به گزارش شهرآرانیوز؛ امروز اگر از بلوار سجاد عبور کنیم، شاید یک پل عابر پیاده چیز چندان ویژهای به نظر نرسد؛ سازهای شهری که برای عبور امن مردم از خیابان ساخته شده است. اما برای مشهدِ اوایل دهه ۷۰، چنین پلی اتفاقی تازه بود.
آن روزها هنوز بسیاری از خیابانهای مشهد شکل و شمایل امروز را نداشتند. شهر آرامآرام بزرگتر میشد، خودروها بیشتر میشدند و بلوارهای عریضی که زمانی خلوتتر بودند، به مسیرهای پرتردد تبدیل میشدند.
در چنین روزگاری، خبری در سوم مهرماه ۱۳۷۳ در روزنامه خراسان منتشر شد؛ خبری درباره احداث نخستین پل هوایی عابرپیاده مشهد در انتهای بلوار سجاد.
پلی که قرار بود روی بزرگراه آزادی قرار بگیرد و مردم را از جزیره میانی بلوار سجاد به سمت پارک ملت برساند.

آنچه برای امروز شاید یک پروژه معمول شهری باشد، آن زمان برای شهروندان اتفاقی تازه بود.
طبق گزارش روزنامه خراسان، پل در کمتر از دو ماه نصب شد؛ سازهای با حدود ۵۰ متر طول، ۲ متر عرض و ۵.۵ متر ارتفاع که ساخت آن حدود ۲۰ میلیون تومان هزینه داشت.
پیش از آن، مشهد تجربه راهروهای زیرسطحی برای عبور عابران را در بلوار وکیلآباد داشت، اما اینبار قرار بود مردم برای نخستینبار از روی یکی از خیابانهای اصلی شهر عبور کنند؛ از روی بزرگراه آزادی و در مسیر پارک ملت.
و همین «بالا رفتن» از سطح خیابان، برای خودش بخشی از تجربه شهری یک نسل شد.

برای مشهدیهایی که در دهه ۷۰ نوجوان یا جوان بودند، رفتن به پارک ملت فقط یک مقصد ساده شهری نبود.
سجاد برای بسیاری از خانوادهها یکی از مسیرهای آشنای شهر بود و پارک ملت هم یکی از پاتوقهای محبوب عصرهای مشهد.
پل تازهساز درست در مسیر رفتوآمد مردم قرار گرفته بود.
تصور کنید یک عصر تابستانی دهه ۷۰ را؛ اتومبیلهایی که از بزرگراه آزادی عبور میکنند، خانوادههایی که به سمت پارک ملت میروند و عابری که باید برای رسیدن به آن طرف خیابان، از پلههای یک سازه تازه بالا برود.
برای بچهها، خود پل بخشی از ماجرا بود.
پلهها را بالا میرفتند، چند لحظه بالاتر از خیابان میایستادند و پایین را نگاه میکردند؛ خودروهایی که از زیر پا عبور میکردند و شهری که از ارتفاعی چند متری، کمی متفاوت به نظر میرسید.
شاید امروز این تصویر ساده به نظر برسد، اما آن روزها همین تجربه کوچک میتوانست برای یک کودک یا نوجوان، خاطرهای ماندگار بسازد.

نسلی که در دهه ۷۰ در حوالی سجاد، وکیلآباد و پارک ملت زندگی میکرد، مشهد را با نشانههایی به خاطر میآورد که بخشی از آنها امروز تغییر کردهاند.
خیابانها، مغازهها، اتوبوسها، تابلوها و حتی شکل رفتوآمد مردم.
در این میان، بعضی سازههای شهری فقط یک کارکرد ندارند؛ به مرور زمان تبدیل به بخشی از حافظه شهر میشوند.
پل هوایی سجاد هم برای بخشی از مشهدیها چنین جایگاهی پیدا کرد.
یکی ممکن است آن را با عصرهای رفتن به پارک ملت به یاد بیاورد؛ دیگری با مدرسهای که آن سوی بلوار قرار داشت؛ یکی با خریدهای خانوادگی در سجاد و دیگری با روزهایی که تازه نوجوان شده بود و همراه دوستانش مسیر پارک ملت را طی میکرد.
خاطرات شهری همیشه اتفاقهای بزرگ نیستند.
گاهی یک پله است، یک نرده فلزی، صدای خودروهایی که زیر پل عبور میکنند یا چند دقیقه ایستادن بالای خیابان.
امروز مشهد پر از پلهای عابرپیاده است و شاید کمتر کسی هنگام عبور از آنها به این فکر کند که نخستین تجربه شهر از چنین سازهای چه زمانی بوده است.
اما ۳۲ سال پیش، این سازه تازه بخشی از چهره در حال تغییر مشهد بود؛ شهری که داشت بزرگتر میشد و برای جمعیت و ترافیک رو به افزایش خود، شکلهای تازهای از زندگی شهری را تجربه میکرد.
اولین پل هوایی عابرپیاده مشهد شاید امروز دیگر یک اتفاق خبری نباشد، اما برای نسلی که آن روزها از پلههایش بالا میرفت، هنوز چیزی بیشتر از یک سازه فلزی است؛ تکهای از مشهدِ قدیم که در حافظه شهر باقی مانده است.
و شاید اگر روزی از مشهدیهای دهه ۷۰ بپرسیم «پل سجاد را یادت هست؟»، پاسخ بسیاری از آنها نه یک تاریخ و عدد، بلکه یک تصویر باشد:
عصر، بلوار سجاد، مسیر پارک ملت و پلههایی که بالا میرفتند تا برای چند لحظه، مشهد را از بالای خیابان تماشا کنند.