بخشنده | شهرآرانیوز؛ مالک داروخانه از شب قبل در داروخانه مانده و مشغول انبارگردانی و بازبینی دوربینهای مداربسته بود؛ با روشنشدن هوا و حضور کارکنان داروخانه، هرچند بهشدت خسته شده بود، فنجانی قهوه نوشید و با درآوردن روپوش سفیدش راهی کلانتری سجاد شد. او در بدو ورود به این مقر پلیس، خودش را دکتر داروساز معرفی کرد و مدعی شد که برای گزارش مهمی به این مرکز پلیس آمده است.
مرد میانسال عینکش را از روی چهرهاش برداشت و به افسران کلانتری گفت: «در این شرایط تحریم و محاصره که هموطنانم برای تهیه برخی داروهای خاص با مشکلاتی مواجه هستند، فردی که پیش از این مورد اعتماد من بوده است، به جای نسخهپیچی بیماران، داروهای کمیاب را از آنها دریغ کرده و ورقبهورق آنها را دزدیده است.» اظهارات و ادعاهای این فرد آنقدر مهم بود که سرهنگ ابراهیمخواجه پور، رئیس کلانتری سجاد، پس از اینکه در جریان ماجرا قرار گرفت، بههمراه تیمی از بهترین مأمورانش، رسیدگی به این پرونده را آغاز کرد.
در گام نخست رسیدگی به این پرونده، مالک داروخانه پس از ورود به اتاق رئیس کلانتری، توضیحات بیشتری ارائه کرد و گفت: من مالک یک داروخانه بزرگ هستم. خودم بهخاطر گرفتاریهای زیاد نمیتوانم تمام روز در داروخانه حضور داشته باشم، اما دیروز بیشتر از همیشه خودم پشت پیشخوان ایستادم که زنی میانسال به من مراجعه کرد. پس از بررسی نسخه دیجیتالیاش، متوجه شدم که او برای فرزند بیمارش، چندورق قرص و آمپول کمیاب میخواهد.
او التماس کرد و گفت: «از صبح به دهها داروخانه رفتهام» و از من خواست کمک کنم تا دستخالی بیرون نرود. خوشبختانه ما داروهای مورد نیاز این زن را داشتیم. نسخه مربوط به یک بیمار خاص بود و برای همین خودم تصمیم گرفتم آن را آماده کنم. حین آمادهکردن نسخه متوجه شدم موجودی داروخانه از این داروها فقط به اندازه نسخه همین بیمار است.
پس از رفتن این زن شک کردم و مشغول بررسی موجودی و فروش داروها شدم، اما چیزی پیدا نکردم. هرچند به همه کارکنان داروخانه اعتماد داشتم، دور از چشم آنها خودم شبانه انبارگردانی کردم و آنجا بود که فهمیدم کسری داروهای کمیاب و گرانقیمت بسیاربیشتر از این حرفهاست. همین موضوع سبب شد به بازبینی دوربینهای مداربسته بنشینم و دلیل کسری داروها را پیدا کنم.
مالک داروخانه افزود: در جریان همین بررسیها بیماری به من مراجعه کرد. وقتی نسخهاش را دیدم، مطمئن بودم از این داروها به میزان زیادی در داروخانه موجود داریم، اما در قفسه فقط پنج ورق دیدم، درحالیکه فروشی نیز ثبت نشده بود. خودم به انبارگردانی پرداختم و متوجه شدم صدها ورق قرص و ویال آمپول که این روزها تأمین آنها با مشکل روبهروست، از داروخانه گم شده است. داروهای گمشده داروهای عادی نیستند و برای نجات جان بیماران ارزش بالایی دارند.
در ادامه این جلسه، شاکی یک فلش حاوی تصاویر دوربینهای مداربسته داروخانه را به مأموران ارائه کرد و با اشاره به تصاویر ضبطشده توضیح داد: از حدود دو سال قبل، جوانی به نام «امیر» بهعنوان نسخهپیچ در داروخانه ما مشغول به کار شد. هرچند او ۲۲سال دارد و ساکن حاشیه شهر است، توانست اعتماد ما را جلب کند. امیر هرروز از حاشیه شهر به داروخانه ما در بولوار وکیلآباد میآید. او همیشه میگفت که به کارش علاقهمند است و آنقدر خوب بود که اعتماد من را بهطورکامل به دست آورد.
در پی این اظهارات، تیمی از مأموران کلانتری سجاد به سرپرستی رئیس این مرکز پلیس به بازبینی تصاویری پرداختند که دکتر با خود آورده بود. مأموران در این تصاویر دیدند که متهم پس از اتمام کارش، کولهاش را روی میز میگذارد و خیلی عادی یک ورق قرص را که چندمیلیونتومان قیمت دارد، داخل آن میاندازد. بررسی فیلم روز قبل نیز نشان داد که متهم تعدادی داروی کمیاب از یخچال برمیدارد و داخل کولهپشتیاش میاندازد. در آخرین لحظات حضورش در داروخانه، مرد جوان کولهاش را برمیدارد و خیلی عادی از محل کارش خارج میشود.
برخلاف درخواست مالک داروخانه برای دستگیری فوری متهم، مأموران باتوجهبه اظهارات و تصاویر، از هراقدام شتابزدهای صرفنظر کردند و منتظر ماندند تا تحقیقات بیشتری انجام دهند و همدستان احتمالی متهم را نیز شناسایی و دستگیر کنند. صبح روز بعد، درحالیکه تحقیقات پلیس درباره کشف جرائم احتمالی متهم ادامه داشت، امیر وارد داروخانه شد.
او هنوز روپوشش را نپوشیده بود که مأموران با هماهنگی قضایی دستگیرش کردند. پس از اینکه دستبند به دستان متهم بیستودوساله زده شد، شروع به اعتراف کرد. او که انگار برای چنین لحظهای آماده شده بود، ضمن عذرخواهی از مالک داروخانه، اعتراف کرد که یک کارتن داروی «پگنوگراف» ۲۵ عددی در صندوق عقب خودرواش است.
مأموران با بازرسی صندوقعقب خودروی متهم، این داروها را که ۷۵ میلیونتومان ارزش داشت، کشف و ضبط کردند. پس از انتقال متهم به مقر پلیس، بازجویی فنی از او آغاز شد.
امیر در بازجویی اولیه گفت: یک سال است که دزدی از داروخانه را شروع کردهام. این کار را پس از آشنایی با یک تبعه خارجی انجام دادم. او داروها را از من میگرفت و پولش را به حسابم واریز میکرد. البته مدتی است از این تبعه خبری ندارم و فکر میکنم در افغانستان باشد.
بههمینخاطر مقداری از داروهایی که برداشتهام، همچنان در خانهام مانده است. البته مراقب بودم این داروها خراب نشود و آنها را در یخچال خانه پدرم نگهداری میکردم. در پی این اعتراف، تیم تحقیق با هماهنگی مقام قضایی به خانه پدری متهم رفتند.
مأموران همانطور که متهم گفته بود، پس از ورود به محل، با گشودن در یخچال، موفق به کشف مقادیر درخورتوجهی داروی کمیاب و با ارزش شدند که ارزششان ۷۵۰ میلیونتومان بود؛ داروهایی که این روزها بسیاری از بیماران و خانوادههایشان برای پیداکردن آنها با مشکلات و سختیهای خاصی مواجه هستند. باتوجهبه اینکه این داروها باید تحت پروتکلهای خاصی نگهداری میشدند، پس از اطمینان از سلامتشان به داروخانه بازگردانده شدند.
متهم که هرروز با مراجعه بیماران و خانوادههای آنها مواجه میشد و میدانست چه جرمی مرتکب شده است، با اعتراف صریح به جرمش و همچنین اظهار پشیمانی از این اقدام، توضیح داد که هربار با دیدن بیمارانی که دربهدر دنبال یافتن این داروها بودند، تصمیم میگرفتم دیگر این کار را ترک کنم، اما با دیدن پولهایی که آن تبعه خارجی به حسابم میزد، دودل میشدم. تحقیقات پلیس برای پیدا کردن دیگرمتهمان دخیل در این پرونده ادامه دارد.