امیرحسین فردی، مردی که از دل مسجد، قصه را به نسل‌های تازه رساند

  • کد خبر: ۴۴۸۱۴۴
  • ۰۵ مهر ۱۴۰۵ - ۱۰:۳۹
فردی
برای امیرحسین فردی، کتابخانه فقط قفسه‌ای پر از کتاب نبود؛ جایی بود برای جمع شدن آدم‌ها، حرف زدن، خواندن و نوشتن.

به گزارش شهرآرانیوز؛ امیرحسین فردی از آن نویسندگانی بود که زندگی‌اش فقط در کتاب‌هایی که نوشت خلاصه نمی‌شد. او هم نویسنده بود، هم روزنامه‌نگار، هم مدیر فرهنگی و مهم‌تر از همه، کسی که بخش بزرگی از عمرش را صرف پیدا کردن و پرورش دادن نویسندگان جوان کرد؛ مردی که از کتابخانه یک مسجد در تهران شروع کرد و بعد‌ها به یکی از چهره‌های اثرگذار ادبیات داستانی معاصر و ادبیات کودک و نوجوان تبدیل شد.

 یک روستا، یک کوه، یک کودکی

امیرحسین فردی پنجم مهر ۱۳۲۸ در روستای **قره‌تپه اردبیل**، در دامنه جنوبی سبلان، به دنیا آمد. پدرش نظامی بود و همین شغل باعث شد خانواده در سال‌های کودکی او بار‌ها جابه‌جا شوند. سرانجام خانواده به تهران آمدند و فردی دوران تحصیل و نوجوانی خود را در این شهر گذراند.

کودکی او میان دو جهان گذشت؛ روستایی که ریشه‌هایش را در آن گذاشته بود و شهری که قرار بود بعد‌ها بخش بزرگی از زندگی فرهنگی‌اش را در آن بسازد. شاید همین رفت‌وآمد میان روستا و شهر بود که بعد‌ها در داستان‌هایش نیز به شکل توجه به آدم‌های معمولی، زندگی اجتماعی و جهان کودکان و نوجوانان بازتاب پیدا کرد.

یک مسجد، یک کتابخانه، یک جمع نویسنده

مسیر حرفه‌ای فردی فقط از چاپ کتاب شروع نشد. او از همان سال‌های جوانی در فعالیت‌های فرهنگی مشارکت داشت و در سال ۱۳۵۳ از مؤسسان کتابخانه مسجد جوادالائمه (ع) بود؛ جایی که بعد‌ها شورای نویسندگان مسجد نیز در آن شکل گرفت.

این جمع کوچک فرهنگی بعد‌ها به یکی از خاستگاه‌های مهم جریان ادبی حوزه هنری تبدیل شد. شماری از چهره‌های داستان‌نویسی آن دوره از همین محافل برخاستند و فردی نیز در شکل‌گیری و استمرار این جریان نقش داشت.

برای فردی، کتابخانه فقط قفسه‌ای پر از کتاب نبود؛ جایی بود برای جمع شدن آدم‌ها، حرف زدن، خواندن و نوشتن. بعد‌ها همین نگاه را در کارگاه‌های داستان‌نویسی و فعالیت‌های فرهنگی خود ادامه داد.

یک حوزه، یک نسل تازه

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، فردی در آبان ۱۳۵۸ به حوزه اندیشه و هنر اسلامی، یعنی همان حوزه هنری، پیوست. او همراه با شماری از چهره‌های فرهنگی در شکل‌گیری بخش ادبیات داستانی این مجموعه نقش داشت.

حوزه هنری برای فردی فقط یک محل کار نبود؛ به یکی از مهم‌ترین میدان‌های فعالیت ادبی او تبدیل شد. او در سال‌های بعد در مدیریت کارگاه قصه و رمان و مرکز آفرینش‌های ادبی فعالیت کرد و به پرورش و آموزش نویسندگان جوان پرداخت.

در واقع، اگر بخشی از کارنامه فردی را باید در میان کتاب‌های خودش جست‌و‌جو کرد، بخش دیگری از میراث او را باید در نویسندگانی دید که با او کار کردند، از او آموختند یا در کارگاه‌های ادبی او حضور داشتند.

 یک «کیهان بچه‌ها»، یک عمر با کودکان

یکی از مهم‌ترین فصل‌های زندگی امیرحسین فردی با ** «کیهان بچه‌ها» ** گره خورد. او در شهریور ۱۳۶۱ به این نشریه دعوت شد و مسئولیت سردبیری آن را برعهده گرفت و سال‌ها در این جایگاه فعالیت کرد. منابع مختلف مدت این همکاری را بیش از دو دهه تا حدود ۳۱ سال ذکر کرده‌اند.

«کیهان بچه‌ها» برای فردی تنها یک نشریه نبود؛ مدرسه‌ای بود برای شناخت ادبیات کودک و نوجوان و ارتباط مستقیم با نسلی که قرار بود مخاطب آینده کتاب و داستان باشد.

او بعد‌ها نیز در شورا‌های داستان کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و دیگر نهاد‌های فرهنگی حضور داشت و در داوری جشنواره‌ها و رویداد‌های ادبی مختلف مشارکت کرد.

 یک قلم، چند جهان

امیرحسین فردی در کنار فعالیت‌های مدیریتی و مطبوعاتی، نویسنده‌ای پرکار بود. از میان آثار او می‌توان به  «اسماعیل»،  «آشیانه در مه»، «سیاه چمن» ، «کوچک جنگلی»،  «یک دنیا پروانه» ،  «یک مشت نقل رنگی»  و  «گرگ سالی» اشاره کرد. او همچنین آثاری درباره شخصیت‌ها و موضوعات تاریخی و مذهبی برای کودکان و نوجوانان نوشت.

در میان این آثار، «اسماعیل» و «گرگ سالی» جایگاه ویژه‌ای در کارنامه داستانی او دارند. «گرگ سالی» از آخرین آثار او بود و در سال ۱۳۹۲ منتشر شد؛ سالی که زندگی فردی نیز به پایان رسید.

یک مدیر، یک معلم

فردی را نمی‌توان فقط با فهرست کتاب‌هایش شناخت. بخش مهمی از کارنامه او به فعالیت‌های اجرایی و آموزشی مربوط می‌شود. او مؤسس و مدیرمسئول «کیهان علمی» بود، در جشنواره کتاب سال شهید حبیب غنی‌پور مسئولیت داشت، در شورا‌های ادبی مختلف حضور پیدا کرد و بار‌ها در جشنواره‌ها و جایزه‌های ادبی به‌عنوان داور فعالیت کرد.

در سال ۱۳۸۷ نیز نشان درجه یک هنری، معادل مدرک دکتری، به او اعطا شد.

اما شاید عنوان «معلم» بیش از هر عنوان دیگری با بخش مهمی از زندگی او جور باشد؛ معلمی که کلاسش فقط یک اتاق و چند صندلی نبود. گاهی یک نشریه بود، گاهی کارگاه داستان و گاهی همان جمع کوچک نویسندگانی که در کتابخانه یک مسجد دور هم می‌نشستند.

یک اردیبهشت، یک پایان

پنجم اردیبهشت ۱۳۹۲، خبر درگذشت امیرحسین فردی منتشر شد. او عصر آن روز در مسیر انتقال به بیمارستان لقمان و در پی مشکلات تنفسی درگذشت.

مرگ او پایان یک زندگی ادبی بود، اما پایان مسیری که آغاز کرده بود نه.

فردی در طول سال‌ها میان سه موقعیت حرکت کرده بود: **نویسنده، مدیر و پرورش‌دهنده نویسندگان**. کتاب‌هایش بخشی از این میراث‌اند؛ اما بخش دیگرش در حافظه نویسندگانی مانده که او به آنها فرصت خواندن، نوشتن و دیده شدن داد.

شاید برای همین است که وقتی از امیرحسین فردی حرف می‌زنیم، نمی‌توانیم فقط از «آثار امیرحسین فردی» حرف بزنیم. باید از آدم‌هایی هم گفت که در اطراف او ایستادند، از نشریه‌ای که سال‌ها با آن زندگی کرد، از کارگاه‌هایی که برگزار کرد و از نسلی که قصه‌گویی را در کنار او جدی گرفت.

او پنجم مهر ۱۳۲۸ در قره‌تپه به دنیا آمد و پنجم اردیبهشت ۱۳۹۲ در تهران از دنیا رفت؛ میان این دو تاریخ، زندگی مردی گذشت که برایش ادبیات فقط نوشتن چند کتاب نبود؛ **ادبیات، ساختن یک جمع بود؛ جمعی که قصه را دست‌به‌دست به نسل بعد برساند. **

 اسماعیل، گرگ سالی، سیاه چمن، آشیانه در مه، کوچک جنگلی، یک دنیا پروانه، یک مشت نقل رنگی، ملاقات با آفتاب، میرزا کوچک‌خان،تختی افسانه نبود، میهمان ملائک، هامون، زهکلوت و آن حوالی، قصه‌های گل بهار، روزی که تو آمدی،  برخی از آثار امیرحسین فردی هستند.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.