به گزارش شهرآرانیوز، در میان هنرمندان سالهای پیش و پس از انقلاب، کسانی بودند که پیش از حضور در جبهه با رنگ و قلم و صحنه زندگی میکردند، اما دفاع مقدس مسیر زندگیشان را تغییر داد.
شهید سعید جانبزرگی دوازدهم اسفند ۱۳۴۴ در شهرری متولد شد. هنوز نوجوان بود که شوق حضور در جبهه او را راهی میدان دفاع از کشور کرد و در سال ۱۳۶۲ به سپاه پاسداران پیوست و در واحد تبلیغات جنگ فعالیت خود را آغاز کرد. در جریان عملیات بدر بر اثر استنشاق گازهای شیمیایی مجروح شد، اما پس از بهبودی نسبی دوباره به جبهه بازگشت. در عملیات کربلای ۵ نیز گلولهای از کنار سرش عبور کرد. مهمترین حادثه دوران حضور او در جبهه به عملیات والفجر ۱۰ و بمباران شیمیایی حلبچه بازمیگردد؛ جایی که جانبزرگی در میان آتش و گازهای شیمیایی، به جای ترک صحنه، دوربینش را به سوی مردم و قربانیان گرفت و لحظات تلخ این جنایت را ثبت کرد؛ اقدامی که خودش نیز در جریان آن در معرض گازهای شیمیایی قرار گرفت و آثار این مجروحیت تا پایان عمر همراهش ماند. او پس از پایان جنگ تحصیلاتش را در رشته عکاسی ادامه داد و در سال ۱۳۷۵ با عنوان دانشجوی نمونه از این رشته فارغالتحصیل شد. جانبزرگی پس از سالها تحمل عوارض ناشی از مجروحیت شیمیایی و انجام چندین عمل جراحی، ۲۲ تیر ۱۳۸۱ در بیمارستان شهید مصطفی خمینی درگذشت و پیکرش در قطعه ۲۹ بهشت زهرا (س) به خاک سپرده شد.
سعید جانبزرگی را نمیتوان تنها یک عکاس حاضر در جبهه دانست؛ دوربین برای او بخشی از رسالتش در دفاع مقدس بود. او از جمله عکاسانی بود که تلاش کرد جنگ را نه صرفاً از قاب عملیات و رزمندگان، بلکه از زاویه انسانها، رنج مردم و پیامدهای جنگ ثبت کند. مجموعه عکسهای او از حلبچه، بهویژه تصاویری که در جریان بمباران شیمیایی این شهر ثبت کرد، از شناختهشدهترین آثار تصویری اوست؛ عکسهایی که حاصل حضور عکاس در یکی از خطرناکترین موقعیتهای جنگی بود و ثبتشان برای جانبزرگی هزینهای سنگین داشت. فعالیت هنری او پس از پایان جنگ نیز ادامه پیدا کرد و در کنار تحصیل دانشگاهی، به عکاسی از مناطق عملیاتی و موضوع تفحص شهدا پرداخت؛ به گفته همرزمانش، او از نخستین عکاسانی بود که روند تفحص پیکرهای شهدا را بهصورت جدی ثبت و مستند کرد و برای تکمیل پروژه دانشگاهی خود به مناطقی مانند شلمچه و فکه رفت.
آثار او در مجموعهها و کتابهایی درباره دفاع مقدس، حلبچه و عکاسی جنگ منتشر شد و در شکلگیری و فعالیتهای انجمن عکاسان انقلاب و دفاع مقدس نیز نقش داشت. او علاوه بر عکاسی، به طراحی و نقاشی نیز علاقه داشت و همرزمانش از فعالیتهای هنری او در دوران جنگ یاد کردهاند. نادر طالبزاده نیز در مراسم بزرگداشت این عکاس شهید، جانبزرگی را هنرمندی دانست که در جستوجوی «هنر متعهد» بود. در واقع اهمیت کار جانبزرگی در این بود که دوربینش را به ابزاری برای فراموش نشدن آدمها و لحظههای جنگ تبدیل کرد؛ چنانکه از میان قابهای او، حلبچه، رزمندگان، پیکرهای کشفشده شهدا و لحظات پس از جنگ، به بخشی از حافظه تصویری یک دوره تاریخی تبدیل شدند.
شهید ابوالفضل ماهرخ از شهدای دوران دفاع مقدس و از امدادگرانی بود که در سالهای جنگ تحمیلی برای یاریرساندن به رزمندگان راهی جبهه شد. روایتهای منتشرشده از زندگی او نشان میدهد که روحیه کمک به دیگران از سالهای کودکی در وجودش شکل گرفته بود و با آغاز جنگ، نمیتوانست نسبت به شرایط رزمندگان و مردم بیتفاوت بماند. ماهرخ در میدان نبرد در جایگاه امدادگر به مجروحان و رزمندگان خدمت میکرد و سرانجام در راه انجام همین وظیفه به شهادت رسید. یاد و نام او در مجموعه روایتهای شهدای امدادگر نیز ثبت شده و زندگیاش با مفهوم خدمت به دیگران و حضور مسئولانه در روزهای سخت جنگ گره خورده است. روایت زندگی او با عنوان «قلم آسمانی» نیز منتشر شده است؛ روایتی که از دوران کودکی و شکلگیری روحیه کمک به همنوع در او آغاز میشود و به حضورش در جبهه و شهادتش میرسد.
اما در کنار وجهه جهادی و امدادی شهید ابوالفضل ماهرخ، نام او در عرصه هنر خوشنویسی نیز ثبت شده است؛ بهگونهای که در برنامه تجلیل از شهدای هنرمند هنرهای تجسمی، از او بهعنوان یکی از شهدای هنرمند حوزه خوشنویسی یاد شده است. خوشنویسی برای ماهرخ تنها یک فعالیت هنری نبود؛ قلم و نوشتن بخشی از جهان فکری و فرهنگی او را شکل میداد و همین پیوند میان هنر و روحیه معنوی، تصویری متفاوت از او به جا گذاشته است. در بزرگداشت شهدای هنرمند تجسمی، نام ابوالفضل ماهرخ در کنار دیگر شهدای خوشنویس همچون سیدعلی محمودیان قرار گرفت؛ موضوعی که نشان میدهد میراث او تنها به حضور در جبهه محدود نمیشود و بخشی از هویت او در هنر نیز قابل پیگیری است.