مرضیه ترابی | شهرآرانیوز؛ برخی از مورخان بر این باور هستند که نخستین کارخانههای مهمات و اسلحهسازی در مشهد، طی دوره قاجاریه پا گرفت. طبق آنچه که در «نقشه دالمج» (رسم شده در سال ۱۲۸۶ قمری) قابل بررسی است، ظاهرا در فضای ارگ مشهد (که در جنوبغربی شهر قرار داشت و دارای دروازه مستقل بود)، تشکیلات «قورخانه» (اسلحهسازی) در دو کارگاه «قدیم» و «جدید» فعالیت میکرد و علاوه بر آن، کارگاه «باروطکوبخانه» را به منظور تهیه باروت موردنیاز تسلیحات، در ضلع شرقی میدان بزرگ ارگ ساخته بودند. با این حال، بررسی متون تاریخی نشان میدهد که گزارش ادعای مذکور چندان واقعی نیست و پیشینه تأسیس اسلحهسازی در مشهد، به مدتها قبل از دوره قاجار و به واقع، دوره صفویه باز میگردد. در مشهد، دستکم از دوره شاهصفی صفوی به بعد، شواهد تاریخی مربوط به فعالیت کارخانههای اسلحهسازی و بهویژه «توپریزی» وجود دارد. هر چند که ممکن است تأسیس این کارگاهها به صورت موقت و در شرایط خاص بودهباشد، اما محصولات این مراکز اسلحهسازی، در برخی لشکرکشیهای مهم تاریخ ایرانِ عصر صفوی، نقشی محوری و غیرقابل انکار داشتهاست. نوشتار پیشروی شما، به بررسی یکی از برهههای خاص تاریخ ایران اختصاص دارد، زمانی که تمامیت ارضی کشور مورد هجوم بیگانگان قرار گرفت و تسلیحات ساخت کارگاههای توپریزی مشهد، برای بیرون راندن دشمن، وارد کارزاری تمامعیار شد.
برخلاف تصور تعدادی از مورخان که فکر میکنند ایرانیان از دوره شاه عباس یکم و با همکاری برادران «شرلی»، با توپ و تفنگ آشنا و به آن مجهز شدند، سربازان ایرانی حتی پیش از آغاز دوره صفوی نیز، سلاحهای آتشین را میشناختند و به تأثیر آنها در نبردها واقف بودند. «راجر سیوری» در کتاب خواندنی «ایران عصر صفوی»، ضمن «افسانه» خواندن آشنا نبودن ایرانیان با سلاحهای جدید تا دوره شاه عباس یکم، مینویسد: «برخلاف باور عمومی، حکمرانان ایران از این پیشرفت (استفاده از سلاح آتشین) غافل نبودند، اگرچه تماسهای آنها با اروپا، بالطبع به نزدیکی تماسهای امپراتوری عثمانی نبود. در سال ۱۴۷۱ میلادی (۸۷۵ قمری) حکمران ونیز محمولهای از سلاحهای آتشین برای فرمانروای آققویونلو، اوزون حسن، فرستاد که در قبرس توقیف شد. دو سال بعد در ۱۴۷۳ میلادی (۸۷۷ قمری) عثمانیان با شکست دادن اوزون حسن در فراتِ عُلیا، نمایشی عینی از کاربرد توپخانه را به وی نشان دادند. اوزون حسن از ونیز تقاضای کمک کرد و در ۱۴۷۸ میلادی (۸۸۲ قمری) ونیزیان یکصدنفر توپچی باتجربه و قابل، برایش فرستادند. احتمالا به دلیل تلاش همین افراد در همان سال، خلیل، شاهزاده آققویونلو را میبینیم که علیه رقبایش از توپ استفاده میکند و از آن زمان به بعد اشارات متعددی درباره استفاده از توپ در محاصرههای جنگی وجود دارد.» با این حال، ظاهرا انتقال فناوری ساخت توپ و تفنگ به صنعتگران ایرانی، تا دوره شاه عباس یکم عملی نشد و ارتش ایران در تقابل با دشمنان قدرتمندی مانند عثمانیها، از این سلاحها چندان بهرهمند نبود. بخشی از این ورود دیرهنگام، به مقاومت سرداران قزلباش نیز مربوط میشد؛ آنها استفاده از سلاحهای آتشین را به دور از شیوه شجاعت و پهلوانی میدانستند؛ حتی زمانی که این سلاحها در ایران تولید شد، دسته تفنگچیان عموما از غلامان خاصه بودند و در میان قزلباشها ارج و قربی نداشتند. با این حال، سرداران ایرانی به زودی فهمیدند که برای دفاع و عقب راندن دشمنی که با سلاحهای مدرن هجوم میآورد، حتما به استفاده از سلاحهای مدرن نیاز است.

با اینکه امکان انتقال فناوری تولید سلاحهای آتشین به ایران وجود داشت، اما از آنجا که نگاه اولیه فرماندهان و سربازان ارتش ایران به سلاحهای آتشین، نگاهی تحقیرآمیز بود، این کار برای حدود نیم قرن عقب افتاد تا اینکه در زمان شاه عباس یکم، با ورود کاروان برادران شرلی، صنعتگران ایرانی فناوری تولید این سلاحها را دریافت کردند و طولی نکشید که با تلاش آنها در کارگاههای توپ و تفنگسازی ایرانی، لشکری مستقل و مجهز به سلاحهای آتشین تشکیل شد که نقش مهمی در غلبه ایران بر نیروهای امپراتوری عثمانی، طی نبردهای بعدی داشت. این استقلال در تولید تسلیحات، باعث شد که کارگاههای دیگری در شهرهای بزرگ ایران ایجاد شود. تأسیس این کارگاهها، هزینههای انتقال ادوات را بسیار کم میکرد و علاوه بر آن، سرعت تحرکات نظامی را بالا میبرد. مشهد یکی از شهرهای مهم در شرق ایران بود که اول به دلیل همجواری با مناطق فعالیت ازبکان ودوم، به دلیل قرار گرفتن در محدوده خراسان بزرگ که مرزهای شرقی آن به حدود هندوستان میرسید، نیازمند تمرکز خطوط صنعتی تولید تسلیحات بود. به همین دلیل، ظاهرا از اواخر دوره شاهعباس یکم، به تدریج مقدمات ایجاد چنین کارگاههایی در مشهد هم فراهم شد.
شواهد تاریخی نشان میدهد کارخانه توپریزی مشهد، در دوره شاهصفی صفوی و با پایمردی مراد بیگ توپچیباشی ملقب به «انیسالدوله» تأسیس شد. توپچیباشی یا رئیس توپخانه، فرمانده واحد توپخانه سپاه ایران در عصر صفوی بود. این سمت در دورههای مختلف فرمانروایان صفوی وجود داشت. ظاهرا نخستین توپچیباشی سپاه ایران، «حمزهبیگ» بود که توسط شاه اسماعیل یکم به این مقام منصوب شد. در دوره شاهعباس یکم که سپاه ایران از تسلیحات ساخت داخل استفاده میکرد، ابتدا «غریچیخان» و سپس «برخورداربیگ» به این سمت منصوب شدند و در دوره شاهصفی، ابتدا «مرتضیقلی بیگ» و سپس، «مراد بیگ» به این مقام دست یافتند. مرادبیگ این مسئولیت را در دوره شاه عباس دوم نیز حفظ کرد و یکی از فرماندهان لایق سپاه ایران در نبردهای سرنوشتساز بود؛ نبردهایی مانند نبرد قندهار که برای عقب راندن متجاوزان هندی انجام شد. واقعیت آن بود که با وجود تسلط تاریخی حکومت ایران بر قندهار، دستکم از دوره اشکانی به این سو، فرمانروایان مغولنژاد هند – موسوم به دودمان گورکانی – مدعی مالکیت این شهر بودند و حتی مناسبات حسنه میان ایران و هند در دوره سلطنت نصیرالدین همایون گورکانی، نتوانست در تعدیل این ادعا مؤثر واقع شود. در شوال سال ۱۰۴۷ قمری، شاهجهان، امپراتور گورکانی هند، با سوءاستفاده از اوضاع به هم ریخته دربار صفوی به قندهار تاخت و این شهر را به تصرف درآورد. ایرانیان با وجود تلاش بسیار، نتوانستند تا مدتی قندهار را پس بگیرند.
دلیل این مسئله، همانطور که اشاره شد، ضعفی بود که به دلیل نزاع داخلی، دربار صفوی را فراگرفتهبود. شاه صفی با وجود مأموریت دادن به «انیسالدوله» برای ایجاد کارخانه توپریزی در مشهد، نتوانست برای آزادسازی قندهار اقدامی انجام دهد؛ در آن زمان، ایران در حال دفع هجمههای عثمانیها در مرزهای غربی بود. با مرگ شاهصفی در ماه صفر سال ۱۰۵۲ قمری و به قدرت رسیدن فرزند دوازده ساله او، شاه عباس دوم، کار پس گرفتن قندهار باز هم به تأخیر افتاد؛ اما در این مدت، کارخانه توپریزی مشهد فعال شد و ساخت توپهای قلعهکوب سنگین، در دستور کار قرار گرفت.

گزارش ولیقلیخان شاملو در کتاب «قصصخاقانی» نشان میدهد که در این مدت، پنج توپ قدرتمند در مشهد تولید شدهبود. او مینویسد: «مرادخان (انیسالدوله) آن توپها را بدین اسامی موسوم ساخت، اولین توپ امام، دومین توپ اَصلان (شیرِ بیشه)، سومین توپ اژدها، چهارمین توپ ببرِ بیان، پنجمین توپ ایلدریم (معنای ترکی آذرخش). بعد از آنکه انیسالدوله خدمت مقرره را به اتمام رسانید فرمان همایون شَرَفِ نفاذ یافت که رستمخان سپهسالار به همراهی چند هزار نفر از غازیان (جنگجویان) شیرشکار به ولایت خراسان رفته به تهیه اسباب و آلات جنگ بکوشند.»
این اتفاقات در سال ۱۰۵۳ قمری رخ داد و سپاه ایران با ساز و برگ لازم به سوی شرق حرکت کرد. اما رستمخان با وجود در اختیار داشتن سپاهی قدرتمند، نتوانست در قندهار کاری از پیش ببرد. ایرانیان مغلوب ارتش هند شدند و هندیها که جرئت پیدا کردهبودند، به پیشروی در خاک ایران پرداختند. با این حال، قوای کمکی که از خراسان به سوی متجاوزان حرکت کردهبود، راه را بر آنان سد کرد و پس از نبردی سخت، شکست به جبهه هندیها افتاد و آنها ناچار به عقبنشینی شدند. به دنبال این پیروزی، فرمانروای صفوی، مرتضیقلیخان قاجار را مأمور آزادسازی قندهار کرد. در پی حرکت سپاه، شاه عباس دوم نیز، شخصا و با نیروی دیگری به سوی شرق تاخت. در این نبرد، مهمترین بخش توپخانه ارتش ایران، شامل پنج توپ ساخت مشهد بود. عبدالرضا هوشنگ مهدوی در کتاب «تاریخ روابط خارجی ایران» مینویسد: «دو سپاه ایرانی از دو طرف قندهار را در محاصره گرفتند. ولی به علت حصار آن شهر که با کمک مهندسین فرانسوی ساخته شدهبود و همچنین مقاومت شدید هندیها محاصره نزدیک به دو سال طول کشید تا اینکه سرانجام در تابستان سال ۱۶۵۰ میلادی، ایرانیان توانستند مقاومت محصورین را در هم شکسته و شهر را آزاد کنند.» در هجوم نهایی، غرش توپهای ساخت مشهد، جنگ را مغلوبه کرد. گلولههای سنگین شلیک شده از پنج توپ اصلی، بخشی از حصار مستحکم شهر را فروریخت و به این ترتیب، ارتش ایران به داخل قندهار راه یافت و شهر از چنگ دشمن متجاوز آزاد شد.
منبع:
تاریخ روابط خارجی ایران، عبدالرضا هوشنگ مهدوی، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۹۲ قصص خاقانی، ولی قلی شاملو، تصحیح حسن سادات ناصری، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۷۵ ایران عصر صفوی، راجر سیوری، ترجمه کامبیز عزیزی، نشر مرکز، ۱۳۹۵ تاریخ ایران (دوره صفویه)، مجموعه تاریخ کمبریج، ترجمه یعقوب آژند، امیرکبیر، ۱۳۹۰