزی بودند که مردم را دعوت میکردند؛ اگر دعوت به انفاق میکردند و میفرمودند مالتان را در راه خدا بدهید، خودشان آنقدر انفاق کردند که قرآن فرمود بس است: «وَ لا تَبْسُطْها کلَّ الْبَسْطِ.» (اسراء، ۲۹) هنگام جهاد نیز چنین بودند؛ در نهجالبلاغه، بخش حکمتهای شگفتیآور، شماره۹ از امیرالمؤمنین (ع) آمده است که: «کُنَّا إِذَا احْمَرَّ الْبَأْسُ اتَّقَیْنَا بِرَسُولِ اللَّهِ (ص)، فَلَمْ یَکُنْ أَحَدٌ مِنَّا أَقْرَبَ إِلَى الْعَدُوِّ مِنْهُ: هنگامى که کارزار سرخ مىشد، ما خود را در پناه رسولاللّه (ص) حفظ مىکردیم (همه ما به پیامبر (ص) پناه میبردیم) و از میان ما، کسى نزدیکتر از او به دشمن نبود.»
همچنین پیامبر اکرم (ص) درباره عبادت به مردم نمیگفتند شما نماز بخوانید، بلکه ابتدا خود عامل بودند، تاجاییکه آیه نازل شد: «طه، ما أَنْزَلْنا عَلَیک الْقُرْآنَ لِتَشْقی: چقدر نماز میخوانی و عبادت میکنی؟ ما این قرآن را نازل نکردیم که اینقدر خودت را به زحمت بیندازی.» (طه، ۱و۲)
درباره کیفیت نماز شب پیامبر (ص) آمده است که از خواب بیدار میشدند و وضو میگرفتند، آیات پایانی سوره آلعمران را میخواندند، به آسمان نگاه و گریه و رازونیاز میکردند، دو تا دو رکعت نماز میخواندند و میخوابیدند. دوباره بیدار میشدند، دو تا دو رکعت میخواندند؛ هشت رکعت، دوباره میخوابیدند و دوباره بیدار میشدند.
درباره عبادت، آیه نازل شد، بس است. درباره ایثار آیه نازل شد، درباره هدایت آیه نازل شد، بس است. پیامبر (ص) در جهاد، مقدم بر همه بودند؛ در ایثار عزیزان خود، مقدم بودند؛ در جنگ بدر پسرعمویشان عبیده تقدیم شد؛ در جنگ اُحد عمویشان حمزه به شهادت رسید و در جنگ مؤته، پسرعمویشان جعفر طیار.
برای شناخت شخصیت پیامبر اکرم (ص)، باید علاوهبر معجزات و نشانههای نبوت، به مجموعه صفات اخلاقی و رفتاری ایشان توجه کنیم؛ اخلاق، رفتار و سیره پیامبر اعظم (ص) بهتنهایی گواه روشنی بر صدق نبوت ایشان بود.
صاحب «مناقب» مینویسد: «اگر پیامبر اکرم (ص) هیچ معجزهای جز صفات حسنهای که در وجود مبارک ایشان جمع شده بود نداشتند، همان صفات برای اثبات صدق نبوت حضرت، کافی بود.» طبرسی نیز در «مجمعالبیان» درباره اخلاق پیامبر (ص) آورده است: «از عجایب زندگی رسول خدا (ص) این است که با وجود برخورداری از همه عوامل ظاهریِ جلب مقام و منزلت، از همه مردم متواضعتر بودند.»
از یکی از همسران پیامبر (ص) پرسیدند: رسول خدا (ص) در خانه چهکار میکردند؟ گفت: «شما چهکار میکنید؟ آقایی که فخر رسل و عقل کل و اشرف موجودات است، وقتی به خانه میآمد، لباسش را تمیز میکرد، کفشش را وصله میزد، گوسفندی را که داریم، میدوشید، کارهای شخصیاش را انجام میداد، با همسرش صحبت میکرد، در خانه فردی معمولی بود و معمولی زندگی میکرد، اگر مسئلهای پیش میآمد که پیامبر (ص) خوشحال میشدند، میفرمودند: «الحمدلله علی هذه النعمه: خدایا شکر نعمت دادی» و اگر مسئلهای ایشان را ناراحت میکرد، میفرمودند: «الْحَمْدُ للهِ عَلَی کُلِّ حال» اگر همین دو جمله پیامبر (ص) الگوی زندگی ما باشد، دیگر نیازی نیست در بحرانها و تلاطمها سراغ داروهای آرامبخش برویم.
امام باقر (ع) میفرمایند: «هنگامی که پیامبر اعظم (ص) نماز صبح را به پایان میرساندند، رو به مردم مینشستند و تا طلوع خورشید در همان حالت باقی میماندند.» این زمان فقط زمان ذکر و عبادت نبود، بلکه فرصتی برای رسیدگی به مسائل مردم نیز بود. حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) و دیگر مردم، نزد پیامبر (ص) میآمدند و اگر کسی حاجتی داشت، اجازه میگرفت و آن را مطرح میکرد.
پیامبر اکرم (ص) از وضعیت مردم سؤال میکردند؛ میپرسیدند آیا بیماری درمیان مردم هست که به عیادت او برویم؟ آیا کسی مسافر است که از او احوالپرسی کنیم؟ آیا مؤمنی از دنیا رفته است که در تشییعجنازه و نماز بر او شرکت کنیم؟ بنابراین بخش مهمی از ساعات پس از نماز صبح رسول خدا (ص)، صرف پیگیری امور مردم و رفع نیازهای آنان میشد.
همچنین، در حالات رسول خدا (ص) آمده است هنگامی که میوهها میرسید، حضرت دستور میدادند در دیوار باغ، شکافهایی ایجاد شود تا مردم بتوانند از محصولات باغ استفاده کنند.