به گزارش شهرآرانیوز، سیدجواد هاشمی که امسال نیز با فیلم یکی میاد دنبالم در جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان حضور دارد، در گفتوگو با شهرآرانیوز درباره جایگاه سینمای کودک در فرهنگ جامعه، دلایل کمکاری این حوزه، مشکلات اقتصادی تولید فیلم کودک، رقابت با انیمیشنها و پلتفرمهای خارجی و راهکارهای نجات این سینما صحبت کرد.
او سینما و ورزش را دو رکن مهم فرهنگسازی برای نسل جدید میداند و معتقد است بیتوجهی به سینمای کودک میتواند در سالهای آینده پیامدهای فرهنگی گستردهای به دنبال داشته باشد.
به نظر شما سینمای کودک امروز چه تأثیر اجتماعی و فرهنگی بر نسل جدید دارد و آیا این ظرفیت بهدرستی مورد استفاده قرار گرفته است؟
سینمای کودک اگر با همین روال پیش برود، شرایط خوبی نخواهد داشت؛ اما اگر جایگاه خودش را پیدا کند، بدون شک میتواند ظرفیتهای مهم فرهنگی و اجتماعی در جامعه ایجاد کند. این موضوع بهخصوص درباره نسل جدید اهمیت دارد، چراکه آینده کشور در دست همین کودکان است.
متأسفانه نگاه نادرست برخی مسئولان و حتی خانوادهها به آموزش کودکان باعث شده این قشر بزرگ و تأثیرگذار جامعه تا حدی فراموش شود. سینما نیز در کنار دیگر فعالیتهای فرهنگی و هنری، بدون شک میتواند تأثیرگذار باشد.
من معتقدم سینما و ورزش از مهمترین ارکان فرهنگسازی و از مهمترین ظرفیتها برای آیندهسازی نسل جدید هستند. اگر به این دو حوزه بیتوجه باشیم، در آینده با مشکلات جدی مواجه خواهیم شد.
چرا سینمای کودک در سالهای اخیر نسبت به گذشته کمکارتر شده است؟ مهمترین دلیل را اقتصادی میدانید، ضعف فیلمنامه، مشکلات اکران یا تغییر سلیقه مخاطب؟
سینمای کودک فقط به این چهار مورد که اشاره کردید مبتلا نیست؛ شاید بتوان گفت با صد مشکل دیگر هم روبهروست. متأسفانه یک بیماری گریبان سینمای کودک را گرفته که بسیار جدی است. این بیماری هم اقتصادی است، هم به نبود توجه مسئولان و خانوادهها مربوط میشود، هم ریزش مخاطب و نبود فیلمنامه مناسب در آن نقش دارد.
از طرف دیگر، بعضی آثار ضعیف و بیبنیه و غیراصولی تولید میشوند. طبیعی است که وقتی فیلمی جذابیت لازم را برای تماشاگر نداشته باشد، مخاطب از آن استقبال نمیکند. ساخت فیلم ضعیف و دور از شأن کودکان ایرانی نمیتواند آنها را به سینما جذب کند.
مردم هم به دیدن فیلمهای ضعیف عادت کردهاند. همین امروز اگر یک فیلم قوی، پرطمطراق و اسمدار با یک عنصر نوستالژیک آماده تولید شود، باز هم مردم از آن استقبال خواهند کرد. من شنیدهام داریوش فرضیایی در حال ساخت فیلم است و این اتفاق واقعاً جای خوشحالی دارد. فکر میکنم فیلم او با استقبال خانوادهها روبهرو خواهد شد و خانوادهها منتظر چنین پالسهای مثبتی در سینمای کودک هستند.
اگر قرار است سینمای کودک به سالهای اوج خودش برگردد، همه باید دست به دست هم بدهند. معتقدم اگر قرار باشد بنیاد سینمایی فارابی با بودجه موجود تعداد زیادی فیلم کمرمق تولید کند و بعد این آثار در کشو بمانند یا با استقبال اندک اکران شوند، بهتر است همان بودجه برای ساخت یک فیلم درست و حسابی هزینه شود تا این نهاد فراموششده دوباره آبیاری شود و از نو جان بگیرد.
چرا سرمایهگذاران و تهیهکنندگان کمتر به سراغ تولید فیلم کودک میروند و برای اقتصادی شدن این سینما چه باید کرد؟
سرمایهگذار قبلاً به سینمای کودک میآمد. خود من همیشه سرمایهگذار خصوصی داشتم، اما هفت سال است که با سرمایه خصوصی فیلم نساختهام.
وقتی قیمت بلیت سینما در بعضی نقاط بسیار پایین است و حتی در برخی شهرستانها و مراکز ضعیف قیمت بلیت به حدود ۵۰ هزار تومان میرسد، طبیعی است که برگشت سرمایه هیچ فیلمی تضمینشده نباشد. در چنین شرایطی چرا سرمایهگذار باید چنین ریسکی را بپذیرد؟ یا باید خیلی عاشق سینما باشد یا واقعاً ریسک بزرگی را قبول کند.
درباره مسائلی مثل پولشویی و موارد مشابه که گاهی درباره سینما مطرح میشود، نمیتوانم درست یا غلط بودن آنها را قضاوت کنم، اما اساساً احساس من این است که سینمای کودک متروک و گوشهنشین شده است.
این سینما فعلاً با یک باریکه جشنوارهای به سختی نفس میکشد و بیشتر به یک بیمار نیازمند سرم و اکسیژن شبیه است تا یک سینمای زنده و پویا.
کودک امروز با انبوهی از انیمیشنها، بازیهای رایانهای و محتوای پلتفرمها روبهروست؛ سینمای کودک ایران چگونه میتواند با این حجم از سرگرمی رقابت کند و دوباره کودکان را به سالن سینما بکشاند؟
سینمای کودک باید بسیار فرهیخته و در عین حال پرپروداکشن باشد. اگر قرار است متن خوبی نوشته شود و کارگردانی خوبی هم داشته باشیم، اما کسی برای دیدن فیلم به سینما نرود، چه فایدهای دارد؟
همهچیز باید بهروز باشد و با سلیقه امروز کودکان و خانوادهها هماهنگ شود. در کنار جذابیت، باید به نکات ویژه تربیتی نیز توجه کرد.
به اعتقاد من، سینما همچنان میتواند نقش خودش را ایفا کند؛ شاید نه بهصورت خیلی نزدیک و گسترده، اما دستکم میتواند با یک تنفس مصنوعی دوباره خودش را به شرایط مطلوب برساند و به جایگاهش برگردد.
اگر مسئولان سینمایی بخواهند برای رونق سینمای کودک یک اقدام فوری انجام دهند، از نظر شما مهمترین اقدام چیست؟
شاید باور نکنید و این حرف اصلاً منطقی به نظر نرسد، اما اگر مسئولان بخواهند بهصورت عاجل و سریع نتیجه بگیرند، باید چهار یا پنج فیلم خوب کودک را به کارگردانهایی بسپارند که هم انگیزه ساخت چنین آثاری را دارند و هم توانایی انجام آن را.
اگر پنج فیلم کودک بسیار بزرگ ساخته شود، حتی اگر دو یا سه فیلم از این مجموعه هم موفق باشند، میتوانند به سینمای کودک نفس تازهای بدهند. گاهی برای تغییر یک وضعیت، به جای تولید تعداد زیادی اثر، باید چند اثر قدرتمند و تأثیرگذار ساخته شود.
اگر روند فعلی ادامه پیدا کند و سینمای کودک همچنان کمکار بماند، چه پیامد فرهنگی و اجتماعی برای نسل آینده خواهد داشت؟
اگر تولید فیلم در حوزه کودک و نوجوان کاملاً متوقف شود، قطعاً پیامدهای جدی خواهد داشت. یکی از مهمترین پیامدها، هجوم بیشتر کودکان به سمت پلتفرمهای خارجی و تماشای آثاری است که الزاماً با فرهنگ جامعه ما هماهنگ نیستند.
وقتی تولید داخلی وجود نداشته باشد، خانوادهها ناچار میشوند برای سرگرم کردن کودکانشان سراغ آثاری بروند که ممکن است با حساسیتهای فرهنگی و تربیتی آنها و حتی با ارزشهایی که برای جامعه مهم است، تناسب نداشته باشد.
امروز هنوز بسیاری از بچهها فیلمهای قدیمی مانند آهوی پیشانیسفید، شهر موشها و کلاهقرمزی را تماشا میکنند. اینکه بعد از سالها هنوز کودکان به همان آثار قدیمی مراجعه میکنند، نشان میدهد خوراک تازه و مناسب به اندازه کافی تولید نشده است.
وقتی خوراک مناسب داخلی وجود نداشته باشد، طبیعی است که کودکان سراغ انیمیشنها و فیلمهای خارجی بروند؛ آثاری که ممکن است ساختارشان ارتباط چندانی با فرهنگ جامعه ما نداشته باشد.
از طرف دیگر، کودکان امروز با فیلمهای خارجی بسیار بیشتری مواجه هستند و حتی ممکن است سراغ آثاری بروند که دوبله نشدهاند. این موضوع علاوه بر مسائل فرهنگی و تربیتی، میتواند در بلندمدت بر زبان و ادبیات فارسی نیز تأثیر بگذارد.
اگر برای سینمای کودک فکری نکنیم، فقط یک صنعت سینمایی را از دست نمیدهیم؛ بلکه بخشی از ابزار فرهنگسازی و ارتباط با نسل آینده را هم از دست خواهیم داد.