به گزارش شهرآرانیوز؛ در خیابان رسالت۱۲۰، کوچه یا کوچههایی هست که اگر کسی از بیرون نگاهش کند شاید چیز چندانی دستگیرش نشود؛ ولی اگر بیشتر سرک بکشد و خوب نگاه کند داستان به کل تغییر میکند؛ تعداد زیادی کارگاه تعطیل شده و تارعنکبوتبسته، درهای فلزی، و تعداد محدودی هم کارگاه باز و کارگر و صدای ابزار و رفتوآمد آدمهایی که هرکدام مشغول کاری هستند.
«دهرود» روزگاری پر بوده از سماورسازیهای مختلف. آنقدرکه یکی از اهالی میگفت در کوچههای این حوالی، گاری و چرخ سماورهای ساختهشده برای بارگیری، توی صف قرار میگرفتند. با همه اینها اینجا هنوز بخشی از تاریخ یک حرفه است؛ حرفهای که زمانی در نقاط مختلف شهر پراکنده بود و بعد، کمکم، خودش را در این گوشه از دهرود جمع کرد و به راستهای تبدیل شد که هنوز نام سماورسازها را با خود دارد. در این گزارش، با دو تن از قدیمیترینهای این پیشه حرف زدیم. یکی هنوز با دست و چکش سماور میسازد و آن یکی مقداری صنعتیتر و بزرگتر، در سولهای که پر است از سماورهای بزرگ و بوی تیزاب.
اسماعیل جومند هشتادودوساله یکی از قدیمیهای این حرفه است که هنوز با دست کار میکند و با چکش روی آهن میکوبد. وقتی از گذشته حرف میزند، تاریخ سماورسازی برایش چیزی دور و انتزاعی نیست؛ آدمهایی هستند که کنارش کار کردهاند، کارگاههایی که در آنها شاگردی کرده است. خودش میگوید از سال۱۳۳۴، در خیابان سعدی، پیش حاجی حکاک وارد این حرفه شده است؛ «آن موقع شاگرد بودیم. هم سماور، دستی ساخته میشد و هم کارهایی که با همکاری چند نفر انجام میدادیم. بعد هم کمکم کارهای متفرقه اضافه شد و شکل کار تغییر کرد.»
آن سالها سماور نفتی به خانهها راه پیدا کرده بود و چای درستکردن با آن برای بسیاری از خانوادهها بخشی از زندگی روزمره بود. بازار سماور هم به همین نسبت رونق داشت. جومند از روزهایی یاد میکند که کارگاهها سفارشهای زیادی میگرفتند و کارگرها ساعتهای طولانی پای سماور میایستادند؛ «بعضی وقتها از صبح زود تا هشت شب کار میکردیم. روزی دهدوازده ساعت کار میشد. کمکم تولیدها بیشتر شد. هفتهای پنجاه تا، بعد پنجاه تا صدتا و همینطور کار میکردیم. چرا؟ چون آن موقع خرید سماور خیلی مرسومتر از الان بود.»
سماورسازی در مشهد یکباره در دهه پنجاه به جاده سیمان نرسید. سالها کارگاهها در نقاط مختلف شهر پراکنده بودند. استادکارها و شاگردها هرکدام در گوشهای کار میکردند و بخشی از مراحل ساخت نیز در کارگاه دیگری انجام میشد. جومند خودش در خیابانهای مختلف کار کرده و بعدها در کنار استادکاران دیگری قرار گرفته است. قصه آمدن سماورسازها به این کوچه، به روایت او، با آمدن فردی به نام «تبریزی» و شکلگرفتن نخستین کارگاهها در این محدوده جدیتر شد. او میگوید: قبلا هرکسی جایی کار میکرد. ما هم در خیابان رام، نزدیک کارخانه نخریسی، کار میکردیم و کارگاهها متفرقه بودند. بعد که آقای تبریزی اینجا زمین گرفتند و کارگاه ساختند، کمکم بقیه هم آمدند. چون وقتی کار پخش بود، آدم باید برای یک کار چند جا میرفت و دور میزد تا کار سماور تمام شود. اینجا که جمع شدند، کمکم کارگاهها بیشتر شد و صدها کارگاه در این منطقه شکل گرفت. اسم کوچه سماورسازها هم از همان موقع ماند.»
طبق گفته جومند، برای حرفهای که ساخت محصولش به چندمرحله و چند تخصص وابسته بود، کنار همقرارگرفتن استادکارها، آبکارها، چرخکارها و دیگر فعالان این حوزه، کار را آسانتر میکرد. یک سماور برای رسیدن به شکل نهایی، مسیر کوتاهی را طی نمیکرد؛ برش میخورد، جوشکاری میشد، روی قالب قرار میگرفت، چرخکاری و سوراخکاری میشد، آبکاری میشد و بعد دوباره برای مونتاژ و آببندی به کارگاه برمیگشت.
اگر سماورهای امروزی را کنار سماورهای قدیمی بگذاریم، تفاوت ابزارها و شیوه تولید چشمگیر است؛ اما به گفته سعید معینی، یکی از سماورسازان این راسته، این حرفه هنوز همه گذشته خود را کنار نگذاشته است. معینی پنجاهوهفتساله است و از خانوادهای میآید که سماورسازی در آن سابقه دارد. خودش از سال۱۳۸۰ بهطور مستقل وارد کار شده و امروز همراه دو برادرش کارگاه دارد. حوزه کارشان بیشتر سماورهای صنعتی و بزرگ است؛ همان سماورهایی که در هیئتها، چایخانهها و مراکز مذهبی استفاده میشوند. او درباره تغییرات این حرفه میگوید: قدیم کار سماورسازی با دست انجام میشد. الان هم سبک کار خیلی تغییر نکرده و شاید حدود سیدرصد یا بیشتر از همان سبقه قدیمی را هنوز داشته باشد. قدیم مثلا گاز نبود و با چراغ نفتی کار میکردند. بعد گاز آمد. دستگاهها هم کمکم تغییر کردند. اوایل کارهایی بود که با همکاری چند نفر و با دستگاههای ساده انجام میشد. یک نفر پای دستگاه میایستاد و آن را میچرخاند و نفر دیگر کار خودش را انجام میداد. بعد کمکم قالب درست کردند و دستگاهها حالت نیمهصنعتی پیدا کردند.
این تغییرات از میانه قرن گذشته جدیتر شد. به گفته معینی، ورود برخی سماورهای کارخانهای و تولیدات صنعتی به بازار، شکل تولید را هم تغییر داد. سماورسازها دیگر نمیتوانستند همه کار را با روشهای کاملا سنتی انجام دهند و برای بالابردن تعداد تولید و یکدستترشدن محصولات، بهسمت قالب و دستگاه رفتند. معینی میگوید بخشی از این تغییرات با ورود تولیدات صنعتی و تجربههایی که از بیرون به بازار ایران رسید، سرعت گرفت؛ «قدیمیهایی بودند که دستگاه و روشهای جدیدتر را آوردند و سماور را کارخانهایتر کردند. وقتی تولید بیشتر شد، مجبور بودند کارگر بگیرند. کارگرهایی هم که اینجا بودند، کمکم کار را یاد گرفتند و خودشان استادکار شدند. پدر ما هم مدتی بهعنوان چرخکار میرفت تهران کار میکرد. بعد که کار بیشتر شد، خودشان قالب درست کردند و کار حالت نیمهصنعتی گرفت.»
برای کسی که همه عمرش را با سماور گذرانده، خوببودن یک سماور فقط به ظاهر آن مربوط نمیشود. سماور باید هم دوام داشته باشد و هم درست کار کند؛ آب ندهد، حرارت را درست منتقل کند و در استفاده طولانیمدت از فرم نیفتد. مثلا جومند میگوید: سماور خوب از نظر جنس باید ضخامت مناسب خودش را داشته باشد. ظرافت کاری هم مهم است. باید طوری ساخته شود که مصرفکننده راحت از آن استفاده کند. آبکاریاش باید خوب باشد، سوارکاریاش درست باشد و آب ندهد. سوختش هم باید خوب باشد. سماور باید طوری باشد که مصرفکننده راحت بتواند با آن کار کند.
اما حتی بهترین سماور هم اگر درست استفاده نشود، عمر زیادی نمیکند. او معتقد است شیوه استفاده از سماور در دوام آن نقش مهمی دارد؛ بهخصوص در دورهای که گاز جای نفت را گرفته و حرارت مستقیم میتواند به بدنه آسیب بزند؛ «گاز خشک است و اگر زیادش کنی، سماور میسوزد. باید اندازه حرارت بدهی. اگر روی گاز میگذاری و شعله را زیاد میکنی، رنگش عوض میشود و خراب میشود. باید شعله را کم کنی و تمیز نگهش داری و شستوشو بدهی. عمر سماور خیلی به مصرفکننده بستگی دارد.»
کارگاههای این راسته فقط سماورهای خانگی نمیسازند. معینی میگوید: سماورهای خانگی بیشتر ماشینی هستند، اما سماورهای بزرگ که برای حسینیه و هیئت ساخته میشوند، خیلی وقتها دستی هستند. البته بعضی مدلهای بزرگ هم با دستگاه ساخته میشوند. ما سماورهایی برای هیئتها و جاهای مختلف ساختهایم.
یکی از سفارشهای خاصی که در خاطره قدیمیترها مانده، سماورهای بزرگ حسینیههاست. جومند از سماورهایی یاد میکند که برای حسینیه باقریه در خیابان حاجحبیب ساخته شده بود و اندازهشان با سماورهای معمولی خانه قابل مقایسه نبود. در کارگاههای این راسته، ساخت سماور گاهی به معنای ساخت وسیلهای است که باید در یک مراسم بزرگ، ساعتها و حتی روزها کار کند. معینی نیز از تولید سماورهای بزرگ برای مراکز مذهبی و چایخانهها میگوید؛ از جمله سماورهایی که برای چایخانه امام رضا (ع) ساخته شدهاند. او میگوید از صدها کارگاه سماورسازی در خیابان رسالت ۱۲۰، حالا تعداد مغازهها به انگشتان دست هم نمیرسد و بیشترین فروششان به شمال کشور است.
کتری برقی، چایساز و سماور برقی سالهاست وارد خانهها شدهاند و بخشی از کارکرد سماور قدیمی را گرفتهاند. بااینحال، سماور هنوز از خانههای ایرانی بهطور کامل بیرون نرفته است. دلیلش شاید فقط عادت نباشد. برای بسیاری، چای سماور مزه دیگری دارد؛ بهخصوص وقتی پای سماور نفتی یا زغالی در میان باشد. معینی میگوید: کسی که چایخور باشد، حتما تفاوتش را میفهمد. اگر چای را با سماور زغالی، نفتی و گازی درست کنید، طعمشان فرق میکند. چای زغالی یک طعم خاص دارد و بوی دودی میگیرد. همین باعث میشود خیلیها هنوز سماور را دوست داشته باشند.
بازار هم، به گفته او، با وجود ورود وسایل جدید هنوز کاملا از سماور خالی نشده است؛ «خدا را شکر بازار بد نیست. کتری برقی آمده، سماور برقی آمده و این چیزها هم هست، ولی مردم هنوز به سماور قدیمی علاقه دارند. خیلیها حداقل برای خانهشان یک سماور دارند.»
احتمالا روزی سماور از بسیاری از خانهها برود و جای خود را به وسیلهای سریعتر و کمدردسرتر بدهد. اما تا وقتی در خیابان رسالت۱۲۰، پشت درهای کارگاهها، ورق فلز بریده میشود، بدنه سماور شکل میگیرد و سماورهای بزرگ برای چایخانهها و هیئتها ساخته میشوند، این کوچه هنوز چیزی برای گفتن دارد؛ قصه حرفهای که شکلش عوض شده، ابزارش تغییر کرده، اما هنوز تمام نشده است.