در معادلات سخت ژئوپلیتیک، «جنگ» تنها یک برخورد فیزیکی میان نیروها نیست؛ جنگ، آزمونی است برای سنجشِ «اراده ملی» و «کیفیت رهبری». جنگ است که عیار واقعی مردانگی و اقتدار را عیان میکند و دقیقا در لحظاتی که سخن از نبرد به میان میآید، «جای خالی مردان مقتدر» بیش از هر زمان دیگری در خلأهای استراتژیک کشور احساس میشود.
ما در دو سال اخیر که در میانه دو جبهه سنگین و جنگهای جهانی نوین قرار گرفتهایم، بیش از هر زمان دیگری آن «ستونهای استوار» را یاد کردیم. مردانی که با شهادت، ما را در حسرت حضور مادیشان نشاندند، اما در میدان معنوی، همچنان جلودار ما هستند. سرلشکر شهید محمود کاوه، نماد همین «ستونهای دفاعی» است. او ازآندست فرماندهانی بود که حضورشان، تنها یک «نیروی نظامی» نبود، بلکه به سان یک عامل مهم بازدارندگی روانی نیز عمل میکرد.
در تحلیل راهبردی، حضور فرماندهای، چون کاوه، بهمعنای آن بود که دشمن پیش از آنکه حتی فکر نفوذ در مرزها را بکند، با «غروب قبل از طلوع» روبهرو شود. نام او در میان گروههای نیابتی آمریکا و صهیونیسم، بهتنهایی ابزاری برای بازدارندگی بود. او میتوانست همزمان، هم مرزهای غرب را دربرابر نفوذ بیگانه ببندد و هم در جنوب، با همان صلابت مجاهدانه، پنجه یانکیها را بشکند.
تاریخ شفاهی و روایتهای بزرگترها، از قدرت اثرگذاری او سخن میگویند؛ قدرتی که گویی جادوی تمام نفوذهای بیگانه را باطل میکرد. جاودانه است گواهی رهبر شهید انقلاب درباره او که وی را از یک «شاگرد دوران انقلاب» به یک «استاد دوران امروز» ارتقا دادند. این یعنی کاوه، فراتر از یک نظامی، به یک «مدرسه راهبردی» تبدیل شده بود؛ کسی که میتوانست خیمه امنیت ملی را سرپا نگه دارد.
امروز، درحالیکه چهلمین سالگرد شهادتش را گرامی میداریم، وظیفه ما تنها «سوگگزاری» نیست، بلکه «روایتگریِ درست» است. نسل امروز باید بداند که اهتزاز پرچم ایران، مدیون خون کسانی است که از خود، «ستونهای خیمه» ساختند. ما نباید فقط به کاوه دیروز «گریز» بزنیم، بلکه باید او را در کالبد امروز خود «تکثیر» کنیم. واقعیت میگوید تهدیدات امروز، متفاوت و دشمن بسیار خبیثتر از گذشته است.
ما با «ماردوشهایی» روبهرو هستیم که با جنگهای اطلاعاتی و ترورهای علمی، قصد نابودی مغزهای جوان ما را دارند. ما با «ضحاکانی» مواجهیم که هدفشان تضعیف بنیانهای معرفتی و تضعیف اراده ملت است. ترور دانشمندان، کشتن فرماندهان و حتی هدفقراردادن دانشآموزان با موشکهای دشمن، بخشی از یک استراتژی کلی برای «شکستن اراده ملی» است.
اینها میخواهند ایران را دربرابر خود، بیدفاع و ضعیف ببینند؛ اما پاسخ راهبردی به این تهدیدات، تنها در بازخوانی یک «کاوه» نیست؛ پاسخ در این است که ما به یک «ملت کاوه» تبدیل شویم. ما نیازمند «همافزایی ملی» هستیم تا بتوانیم دربرابر این ضحاکان خونآشام، یک «درفش واحد» برافرازیم. اگر جسم کاوه در میان ما نیست، او در جان و اراده ما حضور دارد تا به ما یادآوری کند که این جنگ، باز هم «جنگ کاوه» است.
زمان آن رسیده که یک ملت در هیئت پرشکوه «لشکر ویژه» بهخط شوند؛ چراکه مبارزه برای سربلندی ایران، فقط با داشتن «ستونهای استوار» و «مردان مقتدر» ممکن است. کاوه جلودار ماست و ما نیز، باید جلودار آیندهای باشیم که در آن، ایران با قدرت همبستگی و اقتدار مردانش، در تمام جبهههای جنگ ترکیبی پیروز شود.