زهرا زنگنه | شهرآرانیوز؛ نام کمالالملک، ما خراسانیها را به سفری در نیشابور و سیاحت آرامگاه زیبای او میبرد و شاید دیگران را به تالار آینه و کاخهای قاجار؛ اما زندگی محمد غفاری بسیار فراتر از دربار و پرترههای شاهانه بود. جوانی که از کاشان به تهران آمد، در دارالفنون آموخت، به دربار ناصرالدینشاه راه یافت، راهی اروپا شد و سرانجام یکی از مهمترین جریانهای نقاشی نوین ایران را پایه گذاشت. امروز چهار اثر از او در موزه رضوی نگهداری میشود؛ چهار تصویر از ایرانِ روزگار او که وجهی کمتر دیدهشده از هنر کمالالملک را پیش چشم ما میگذارد.
پیش از آنکه همه او را «کمالالملک» صدا بزنند، محمد غفاری جوانی بود که در خانوادهای هنرمند در کاشان به دنیا آمد. خانواده غفاری با نقاشی و هنر بیگانه نبودند و محمد نیز از همان سالهای نوجوانی به این هنر علاقه نشان داد؛ علاقهای که بعدها مسیر زندگی او را تغییر داد.
محمد برای آنکه نقاشی را جدیتر و اصولیتر بیاموزد، راهی تهران شد و به دارالفنون رفت؛ مدرسهای که در آن روزگار یکی از مهمترین مراکز آموزش نوین در ایران به شمار میرفت. او در دارالفنون، نقاشی را نزد علیاکبر مزینالدوله آموخت و با اصول و شیوههای تازه نقاشی آشنا شد. این آموزشها به او کمک کرد تا نگاه دقیقتری به طبیعت و چهره انسان پیدا کند و قلمش فراتر از شیوههای سنتی نقاشی روی بوم به حرکت درآید.
استعداد محمد غفاری در همین سالها مورد توجه قرار گرفت و راه او به فضای هنری پایتخت باز شد. ناصرالدینشاه در یکی از بازدیدهای خود از دارالفنون، تابلویی را که غفاری از چهره اعتضادالسلطنه، رئیس وقت دارالفنون، کشیده بود دید و از کار او خوشش آمد. پس از آن، زمینه حضور این نقاش جوان در دربار فراهم شد؛ اتفاقی که مسیر فعالیت حرفهای او را به شکل جدی تغییر داد.
ورود محمد غفاری به دربار ناصرالدینشاه، نقطه مهمی در زندگی حرفهای او بود. ناصرالدینشاه به نقاشی علاقه داشت و دربار او یکی از مهمترین مراکز سفارش و تولید آثار هنری در ایران به شمار میرفت. غفاری نیز به تدریج در میان هنرمندان دربار جایگاه ویژهای پیدا کرد و به مقام نقاشباشی دربار رسید.
ترسیم شمایل شاه، شاهزادگان و رجال درباری از موضوعات اصلی نقاشی دربار بود؛ اما غفاری در اجرای این آثار به جزئیات و نمایش دقیق چهرهها، لباسها و فضای پیرامون توجه ویژهای داشت. توجه به نور، سایه، حجم و انعکاس نیز در آثار این دوره او دیده میشود؛ شیوهای که متفاوت از شیوه بسیاری از نقاشیهای رایج دربار قاجار بود.
کمالالملک در این دوره صرفا به ثبت چهرهها اکتفا نکرد و محیط و فضاهای پیرامونی هم در قاب آثارش نقش بستند. «تالار آینه» یکی از شناختهشدهترین آثار کمالالملک در این دوره است؛ تابلویی که او در آن، فضای داخلی تالار، آینهها و انعکاس نور را با دقت زیادی به تصویر کشیده است. این اثر در بین ۱۷۰ اثر به تصویر کشیده شده او، جایگاه ویژهای دارد.
در سالهای حضور غفاری در دربار قاجار، توجه و علاقه ناصرالدینشاه به هنر او بیشتر شد. سلطان صاحبقران به شاگردی او در آمد و در همین دوره او را «نقاشباشی» نامید. شاگرد، بعدها به پیشنهاد محمد حسین فروغی، لقب «کمالالملک» را به استادش داد. عنوانی که به تدریج جای نام خانوادگی غفاری را در میان مردم گرفت و با هویت هنری او پیوند خورد. با وجود موفقیت در دربار، فعالیت هنری کمالالملک به فضای کاخها و سفارشهای درباری محدود نماند. این تصمیم، چند سال بعد او را راهی اروپا کرد و فصل تازهای را در زندگی و هنر او رقم زد.
کمالالملک در ادامه و پس از سالهاحضور در دربار، با هدف آشنایی با شیوههای نقاشی در غرب، عازم اروپا شد. کمالالملک حدود سه سال در اروپا ماند. فلورانس و روم را گشت و به پاریس و وین هم سفر کرد تا آثار نقاشان بزرگ را ببیند و روی آنها مطالعه کند.
بخشی از این دوره را به بازدید از موزهها و گالریها اختصاص داد و با دقت، آثار استادان اروپایی را بررسی و از روی برخی از آنها نسخهبرداری کرد. در این میان، آثار رامبراند برای او متفاوت از باقی هنرمندان بود و در شناخت بهتر نور، سایه و حجم تأثیر زیادی بر شیوه نقاشی کمالالملک گذاشت.
این سفر تنها به آشنایی با آثار نقاشان اروپایی محدود نماند. کمالالملک در این سالها با شیوههای تازه آموزش و تولید آثار هنری نیز آشنا شد. پس از بازگشت به ایران، تجربههایی که در اروپا به دست آورده بود در آثار و فعالیتهای هنریاش دیده شد و موضوعات نقاشی او نیز بیش از گذشته از فضای دربار فاصله گرفت.
بازگشت کمالالملک به ایران، تنها ادامه فعالیتهای نقاشی او نبود. او به تدریج توجه بیشتری به آموزش هنر نشان داد و تلاش کرد شیوههای تازهای را که در سالهای حضورش در اروپا آموخته بود، در اختیار هنرجویان ایرانی قرار دهد.
این نگاه سرانجام به شکلگیری مدرسه صنایع مستظرفه در تهران انجامید؛ مدرسهای که در آن نقاشی و برخی دیگر از هنرهای سنتی آموزش داده میشد. کمالالملک در این دوره بیش از آنکه تنها به خلق آثار خود بپردازد، به تربیت نسل تازهای از هنرمندان توجه داشت و شاگردان متعددی را در این مدرسه پرورش داد.
تأثیر او بر نقاشی ایران نیز به همین دلیل تنها به تابلوهایی که از او باقی مانده محدود نمیشود. شیوه آموزش، توجه به طبیعت و واقعگرایی در نقاشی و تأکید بر مشاهده دقیق، از ویژگیهایی بود که در میان هنرجویان و نقاشان نسل بعد گسترش پیدا کرد.
بخش دیگری از کارنامه کمالالملک را هم میتوان در منظرههایی دید که پیش از سفر او به اروپا و در جریان سفرش به مازندران در سال ۱۲۹۲ قمری خلق شدند. چهار اثر از این دوره امروز در موزه آستان قدس رضوی نگهداری میشود؛ آثاری که در ادامه، تصویری متفاوت از کمالالملک، به دور از فضای دربار و چهرههای رسمی، پیش روی مخاطب قرار میدهند.
***
شرحی بر ۴ اثر کمالالملک در موزه آستان قدس رضوی
در میان آثار نگهداریشده از کمالالملک در موزه آستان قدس رضوی، چهار تابلو به چشم میخورد که در سالهای ۱۳۵۴، ۱۳۵۵ و ۱۳۵۷ خورشیدی، با تأیید کارشناسان وقت آستان قدس رضوی خریداری شدهاند.
آثاری که تصویری از طبیعت، جغرافیا و زندگی روزمره یکی از مناطق مازندران را از نگاه یکی از مهمترین نقاشان دوره قاجار ثبت کردهاند.
این تابلو یکی از این چهار اثر است که کمالالملک آن را در دوم شوال سال ۱۲۹۲ قمری با رنگروغن روی بوم پارچهای، در ابعاد ۱۰۰ در ۷۰ سانتیمتر، به تصویر کشیده است. موضوع نقاشی، منظره ورودی رودخانه به دریاست؛ در بخش پیشین تابلو قایقی با هفت سرنشین دیده میشود و در دوردست، گروهی از لشکریان با پرچمهایشان در حال عبور از روی پل هستند.
حضور این عناصر در کنار طبیعت، منظره را از یک تصویر صرفا طبیعی فراتر برده و بخشی از فضای جغرافیایی و اجتماعی منطقه را نیز ثبت کرده است. کمالالملک در پایین تابلو، توضیحی درباره موقعیت جغرافیایی و موضوع نقاشی نوشته و تاریخ خلق آن را نیز ثبت کرده است. این یادداشت که با مرکب مشکی نوشته شده، از ارزش مستند اثر نیز حکایت دارد و اطلاعاتی درباره محل و موضوع منظره در اختیار مخاطب قرار میدهد.

این تابلو سیزدهم رمضان ۱۲۹۲ در مازندران به تصویر کشیده شده است و ابعادی مشابه تابلوی قبل دارد و کمالالملک در آن به سراغ طبیعت شمال ایران رفته و فضای روستایی و کوهستانی منطقه را به تصویر کشیده است. در این آثار، توجه نقاش به جزئیات محیط و ثبت دقیق عناصر طبیعی، نشاندهنده جایگاه ویژه منظرهپردازی در دورهای از فعالیت هنری اوست.
چشماندازهای شمال ایران؛ از صفیآباد تا رودخانه تجن دو اثر دیگر این مجموعه، «منظره جلگه صفیآباد» و «منظره پل رودخانه تجن» هستند که هر دو با ابعاد ۱۰۰ در ۷۰ سانتیمتر به مناظر شمال ایران اختصاص دارند. در این نقاشیها نیز طبیعت، رودخانه، پل و چشماندازهای گسترده منطقه، موضوع اصلی اثر را تشکیل میدهند و کمالالملک تلاش کرده است فضای جغرافیایی مازندران را با دقت و جزئیات ثبت کند.

این تابلو تصویری از پلی بر رودخانه تجن در نزدیکی ساری است. پل و رودخانه در کنار چشمانداز طبیعی اطراف، ساختار اصلی تابلو را شکل میدهند و در کنار ارزش هنری، تصویری از جغرافیای منطقه در اواخر دوره قاجار ارائه میکنند.

کمال الملک این اثر را نیز با تمرکز بر گستره طبیعی جلگه، به تصویر کشیده است. مجموعه چهارگانه آثار کمالالملک در موزه رضوی از این جهت اهمیت دارد که به دورهای پیش از سفر او به اروپا مربوط میشود؛ او در سفر به مازندران، بخشی از توانایی خود را در ثبت طبیعت و چشماندازهای ایران به کار گرفت.
این چهار تابلو امروز در کنار دیگر آثار گنجینه هنرهای تجسمی رضوی، بخشی از میراث هنری کمالالملک در موزه آستان قدس رضوی را تشکیل میدهند.
