به گزارش شهرآرانیوز؛ یکی از اهالی بولوار رسالت به کلانتری خواجهربیع مراجعه و اعلام کرد که متهمی را که پیشتر از او کلاهبرداری کرده و دوباره برای کلاهبرداری آمده است، گرفتهاند و این شخص هماکنون داخل خودرو است. در پی اعلام این موضوع، سرهنگ علی برزنونی، رئیس کلانتری خواجهربیع، بلافاصله تیمی از مأمورانش را همراه شاکی به محل پارک خودرو در خیابان فرستاد. پس از حضور مأموران در محل، آنها با متهم درشتاندام مواجه شدند که دو کارگر دستان او را بسته و بهزور نگه داشته بودند. مأموران این فرد را به کلانتری منتقل کردند.
با انتقال متهم به کلانتری، او مدعی شد که بیگناه است و شاکی بیدلیل او را معطل کرده و به کلانتری آورده است. او حتی از رفتار شاکی نیز شکایت کرد و گفت باید از او عذرخواهی کند. این ادعاها ادامه داشت تا اینکه شاکی، با نشاندادن تصویری که از صفحه گوشی متهم گرفته بود، یک رسید واریز ۲ میلیاردو۱۰۰میلیونریالی را نشان داد و مدعی شد که این واریز اصلا انجام نشده و او میخواسته است با کلاهبرداری دامهای او را بدزدد. شاکی همچنین یک فلش به پلیس داد که تصاویر این فرد در آن بود.
با آغاز رسیدگی، شاکی در توضیحات تکمیلی به مأموران گفت: من دامدار هستم. این جوان مدتی قبل به من مراجعه کرد، پنج گوسفند خرید و بار وانت کرد. بعد یک رسید بانکی را در گوشیاش نشانم داد و گفت پول را واریز کرده است. پس از رفتن او متوجه شدم پولی به حسابم نیامده و رسید جعلی بوده است. تصاویر این مرد را نگه داشتم و به دوستانم هم دادم که اگر دوباره این کار را کرد، مراقب باشند.
شاکی ادامه داد: حدود ۴۵روز از این کلاهبرداری گذشته و حالا این کلاهبردار دوباره با پای خودش وارد دامداریام شده است. البته اول او را نشناختم ولی چهرهاش برایم آشنا بود، اما پس از اینکه پنج رأس دام خرید و بار وانت کرد و گفت که پولش را همینالان به حسابم واریز میکند، متوجه شدم و او را شناختم. البته اینبار بدون جلبتوجه به او گفتم که باید اول پیامک واریز برایم بیاید، ولی او با این بهانه که کار دارد، اصرار داشت که برود. او رسید واریزی را نشانم داد که متوجه شدم این تصویر از سوی یکی از مخاطبانش ارسال شده است. بعد هم با کمک کارگرانم او را گرفتیم و به کلانتری آوردم.
پس از ثبت اظهارات شاکی، متهم همچنان منکر هرگونه جرمی بود و حتی پس از بازبینی تصاویر دوربین مداربسته، ادعا کرد اشتباهی رخ داده است. متهم پس از مشاهده مستندات پلیس سرانجام در بازجوییهای فنی لب به اعتراف گشود.
او پسرعمویش را مقصر دانست و گفت: همهچیز تقصیر پسرعمویم، حسن، است. او بارها دستگیر شده است و همین حالا باید ۲۰۰ میلیون تومان ردمال بدهد. برای همین پای من به این ماجرا باز شد. من میخواستم به او کمک کنم تا به زندان نرود. پسرعمومیم به من گفت برو دام بخر! بعد که دامها را بار زدی در آخرین لحظه بگو پول را برای دامدار واریز میکنی. بعد از آن هم شماره کارت و مشخصات را برای من ارسال کن.
من هم بلافاصله رسید را برای تو ارسال میکنم. پسرعمویم بارها خودش دستگیر شده است، اما با اطمینان بالا گفت که نگران نباش. امکان ندارد تو گرفتار شوی. اگر هم شدی، بگو با سامانه پل یا ساتنا این کار را کردهای و پول احتمالا یک یا دو ساعت دیگر به حساب مینشیند. من وقتی دامها را خریدم، مشخصات کارت مالباخته را به پسرعمویم دادم. او هم رسید را برای من فرستاد. من هم به دامدار نشان دادم که این اتفاقها افتاد. اگر باور نمیکنید، خودم با او تماس میگیرم.
این فرد شماره پسرعمویش را گرفت و موضوع را به او گفت، اما پسرعمویش به زبان محلی به او گفت: «نامی از من نبر. خودت گردن بگیر. با یک تعهد آزاد میشوی.» پس از این گفتوگو، پسرعموی متهم همه چتهایش را پاک کرد. او به این کار هم بسنده نکرد و در ادامه همه حسابهای کاربری خود را در شبکههای اجتماعی حذف و گوشی خود را خاموش کرد.
باتوجهبه مستنداتی که متهم از پسرعمویش ارائه کرد، تیم تحقیق با استفاده از شگردها و تجهیزات نوین پلیسی به سوابق او دست پیدا کردند. این سوابق نشان میداد پسرعموی متهم پیشازاین بارها به اتهامات مشابه تحتتعقیب بوده و دستگیر شده است. حتی مشخص شد در یکی از پروندهها، پدرش با سختی زیاد، اموالی را که پسرش دزدیده بوده باز گردانده است.
بررسیها نشان داد متهم به همین شگرد، یعنی خرید با رسید جعلی، در شهرستانهای دیگر استان نیز هشت فقره کلاهبرداری انجام داده است. برخی شاکیان رضایت داده بودند. در ادامه با هماهنگیهای انجامشده با مقامقضایی، متهم به زندان منتقل شد.